بستن

هزينه جريان اصلاحات را كاهش دهيم

هزينه جريان اصلاحات را كاهش دهيم
آرمان ملی- احسان انصاری: اختلاف‌نظرها در جریان اصلاحات پس از انتخابات مجلس یازدهم تشدید شد؛ اختلاف‌هایی که بیشتر ناشی از عملکرد اصلاح‌طلبان در مجلس بود. تا قبل از انتخابات مجلس برخی از اصلاح‌طلبان حضور در قدرت به هر قیمتی را نمی‌پسندیدند. این در حالی بود که برخی از اصلاح‌طلبان معتقد بودند باید با زبان قدرت با قدرت سخن گفت و به همین دلیل آمال‌ها و آرزوهای اصلاح‌طلبی را در ساحت قدرت جست‌وجو می‌کردند. این وضعیت تا استعفای محمدرضا عارف از ریاست شورای عالی سیاستگذاری جریان اصلاحات ادامه داشت. با استعفای عارف چشم‌انداز آینده جریان اصلاحات با ابهامات جدی مواجه شده است. از یک سو بیم تشدید اختلافات و تشتت در تصمیم‌گیری‌ها در جریان اصلاحات وجود دارد و از سوی دیگر وضعیت جریان رقیب اصلاح‌طلبان به شکلی است که تلاش می‌کند با توجه به رویکردهای نظارتی نسبت به این جریان پس از هشت سال دوباره قوه مجریه را به دست بگیرد. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع، «آرمان ملی» با دکتر احمد حکیمی‌پور، رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی جریان اصلاحات و دبیرکل حزب اراده ملت گفت‌وگو کرده است که در ادامه می‌خوانید.

استعفاي محمدرضا عارف از رياست شوراي عالي سياستگذاري جريان اصلاحات يک تصميم فردي بود يا به صورت‌جمعي گرفته شده است؟

تصميم آقاي عارف يک تصميم شخصي بوده و شوراي عالي سياستگذاري در جريان اين تصميم نبوده است. در جلسات اخير شورا اين موضوع مطرح و گفته شد که استعفا به آقاي محمدي دبيرکل انجمن اسلامي معلمان داده شده است. آقاي عارف با راي اعضاي شوراي عالي سياستگذاري جريان اصلاحات به عنوان رئيس انتخاب شد و اگر قصد استعفا داشت بايد استعفاي خود را به شورا مي‌داد. اين در حالي است که چنين اتفاقي رخ نداده است. قبل از اين نيز آقاي موسوي‌لاري از نايب رئيسي شورا استعفا داده بود که بنده معتقدم اقدامي غير‌مسئولانه بود. با اين وجود پس از استعفاي آقاي عارف اين رويکرد تکميل شد. بهتر بود آقاي عارف موضوع استعفاي خود را در بين اعضاي شوراي سياستگذاري مطرح مي‌کرد و ديدگاه‌هاي آنها را درباره اين تصميم مي‌شنيد و سپس تصميم نهايي را مي‌گرفت. اين در حالي است که چنين اتفاقي رخ نداده است. هنگامي که رئيس يک شورا تصميم مي‌گيرد به صورت يک‌طرفه کناره‌گيري کند و اعضاي شوراي را در جريان نمي‌گذارد، اقدامي چندان مسئولانه نيست. بنده از جزئيات اين تصميم اطلاع ندارم و تنها دفتر آقاي عارف جزئيات کمي در اين مورد مطرح کرده است. يکي از چالش‌هاي مهم جريان اصلاحات عدم‌شفافيت مناسبات درون‌جرياني و تصميم‌گيري‌هاي محفلي است که به جريان اصلاحات آسيب زده است. اين تصميم نيز نشان‌دهنده عدم‌شفافيت مناسبات درون‌جرياني است. اينگونه اقدامات پايگاه اجتماعي جريان اصلاحات را با سوالات زيادي مواجه مي‌کند و و ابهام به وجود مي‌آورد.

