دوازده رئيس کميسيون مجلس نامهاي با لحن تند به رئيسجمهور مينويسند و علي ربيعي در يادداشتي که خودش نامهاي است، به آن پاسخ داده است. حرف جدي و ناپوچ در اين فضا کمتر شنيده ميشود و همه به نوعي از کنار اين متن گذشتهاند. گويي کسي حال ندارد غيراز ناله کردن يا فرياد کشيدن کاري کند. او به صراحت ميگويد چنان ننويسيد که گويي مجالس اصولگراي نهم و دهم هيچنقشي در اين وضع اقتصاد و جامعه نداشتهاند: «انگار نه انگار که بودجه در کميسيونهاي مجلس تغيير ميکند و به تصويب ميرسد، مصوبات مجلس و قوانين مصوب آن بر اداره کشور مؤثر بودهاند و وزراي دولت و برنامههايشان از مجالس رأي اعتماد گرفتهاند و نمايندگان دو مجلس اصولگرا در همه هفت سال گذشته با هزاران سؤال و دهها جلسه طرح پرسش و استيضاح، بر دولت نظارت داشتهاند. گويي اداره کشور حاصل جمع مسئوليت مشترک و اختيارات اعمالشده دولت و مجلس و ساير قوا، نهادها و شوراهاي فراقوهاي مختلف نيست.» سپس به اثر تاريخ اشاره کرده و مينويسد: «برادران گرانقدر تا زماني که قرار بر اين باشد که مسئوليت وضع موجود را همگان نپذيرند و اثر مسير و ميراث تاريخي شيوه اداره کشور بر شانههاي اقتصاد و جامعه ايران تحليل نشود، گشايشي حاصل نميشود. آنچه که شما امروز نميپسنديد محصول کردار همه قوا، نهادها و شوراهايي است که سهمي در حکومت داشته و دارند، هيچکس از نپذيرفتن بار اين مسئوليت طرفي نميبندد و گرهي نميگشايد.» بهواقع مسئوليت امروز را بايد همه صاحبان قدرت بپذيرند، آنچه امروز شاهديم محصولي تاريخي و جمعي است. يکي از مهمترين عبارات متن اين است: «مجلس يازدهم نيز با راهحلهايي از جنس «مديريت جهادي»، «پرانگيزگي»، «افزايش نظارت بر دولت» و «احياي انقلابيگري» که در نامه ذکر شده به ميدان آمده است. نويسندگان نامه که برخي سالها سابقه فعاليت در عرصه اقتصادي و سياسي داشتهاند بايد ابتدا مشخص سازند که معناي عملياتي مشخص براي شعارهاي کليدي آنها چيست؟» بهواقع معناي عملياتي اينها چيست؟ اين سؤال بسيار مهمي است و ربيعي گويندگان اين واژهها در مجلس را به يک چالش بزرگ دعوت ميکند. چالش اين گونه طرح ميشود: «...بانکهاي مرکزي در دنيا متولي اصلي سياست پولي، کنترل تورم و حفظ ارزش پول ملي هستند. ممکن است صريح و شفاف توضيح دهيد که ابزارهاي بانک مرکزي بايد چگونه به تنهايي و در تعامل با ساير سياستهاي کشور عمل کنند تا آن مديريت مدنظر شما پياده شود و ارزش پول ملي حفظ شود؟ مصداق روشن شعارهايي نظير انقلابيگري، مديريت جهادي و پرانگيزگي در سياستهاي پولي و بانکي چيست و دوستان کدام طرح مکتوب و مشخص براي اعمال اين سياستها را پيشنهاد ميکنند؟» اگر يک متن مکتوب توسط مجلسيان منتشر شود که توضيح دهد «مديريت جهادي»، «احياي انقلابيگري» و «پرانگيزگي» در دل سياستهاي پولي و به قصد کنترل تورم چيست و اقتصاددانان آنرا معقول بدانند، ميتوان معناي اين شعارها را در واقعيت دانست و غيراز اين، ابزارهايي براي مناقشهاند. او ميگويد اگر واقعا اهل اصلاح، اقدام و عمل هستيد، بياييد درباره دستورکارهاي مهمي کار کنيم. اول، اصلاح قوانين ناظر بر بانکداري به منظور درمان ريشهاي معضلات نظام بانکي و عواقب ناشي از آنها... دوم، بررسي و تصويب لايحه مديريت تعارض منافع سوم. بررسي و تدوين قانون جامعي براي ارتقاي شفافيت و تضمين اجراي رويههاي ارتقاي شفافيت. چهار، اصلاح قانون جامع انتخابات و تعيين تکليف تامين مالي انتخابات. پنج، بررسي و تصويب قانون جامعي براي حفاظت از محيطزيست و تضمين توسعه پايدار. شش، تدوين راهکارهاي تفويض اختيار به استانداران و مقامات محلي براي افزايش کارآمدي. هفت، تدوين و تصويب لايحه مديريت صداوسيما. هشت، اصلاحات ساختاري در نظام بودجهريزي کشور. نه، اصلاح قوانين رسانهها و نهادهاي صنفي و مدني و سازمانهاي مردم نهاد. ده، اصلاح قوانين نظام رفاهي و حمايت اجتماعي، شناسايي اقتصادي و اجتماعي شهروندان و فقرزدايي. يازده، اصلاح قوانين مالياتي بالاخص قانون ماليات بر درآمدهاي شخصي براي ارتقاي عدالت اجتماعي و ... نامه علي ربيعي به سخن صريح و عملياتي گفتن، پذيرش خطاهاي گذشته و کار بر روي دستورکارهاي دشوار اما ثمربخش دعوت ميکند. نامهاي نيست از جنس «من فرياد ميکشم و مناقشه ميکنم، پس هستم.» اگر راهي باشد، بخش زياد آن از دل آنچه ربيعي نوشته است عبور ميکند: پذيرش مسئوليت، معنادار سخن گفتن و کار کردن روي دستورکارهاي ثمربخش.