اجزاي فوتبال حرفهاي معلوم است. بخش عمده آن سرمايهگذاري و هزينهکردن است. ما در کشورمان فضاي رقابتي مساوي ايجاد نکرديم که قابل ارزشيابي باشد تا مشخص شود چقدر هزينهشده و بازگشت پول چقدر بوده است. براي تمامي باشگاهها اساسنامه متفاوت وجود دارد و اين موضوع باعث ميشود تا دليل تعيينکننده قهرماني، قبل از ورود به زمين، ساختار باشگاه و ميزان سرمايهگذاري باشد. تا زمانيکه فوتبال به بخش خصوصي واگذار نشود و شرايط مساوي نداشته باشيم، قهرمانيها در ليگبرتر محدود به داخل کشور ميشود و ما در رقابتهاي آسيايي و جهاني گام به عقب ميگذاريم. اگر هدف قهرماني در داخل ليگ است، پس تلاش براي رسيدن بهعنوان قهرماني در سطح قاره که باعث غرورملي ميشود چه خواهد شد؟ نزديک به 30سال است که ديگر تيمي از فوتبال باشگاه ايران عنوان قهرماني در رقابتهاي آسيايي را کسب نکرده است. در واقع قدمبهقدم عقب رفتهايم. من سه مرتبه در مراسم قرعهکشي مسابقات باشگاهي آسيا حضور داشتم و هربار شاهد اين واقعيت بودم که وقتي تيمي از ايران درون يک گروه قرار ميگرفت، ديگر تيمها نگران بودند که در گروه مرگ قرار گرفتهاند ولي روند نتيجهگيري باشگاههاي ايراني در رقابتهاي آسيايي بهگونهاي بوده که حالا رقبا تيمهاي ايراني را حريفي معمولي تلقي ميکنند. بنده منکر تلاشها و زحمتهايي که در باشگاه پرسپوليس کشيدهشده نميشوم. قطعا مديران اين باشگاه زحمت کشيدند و بازيکنان هم نتيجه عملکرد خوبشان را ديدهاند، ولي بايد اين واقعيت را بپذيريم که فوتبال ايران ساختار معيوبي دارد و رقابت نابرابر است. باشگاهي 100ميليارد هزينه ميکند و باشگاهي هم وجود دارد که اعضاي تيمش براي خوردن آب آشاميدني در تمرينات با مشکل مواجه هستند. پس بايد بپذيريم که ساختار فعلي فوتبال حرفهاي دچار ايرادهايي جدي است و من افسوس ميخورم که از کشورهاي آسيايي عقب ماندهايم. پس از سرمايهگذاري، مثلثي وجود دارد که عامل ثبات يک باشگاه است. مديريت ستادي، مديريت فني و بازيکنان عواملي هستند که نقش مهمي در موفقيت يک تيم دارند. زماني پرسپوليس توانست با حضور برانکو بهخوبي در بخش مديريت فني و بازيکنان موفق عمل کند و اگر مديريت ستادي اين باشگاه نيز دچار ايراد بود، اما عملکرد خوب در دو بخش ديگر منجر به نتيجهگيري خوبي شد و نتيجهاش هنوز ديده ميشود. اين اتفاق زماني که قلعهنويي به استقلال آمد نيز رخ داد و پس از سه فصل آبيپوشان با او قهرمان شدند. در ايران بايد مثلث مديريت ستادي، فني و بازيکنان به بهترين شکل وجود داشته باشد تا تيم به نتيجه برسد. عدم ثبات در حوزه مديريت، آفتي است که مانع قهرماني استقلال شده است. اين تيم پس از آمدن استراماچوني شکل خوبي گرفت و به قهرماني اميدوار شد، اما عدم ثبات در حوزه مديريت فني با رفتن اين مربي ايتاليايي براي استقلال رقم خورد و اين تيم نتوانست در مسير قهرماني باقي بماند.