برخي از اصلاح‌طلبان معتقدند پس از عملکرد ضعيف فراکسيون اميد در مجلس تاثيرگذاري آقاي عارف در شوراي عالي سياستگذاري کاهش پيدا کرده بود. آيا اين ديدگاه واقعيت داشته است؟

اتفاقاتي که در جريان اصلاحات رخ مي‌دهد شخصي نيست و همه محصول فرآيند اصلاح‌طلبي در کشور است. شوراي عالي سياستگذاري جريان اصلاحات نيز مــحصول جريان اصلاحات است. اين ساختار تشکيلاتي از ابتدا با مخالفت‌هاي جدي مواجه شد. انحراف در جريان اصلاحات زماني شکل گرفت که محوريت تصميم‌گيري‌ها از احزاب و تشکل‌ها به اشخاص منتقل شد. به هر حال هنگامي که شوراي سياستگذاري جريان اصلاحات شکل گرفت آقاي عارف عضو هيچ تشکل و حزبي در جريان اصلاحات نبود. يکي از شعارهاي اصلي جريان اصلاحات توسعه جامعه مدني بوده است. مهم‌ترين رکن جامعه مدني نيز احزاب و سازمان‌هاي سياسي هستند. هنگامي که آقاي عارف در رأس شوراي عالي سياستگذاري جريان اصلاحات قرار گرفت که هيچ‌گونه تعهد حزبي و تشکيلاتي نداشت. به دليل اينکه مناسبات حزبي و تشکيلاتي است فرد هر اندازه نيز توانايي داشته باشد داراي اشکال است. حتي آقاي موسوي‌لاري نيز خود را نماينده مجمع روحانيون مبارز در شوراي عالي سياستگذاري نمي‌دانست و معتقد بود به عنوان شخص حقيقي در شورا حضور دارد. به همين دليل برخي از افراد فضا را به سمت شخصي کاري بردند و اجازه ندادند تصميمات به صورت نهادي و تشکيلاتي گرفته شود. متأسفانه اين افراد هيچ‌گاه پاسخگوي رفتار خود نبوده و نيستند. کماکان نيز در روي همان پاشنه مي‌چرخد و به همين دليل نمي‌توان تنها به آقاي عارف ايراد گرفت. پس از انتخابات رياست‌جمهوري سال 92 آقاي عارف با ايثار سياسي که انجام داد؛ داراي سرمايه اجتماعي خوبي بود و ما يک جلسه در خدمت ايشان بوديم. در اين جلسه به ايشان پيشنهاد شد که سرمايه اجتماعي و نيروهاي ستادي خود را که در همه مناطق کشور فعال بودند، به صورت نظام‌مند شکل بدهيد و در ذيل جريان اصلاحات به صورت سازمان‌يافته فعاليت کنيد.

چه عواملي باعث شده است که محور تصميم‌گيري‌ها در جريان اصلاحات از تشکيلات به فرد منتقل شود؟

متأسفانه برخي از چهره‌هاي سياسي علاقه دارند فراحزبي و فراتشکيلاتي عمل کنند. نمونه بارز رويکرد مستقل از حزب، در نامه اخير آقاي موسوي‌خوئيني‌ها به مقام معظم رهبري مشهود است. آقاي موسوي‌خوئيني‌ها به‌رغم اينکه دبيرکل مجمع روحانيون مبارز به عنوان يک تشکل مهم اصلاح‌طلب است، اما بدون اطلاع اعضاي اين تشکل اين نامه را منتشر کرده‌اند. اين اتفاق نشان مي‌دهد سياست‌ورزي در چارچوب فعاليت‌هاي تشکيلاتي سياسي نيست و همچنان فردمحور است. دبيرکل يک تشکيلات محوري جريان اصلاحات يک کنش سياسي انجام مي‌دهد اما نزديکان افراد حاضر در حزب و تشکيلات از اقدام ايشان مطلع نيستند. اين اقدامات نوعي آفت و ضعف است. اين در حالي است که چنين آفت‌هايي از اصلاح‌طلبان بعيد است. ابتدايي‌ترين فعاليت يک اصلاح‌طلب رفتار براساس خرد‌جمعي و کار سازمان يافته است، اما در عمل اين رويکرد توسط برخي از بزرگان اين جريان رعايت نمي‌شود. واقعيت اين است که شوراي عالي سياستگذاري يک ظاهر حقوقي و دموکراتيک داشته در حالي که تصميمات در جايي ديگر گرفته مي‌شد. نمونه بارز اين رويکرد نيز تصميم‌گيري درباره ليست شوراي شهر تهران بود که تصميم از جاي ديگري گرفته شده بود و شوراي عالي سياستگذاري در حاشيه قرار داشت. بستن ليست شورا تنها در يک جلسه جنجالي و به صورت سريع در شوراي عالي سياستگذاري مطرح شد و خيلي زود نيز رأي‌گيري انجام گرفت و ليست منتشر شد.

