بستن

تخریب دولت و فرار به جلو تنها اوضاع را بدتر می‌کند

تخریب دولت و فرار به جلو تنها اوضاع را بدتر می‌کند

با بغرنج‌تر شدن وضعيت اقتصادي و معيشتي جامعه اکنون شاهد پررنگ‌تر شدن فضاي دوقطبي و دودستگي ميان طيف‌ها، جريانات و احزاب داخلي و حتي بدنه اجتماعي کشور هستيم؛ فضاي دوقطبي که از يک‌سو معتقد است وضعيت نابسامان اقتصادي و معيشتي کشور نتيجه نگاه دولت روحاني به مذاکره و شکل‌گيري برجام است، اما در آن‌سو برخي هم بر اين باورند که اتفاقا با توجه به برخي از دستاوردهاي برجام در حوزه اقتصادي بايد مساله مذاکره را مجددا در دستورکار قرار داد. خصوصا که با وخيم‌تر شدن چالش‌هاي معيشتي راهي جز مذاکره پيش پاي ايران قرار ندارد. ديپلماسي ايراني براي بررسي بيشتر اين مساله، گفت‌وگويي را با جلال ميرزايي، نماينده مجلس، عضو کميسيون انرژي و رئيس کميته سياسي فراکسيون اميد در مجلس دهم پي گرفته است که در ادامه مي‌خوانيد.

از نگاه شما شرايط شبه‌بحراني اين روزهاي اقتصاد کشور چه تبعات و آثاري بر سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، به‌خصوص در نفوذ منطقه‌اي دارد؟

‌نمي‌توان منکر رابطه دوسويه و بالاخص تاثير وضعيت اقتصادي بر مناسبات سياست خارجي و همينطور رويکردهاي کشور در حوزه ديپلماسي بر سمت و سودهي به شرايط اقتصادي داخلي و وضعيت معيشتي جامعه بود. در اين راستا، آقاي دکتر روحاني از همان روزهاي آغاز دوره رياست‌جمهوري خود در سال 92 موضوعي تحت عنوان «هزينه کردن از سياست خارجي براي توسعه اقتصادي» را مطرح کرد که خود نشانه يک تغيير رويکرد بود. اما متاسفانه اين رويکرد به‌درستي تبيين نشد. شايد اگر به‌اندازه کافي اين موضوع مورد بررسي و پردازش قرار مي‌گرفت، مي‌توانست در جهت‌گيري سياست خارجي کشور و به‌ويژه در حوزه‌اي که بعدها برخي منتقدان دولت نسبت به آن انتقاد جدي داشتند، يعني «ديپلماسي اقتصادي» مثمرثمر باشد. به‌هر‌حال در بُعد نظري نمي‌توان تاثير بي‌ثباتي در حوزه اقتصادي را بر کاهش قدرت چانه‌زني و نفوذ ديپلماتيک و همينطور سطح روابط و مناسبات سياسي با ديگر کشورها را ناديده گرفت. البته اين موضوع منحصر به يک کشور خاص مانند ايران نيست، بلکه در مورد ابرقدرتي مثل ايالات‌متحده آمريکا نيز اين مساله صدق مي‌کند.

شما تا چه‌اندازه استدلال اين روزهاي منتقدان دولت مبني بر اينکه مذاکره و نگاه به بيرون دولت سبب بروز مشکلات معيشتي و نوسانات ارزي فعلي در داخل کشور است را درست مي‌دانيد؟

برخي شخصيت‌ها و جرياناتي که معتقدند مذاکره با دونالد ترامپ در وضعيت کنوني دادن امتياز به وي است اين سوال را پاسخ دهند که در شرايطي که دونالد ترامپ به واسطه وضعيت نامطلوب اعتراضات و تبعات مخرب شيوع کرونا در ضعيف‌ترين حالت خود قرار دارد، آيا بهترين فرصت براي ايران شکل نگرفته است که بيشترين امتياز را از مذاکره با آمريکا کسب کند. چون به اذعان خود حضرات مخالف مذاکره، دونالد ترامپ به‌دنبال مذاکره با ايران است تا بتواند يک برگ برنده به دست آورد. بنابراين ايران با هوشمندي مي‌تواند اين برگ برنده را به نفع خود تمام کند. يعني در وضعيت متزلزلي که ترامپ قرار دارد و بيشترين احساس نيازي که وي به مذاکره دارد مي‌توان بيشترين امتياز را از وي گرفت. حال چرا نبايد اين مذاکرات انجام شود، آن هم در شرايطي که من خودم به‌شخصه در سايه حضورم در مجلس و کميسيون انرژي از نزديک با وضعيت درآمدهاي دولت حاصل از فروش نفت خام آگاهي داشتم؟! در اين رابطه، متاسفانه علاوه‌بر تحـــريم‌هاي به‌شدت سنگين و بي‌سابقه ايالات‌متحده آمريکا در حوزه تحريم فروش نفت خام و همچنين تحريم‌هاي بانکي، مساله کاهش شديد تقاضاي نفت و نيز سقوط بهاي نفت خام در بازارهاي جهاني به واسطه تداوم شيوع کرونا عملا سبب شد تا همان درآمدهاي حداقلي حاصل از فروش نفت خام به واسطه دور زدن تحريم‌ها نيز تامين نشود. پس وضعيت کشور به مراتب بدتر از هر دوره ديگري است. لذا دولت در يک وضعيت بسيار شکننده و متزلزل براي مديريت اقتصادي قرار دارد. خود اين افراد، جريان‌ها و احزاب سياسي مخالف مذاکره نيز بر اين وضعيت آگاهي و اشراف دارند. حال من بسيار تعجب مي‌کنم که اين افراد چرا دولت را مقصر وضعيت کنوني مي‌دانند. من مي‌خواهم اين پرسش را مطرح کنم که آيا درآمدهاي هنگفتي از فروش نفت خام يا ديگر منابع در اختيار دولت قرار دارد که مسئولان دولتي بتوانند شرايط و وضعيت نامطلوب اقتصادي و معيشتي کشور را مديريت کنند؟ چرا برخي از شخصيت‌ها و به‌خصوص نمايندگان مجلس يازدهم با فرافکني و فرار روبه‌جلو سعي مي‌کند تمام مشکلات را به گردن دولت بيندازد. اکنون انتقادات به سوي دولت نشانه رفته است. تمام اين حملات، هجمه‌سازي‌ها و جريان‌سازي‌هاي داخلي عليه دولت مشخص است از جانب چه کساني و با چه اهدافي در دستورکار است. اما اين موج‌سواري‌ها نمي‌تواند واقعيت موجود در بستر جامعه را تغيير دهد. هرچقدر هم که بخواهند شعارهاي ايدئولوژيک و انقلابي سر دهند در نهايت اين واقعيات تلخ جامعه است که همه آنها را به حاشيه خواهد برد. پس باز هم تاکيد مي‌کنم تا وضعيت از اين بدتر نشده است و شرايط از کنترل خارج نشده بايد به فکر يک راه‌حل اساسي باشيم.

شرايط نشان مي‌دهد دولت هم عملا اقتصاد و معيشت کشور را رها کرده است؟ تحليل شما در اين رابطه چيست؟

به نظر مي‌رسد وضعيت اقتصادي و معيشتي حساس کنوني به نقطه‌اي رسيده که مديريت آن به‌تنهايي از دولت ساخته نيست، آن هم در شرايط که سينرژي تحريم‌هاي اقتصادي و تداوم تبعات منفي شيوع کرونا سبب شده است که دست دولت در رسيدن به منابع مالي و بودجه لازم براي مديريت شرايط بسته شود. مضافا با توجه به پيچيدگي‌هايي که اکنون در بازار ارز وجود دارد، نه‌تنها دولت کنوني، بلکه هر دولت ديگري هم سر کار باشد نمي‌تواند سياست ارزپاشي را براي مديريت و کاهش قيمت دلار در دستورکار قرار دهد. از اين رو من معتقدم تا زماني که سياست تخريب دولت، فرافکني، فرار رو به جلو و انداختن تمام مشکلات به زمين دولت در دستورکار نمايندگان مجلس و ديگر جريان‌ها، اشخاص و احزاب داخلي باشد وضعيت در کشور، نه تنها تغيير نمي‌کند، بلکه قطعا وضعيت بدتر هم خواهد شد. مطمئن باشيد چالش‌هاي مربوط به بي‌ثباتي و افزايش نرخ دلار در بازار ارز، بازار سکه، طلا، مسکن، خودرو و حتي کالاهاي اساسي و مايحتاج مردم تنها مشکلات مربوط به دولت نيست. اکنون اين چالش‌ها به شکل جدي تبعات گسترده براي کشور و تمام دستگاه‌هاي دولتي و فرادولتي شکل داده است. بنابراين نمي‌توان با فرافکني، فرار روبه‌جلو، تخريب دولت و انداختن توپ مقصر يا مقصرين وضعيت کنوني به زمين دولت وضعيت را مديريت کرد. من نگران آن روزي هستم که شرايط به يک نقطه ملتهب و حساس برسد.

اين روزها که دلار مرز 20هزار و 600 تومان را رد کرده است با انفعال دولت و سکوت و بي‌عملي سياست بانک مرکزي روبه‌رو هستيم. اين روزها چه فرقي با دو سال پيش دارد؟

با توجه به همين شرايط سخت، بغرنج، پيچيده و شکننده اقتصادي و معيشتي است که من معتقدم تا دير نشده است بايد اقدامي جدي، قاطع و اساسي را براي حل و برون‌رفت کشور از اين مشکلات را در دستورکار قرار دهيم. بسيار بعيد است که بتوان با اين وضعيت، کشور را در کوتاه‌مدت و ميان‌مدت هم مديريت کرد، چه برسد به طولاني‌مدت.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی