امروز را در شرايطي شروع ميکنيم که بهجد و کاملا واقعي ويروس کرونا در کشورمان اوج گرفته است؛ اما متاسفانه از جايي که ما اگر ديگر با چيزي شوخي نکنيم و برايش جُک نسازيم؛ يعني اهميتش را از دست داده و همين زنگ خطر را به صدا درميآورد.
به هرحال برويم سراغ سرگُل خبرهاي امروز:
1- عباس ايرواني، ابربدهکار بانکي فرمايش نموده: «بدهي به بانک جرم نيست، افتخار ما اين است که به بانک بدهي داشته باشيم».
الف- يک نفر اين عزيزدل را توجيه کند که وام گرفتن از بانک جرم نيست، پس ندادنش جرم است عباس جون!
ب- پس چرا وقتي ما به بانک مراجعه ميکنيم تا وام بگيريم، با ما مثل مجرمها برخورد ميکنند؟
ج- وي افزود: پس ندادن پول بانکها به اندازه مدال المپيک حسين رضازاده و مدال طلاي هادي ساعي و گل خداداد عزيزي باعث افتخار ايران و ايرانيست!
د- قبلا ملت براي افتخارآفريني درست ميخواندند تا در المپياد شيمي و رياضي مدال بياورند، الان از بانک وام ميگيرند تا بدهکار شوند و افتخارآفريني کنند، انگار کلمات معاني خودشان را از دست دادهاند.
2- انيو موريکونه، آهنگساز معروف ايتاليايي که به مدت هفت دهه، براي بيش از 500 فيلم آهنگسازي کرد، در 91 سالگي درگذشت.
الف- يکسري از افراد هم هستند تا فوت نکنند ما نميفهميم که بين هموطنانمان چقدر طرفدار سينهچاک داشتهاند.
ب- با اين شرايط همه کساني که در روز شماعيزاده و اميد حاجيلي گوش ميدهند، من هستم!
ج- انيو موريکونه از نظر تعداد آهنگهايي که براي فيلمها ساخته نشان ميدهد، کريم جهانبخش سفيدکمر هاليوود بوده است. البته کريم مسئول برق است، ولي مهم تعداد است.
د- به زودي در منوي کافههاي کشور، خصوصا از چهارراه وليعصر تا پل کريمخان شاهد انيو موريکونه خواهيم بود که همان چاي نبات خودمان است، فقط قيمتش 20 هزار تومان است.
3- خبرگزاري ايسنا نوشته: «رکورد کرونا در ايران شکسته شد! فوت 200 نفر از بيماران در شبانهروز گذشته!»
الف- اما يک ايراني باهوش و زرنگ که سرش توي حساب و کتاب است، ميداند که دولت پول لازم است و ميخواهد به ما ماسک بفروشد با اين ترفند (نگيريمون شرلوک هولمز!).
ب- قبلا هم رضازاده ميرفت المپيک و برايمان رکورد ميزد؛ الان کرونا برايمان رکورد ميزند؛ بخشکي شانس!
ج- ظاهرا عدهاي از تئوري آن آقايي که به خبرنگار صداوسيما ميگفت: «معتادا نميگيرن!» استفاده کرده، آن را بسط داده و معتقدند: «ايراني نميگيرد!».
د- بنده به عنوان يک زشت از ماسک استقبال ميکنم! اينطوري حداقل نصف صورتم زير ماسک پنهان ميشود و قابلتحملتر ميشوم.
4- در خبرها آمده: «اکثر صادرکنندگاني که ارز را برنگرداندهاند وجود خارجي ندارند و قابلشناسايي نيستند».
الف- پس برويد يقه چوبين و بامزي و پدر پسر شجاع را بگيريد، لابد ارزها پيش آنهاست!
ب- چطور ميشود يک نفر زماني که ارز ميدهند وجود خارجي داشته باشد، زماني که بايد آن را پس بدهد وجود خارجي نداشته باشد؟ يعني علم انقدر پيشرفت کرده؟
ج- اي کاش کُد غيب شدن را به ما فقرا هم ياد بدهند تا از مردم پول قرض کنيم و زمان پس دادن بتوانيم غيب شده و وجود خارجي نداشته باشيم.
د- رويه بدين صورت است که زمان دزدي و اختلاس ما وجود داخلي داريم، بعد که گند ماجرا بالا ميآيد، طبيعتا وجود خارجي پيدا کرده، به کانادا و چند کشور فقير و عقبافتاده ديگر مثل کانادا مهاجرت ميکنيم.