آيا استعفاي آقاي عارف به عنوان نماد اصلاح‌طلبان در قدرت به منزله تغيير ترکيب شوراي عالي سياستگذاري و حضور افرادي خواهد بود که دنبال رويکرد اصلاح‌طلبي بيرون از قدرت هستند؟

بنده معتقدم در شرايط کنوني بيش از آنکه موضوع ترکيب شورا مورد نظر باشد بايد درباره وجود يا عدم وجود شوراي عالي سياستگذاري صحبت کنيم. به همين دليل نيز شوراي هماهنگي جريان اصلاحات به دنبال اين است که موضوع ماهيت و کارکرد شوراي عالي سياستگذاري را مورد بررسي قرار بدهد که در آينده بايد با توجه به چه رويکردي تصميمات جريان اصلاحات گرفته شود. در بين گروه‌ها و افرادي که به فعاليت‌هاي سياسي به شکل نظام‌مند اعتقاد دارند انتقادات زيادي نسبت به نوع تصميم‌گيري‌ها در جريان اصلاحات وجود دارد. به عنوان مثال حزب کارگزاران سازندگي يکي از احزابي است که نسبت به اين رويکرد انتقاد دارد و انتقادات خود را نيز مطرح کرده است. دبـــيرکل حزب کـارگزاران انتقادات جدي نسبت به مديريت آقاي عارف داشته است. اين مسأله که برخي عنوان مي‌کنند مخالفان آقاي عارف راديکال‌هاي جريان اصلاحات هستند صحيح نيست. بنده به خاطر دارم حزبي اجازه نداد ديوار کج شوراي عالي سياستگذاري را درست کنيم و به مسير اصلي باز گردانيم. تداوم شوراي عالي سياستگذاري جريان اصلاحات در دو دوره تنها با تأکيد حزب اتحاد ملت بود. اعضاي اين حزب به همراه همفکراني که در شوراي سياستگذاري حضور داشتند کاري کردند که شوراي سياستگذاري به مدت دو دوره ديگر نيز به کار خود ادامه بدهد. مسأله پيچيده‌تر از اين حرف‌هاست. شايد در ظاهر اتفاقاتي رخ بدهد اما در باطن و در پشت پرده اتفاقاتي رخ مي‌دهد که براي بدنه جريان اصلاحات مبهم است. محفل‌هايي که براي جريان اصلاحات تصميم‌گيري مي‌کردند بايد درباره اختلافاتي که بين خودشان رخ داده، به مردم توضيح دهند. اين در حالي است که چنين اتفاقي رخ نمي‌دهد و اين افراد خود را پاسخگو نمي‌دانند.

حزب کارگزاران چه رفتاري در زمينه تداوم شوراي عالي سياستگذاري و چالش‌هايي که در شوراي عالي وجود داشته از خود بروز مي‌داده است؟

حزب کارگزاران هر کاري که مي‌کند به صراحت انجام مي‌دهد و مواضع خود را به صورت شفاف بيان مي‌کند. بنده درباره اين حزب قضاوت نمي‌کنم که آيا اقداماتي که انجام مي‌دهد صحيح است يا خير. با اين وجود نکته حائز اهميت اين است که اعضاي اين حزب با شفافيت عمل مي‌کنند. ما بايد به دنبال گروه‌هايي باشيم که غير‌شفاف عمل مي‌کنند و اتفاقا در تصميم‌گيري‌ها نيز نقش موثري دارند. بايد رويکرد اين گروه‌ها و افراد با بدنه اجتماعي جريان اصلاحات مشخص شود. اين گروه‌ها نيز نبايد سياست‌هاي ابهام‌آميز خود را ادامه بدهند؛ بلکه بايد مواضع خود را به صورت شفاف بيان کنند.

