مرور همراه با تامل شرايط اجتماعي و اقتصادي کشور در طول چهار دهه گذشته تاکنون، نياز به تخصص و دانش اقتصادي و اجتماعي براي عموم مردم بهعنوان صاحبان انقلاب کشور و در يک کلام شهروندان اين مرزوبوم ندارد تا دريابيم که حداقل در دو حوزه اجتماعي و اقتصادي تا چه اندازه به اهداف انقلاب نزديک و يا از آن فاصله گرفتهايم؛ برادري، برابري، رفع و دفع فساد، اجراي عدالت اجتماعي و... که نتيجه مورد انتظار از چشماندازي بوده است که از استقلال، آزادي و استقرار جمهوري اسلامي ميرفته است. انقلابي که به فرموده امام راحل (ره) «انقلاب پا برهنگان» بود که نهتنها در به ثمر رسيدن، بلکه در حفظِ آن، پس از آغاز و در طولِ جنگ تحميلي ، دوران سازندگي و تاکنون قريب به اکثريتش بدان وفادار ماندهاند.با پايان جنگ تحميلي، سياستهايي چون: گسترشِ مالکيت در سطح عمومِ مردم به منظور عدالت اجتماعي- ارتقاي کارايي بنگاههاي اقتصادي و بهرهوري منابع مادي و انساني و فناوري- افزايش رقابتپذيري در اقتصاد ملي- افزايش سهم بخشهاي خصوصي و تعاوني در اقتصاد ملي- کاستن از بار مالي و مديريتي دولت در تصدي فعاليتهاي اقتصادي- افزايش سطح عمومي اشتغال- تشويق اقشار مردم به پسانداز و سرمايهگذاري و بهبود درآمد خانوارها، از جمله سياستهاي اصل44 ذکرشده که متاسفانه امروزه مردم و بالاخص همان پابرهنگان نهتنها هيچيک از اهداف فوقالذکر را حس و مشاهده نکردهاند، بلکه، آنچه را نبايد مشاهده و لمس ميکنند. (گذري در بطن و متن جامعه و نشستن در پاي صحبتها و درد دل اقشار مختلف بالاخص طبقه متوسط به پايين جامعه و مشاهده وضعيت زندگي آنان، سندي است بر ادعاي مطرح شده).عدم دستيابي به استقلال به مفهوم واقعي در حوزههاي مختلف اقتصادي، ناشي از سياستگذاريهاي قانونگذاران و مجريان اين سياستگذاريها بهعنوان متوليان امور دولتي و اجرايي سبب شده است تا با اجراي تحريمهاي ظالمانه کشور با خروج آمريکا از برجام و پيروي کشورهاي اروپايي از آن و تاثيري که توانسته است اقتصاد کشور را با اخلالي جدي مواجه و زندگي روزمره مردم را تحت تاثير قرار دهد از يکسو و از سويي ديگر سياستهاي دولتها (در 16 سال گذشته) در اداره امور اقتصادي کشور و امروز تاثيرِ ناشي از ورود ويروس كويد-19 بر اقتصاد كشور، دست در دست هم داده تا بار سنگين ناشي از بيتدبيري کمر مستضعفان را نه خم، بلکه شکسته و آينده فناپذيري را براي آنها رقم بزند، اقشار متوسط را به قشرِ فقير و اقشار فقير را به فقير مطلق سوق دهد.امروز كه كرونا با همكاري دولتي که نتوانسته سياستهاي درستي را در اين رابطه اتخاذ نمايد، توانسته است قدرت خود را درحوزه اقتصاد برافزايش آمار بيكاري، كاهش درآمدارزي و ... و در حوزه سلامت بر جان انسانها به نمايش بگذارد، بايد از متوليان امور كشور پرسيد كه با اجباري شدن استفاده از ماسك در مكانهاي سربسته از جمله اماكن اداري ، مترو ، اتوبوس و ... ( كه جاي تقدير دارد و كاش از ابتداي ورود ويروس كرونا انجام ميگرفت) براي حفظ جان آن عدهاي كه -كم هم نيستند- از توانايي تهيه حداقل امكانات بهداشت فردي در حد تهيه حتي يك ماسك در طول روز، محروم بوده و مجبور به حضور در محيط كار با استفاده از وسايل نقليه عمومي هستند، چه تدابيري انديشيدهايد تا از ابتلاي آنها به اين ويروس مهلك جلوگيري نماييد؟ مگر نه آنكه در صورت ابتلا بايد قرباني عدم تامين هزينههاي هنگفت تهيه داروهايي شوند كه شماها به آساني در اختيار ميگيريد؟ او كه نان روزش در گرو تعداد مسافراني است كه در شرايط امروز بايد با موتوري كه در اختيار دارد جابه جا كند؟ او كه فرزندش بهعلت در اختيار نداشتن گوشي هوشمند و عدم استفاده از تكنولوژي آموزشي به علت تعطيلي مدارس در اواخر سال 98 از تحصيل بازماند يا حداقل نمره قبولي را كسب كرد؟ او كه توانايي تهيه شيرخشك نوزادش را ندارد؟ او كه درمانده تاخير طولاني مدت اجاره مسكن شده است؟ و صدها و هزاران «او» ديگر. بياموزيد از معلمي كه با وجود سختيهاي معيشتي ناشي از بيتوجهي به حقوق ناچيزش، از حداقل دارايي خود و بعضا از گذران روزمره زندگياش زده و براي شاگرد يا شاگردانش با تهيه گوشي و حتي قرض از همكاران و دوستان سعي ميكند آينده فرزندان اين مرز و بوم را چون فرزند خود به خطر نياندازد.