دنياي سرمايهداري و دهکده جهاني بهدنبال اکتيويتيسم و پويايي جامعه خود ميباشد تا بتواند نظم نوين جهاني را همواره به رخ ديگر ايدئولوژيهاي رايج در جهان بکشاند. براي استمرار نظريه دهکده جهاني و حکمراني خوب در جهان با رويکرد ليبراليستي بايد جامعهاي پويا داشت. اين پويايي در مديريت نوين جوامع نماد و مفهوم پيدا ميکند و از بازتوليدات نظام ليبراليستي ميباشد. وال استريت توليد و معلول يک نظام سرمايهداري بود که بهدنبال ايجاد رفرم دروني جامعه ايالات متحده آمريکا بود و خواستگاهي در ميان طبقات زير خط فقر در جامعه براي خود داشت. در ارتباط با وقايع يکماه اخير ايالات متحده ميبينيم که اعتراضات نژادپرستي اين جنبش بهدنبال آن است تا بتواند 13درصد جامعه نظام سرمايهداري را که از رنگين پوستان جامعه هستند اکتيو نمايد. هر دو اتفاق نهايتا 10درصد جامعه را درگير مستقيم و 40درصد جامعه را بهصورت غيرمستقيم و رسانهاي درگير کرده است. در آمريکا و در هر دو جنبش وال استريت و نژادپرستي هيچ اسلحهاي به بيرون توسط مردم ورود پيدا نميکند هر چقدر هم خشونت پليس بالاتر ميرود اما مردمي که از هر دو نفر، يک نفرشان مسلح است دست به اسلحه و خشونت نميبرند و صرفا به نمادهاي نژادپرستي حمله برده ميشود و به غير از اين اواخر که عدهاي از آنارشيستهاي هميشه ناراضي بهدنبال روشن نگه داشتن آتش در خيابانها هستند ديگر مردمان بهدنبال احقاق حقوق اجتماعي خود هستند. اين اتفاقات را بايد در نظام بازتوليد که محصول مشترک نظام سرمايهداري و کنشهاي متقابل رفتاري آن در آمريکا ميباشد جستوجو کرد. همين رفتارهاي اجتماعي در ديگر کشورها زماني که به عرصه اجتماعي کشيده ميشود بهدنبال سرنگوني است که نشان از عدم رفتار اجتماعي طرفين درگيري به منظور به نتيجه رسيدن يک درخواست اجتماعي ميباشد و درک صحيح فرهنگي و رفتاري در دو ادبيات جداگانه در نقاط مختلف جهان را نشان ميدهد. در ايران بهترين جايي که ميتوان يک تضاد و کنش اجتماعي را به لايههاي زير پوستي جامعه کشاند درگيري در وضع اقتصادي است که ميتواند خود را به خشنترين شکل ممکن نشان دهد. وال استريت يک جنبش اقتصادي بود (99 درصديها) جنبش نژادپرستي نيز براي 13درصد جامعه خود را آماده کرد. مجموع آن زير 15درصد جامعه را تشکيل داد. در هر دو روش يک آنارشيسم کاملا هدايت شده را ميتوانيم مشاهده کنيم که بهدنبال اصلاح وضع موجود ميباشد. اين پژوهش اجتماعي در غرب هر چقدر که به پايش رفتاري و اصلاح امور منجر ميشود؛ در شرق به گسست فکري رهبران دروني جامعه در مرحله نخست و خودمختاري ايشان در اظهارنظرهاي بعضا شتابزده در مرحله بعدي را به وجود ميآورد و در بخش بعدي نگاه تودههاي جامعه را به يک آنارشيسم اجتماعي هدايت شده و تقويت آن هدايت خواهد کرد. رسانهها نيز در اين ميان بهعنوان مکمل به مردم خواهند گفت که به چه چيزي فکر کنند. بنابراين اين دو جنبش (وال استريت و جنبش نژادپرستي) روي همديگر بارگذاري اجتماعي نميشود چرا که نگاه سفيد و سياه را به رخ ميکشد.