آيا وضعيت کنوني بين تشکل‌هاي اصلاح‌طلب پتانسيل واگرايي را در جريان اصلاحات تشديد نکرده است؟ براي جلوگيري از تشتت بيشتر اصلاح‌طلبان چه بايد کرد؟

اين وضعيت همواره وجود داشته و اتفاق جديدي نيست. از دوم خرداد 76 تا امروز اين وضعيت در جريان اصلاحات وجود داشته است. به عنوان مثال جريان اصلاحات در انتخابات مجلس ششم با سه يا چهار ليست در انتخابات شرکت کردند. مشارکت که خود را صاحب اصلي جريان اصلاحات مي‌دانست همان زمان ليست مستقل ارائه کرد. اين در حالي بود که احزاب ديگر اصلاح‌طلب نيز با ليست‌هاي ديگر وارد رقابت‌هاي انتخاباتي شدند. اين اتفاق در انتخابات شوراي دوم شهر تهران نيز به صورت بدتري رخ داد. اوج اين اختلافات نيز در انتخابات رياست‌جمهوري سال 84 بود که در نهايت به شکست اصلاح‌طلبان و روي کار آمدن محمود احمدي‌نژاد منجر شد. اين وضعيت همواره در جريان اصلاحات وجود داشته است. به همين دليل بايد از اشتباهات گذشته درس گرفت و ديگر اين اشتباهات را تکرار نکرد. متاسفانه يکي از مهم‌ترين اشکالات اصلاح‌طلبان اين است که چشم خود را به اشتباهات عيني گذشته خود مي‌بندند و رفتارهايي از خود بروز مي‌دهند که بيشتر هزينه کنيم و کمتر نتيجه بگيريم.

آيا شرايطي را متصور هستيد که شوراي عالي سياستگذاري منحل شود؟

شوراي عالي سياستگذاري جريان اصلاحات يک تشکيلات موقت و با اهداف انتخاباتي بود. با اين وجود ماهيت شوراي سياستگذاري به شکلي نبود که درون اين شورا درباره آن تصميم‌گيري شود، بلکه از جاي ديگري درباره اين شورا تصميم‌گيري شده بود. شوراي عالي سياستگذاري داراي ماموريت انتخاباتي بود. به همين دليل نيز از نظر حقوقي صحيح نيست که ادامه اين شورا که براي يک ماموريت خاص به وجود آمده بود توسط خود اين شورا تصويب شود. براساس ماده 10 قانون احزاب، حزب‌هاي مختلف نمي‌توانند به صورت همزمان در چند ائتلاف حضور داشته باشند. به همين دليل نيز بايد درباره منحل کردن، اصلاح يا ادامه کار شوراي عالي سياستگذاري تصميم‌گيري جديدي صورت بگيرد.

استراتژي اصلاح‌طلبان براي حضور در انتخابات رياست‌جمهوري آينده چيست؟

اين موضوع هنوز به صورت جدي در دستور کار اصلاح‌طلبان قرار نگرفته است. بنده معتقدم ورود به اين موضوع هنوز زود است و شايد بهتر است اصلاح‌طلبان از اواخر پاييز به صورت کاربردي به آن ورود کنند. در شرايط کنوني همه اميدها به بدنه جوان جريان اصلاحات است که مطالبه‌گر و پيگير است. اميدوارم نسل جديد بتواند جريان اصلاحات را بازسازي کند و کنشگري و تاثيرگذاري جريان اصلاحات را در ساحت سياسي ايران ادامه بدهد. نبايد نسبت به آينده با نااميدي نگاه کرد. با اين وجود بايد يک پالايش جدي در جريان اصلاحات صورت بگيرد. در شرايط کنوني جريان اصلاحات با چالش‌ها و مشکلاتي مواجه شده که بايد از اين چالش‌ها عبور کنند، در غير اين صورت تشکل‌هاي اصلاح‌طلب به دنبال رويکرد جديدي به جز وضعيت کنوني خواهند بود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی