بستن

صداقت نخستين اصل اصلاحات

صداقت نخستين اصل اصلاحات
صاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ق زیباکلام استاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انشگاه

اولين و نخستين اصل و نکته اصلاح‌طلبي و در تلاش در جهت تغيير صداقت است؛ بنابراين چه اصلاح‌طلبان و چه ساير جريانات چاره‌اي ندارند الا اينکه با مردم در قبال عملکرد، سياست‌ها، گذشته و چه بايد کردشان صادقانه برخورد نمايند. اينکه ما در اوج قدرت سياست‌هايي را انجام دهيم و بعد هيچ‌گونه احساس مسئوليتي در قبال آن سياست‌ها نداشته باشيم، سکوت کنيم و انگار نه انگار که ما مسئوليت يا سمتي يا نقشي در به‌وجودآمدن آن سمت‌ها داشته‌ايم اين نهايت بي‌صداقتي در قبال مردم است. واقعيت امر بر آن است که اصلاح‌طلبان به همراه ساير جريانات سياسي در دهه نخست انقلاب بنيانگذار سياستي شدند که ما امروز آن به نام آمريکاستيزي، مرگ بر آمريکا و استکبارستيزي مي‌دانيم. بحث در اين نيست که جناب موسوي‌خوئيني‌ها يا دانشجويان مسلمان خط امام(ره) در به‌وجود آوردن آن سياست‌ها نقش داشتند. چرا که موتلفه، روحانيت مبارز، و جامعه مدرسين حوزه علميه قم نيز در به‌وجود آوردن آن سياست نقش داشتند. در حقيقت، کل جريان حاکميت سياسي اعم از چپ، راست، دفتر تحکيم وحدت، کساني که بعدها به نام اصلاح‌طلب يا اصولگرا شناخته شدند همه در به‌وجود آوردن اين سياست‌ها نقش داشتيم. اينکه ما امروزه سکوت کرده و روي خود را به ديگر سو نماييم و انگار نه انگار ما نقشي در به‌وجودآوردن آن سياست‌ها داشته‌ايم به هيچ روي قابل‌قبول نيست. اگر آن سياست‌ها درست بوده‌اند بنابراين امروز قرص و محکم از آن سياست‌ها دفاع کنيم. اگر آن سياست‌ها نادرست و به سود منافع ملي کشور نبودند و در بلندمدت آثار و تبعات زيانباري براي کشور به‌وجود آورده چه کسي بايد امروز پاسخگوي آنها باشد؟ اگر قرار باشد موسوي‌خوئيني‌ها سکوت کند، دانشجويان مسلمان پيرو خط امام(ره)، موتلفه، جامعه روحانيت، مجمع روحانيون و همه کساني که در جريان به‌وجودآوردن آن سياست‌ها فعال بودند و نقش داشتند سکوت کنند؛ تکليف نسلي که در آن جريانات نقشي نداشته چه مي‌شود؟ تکليف دهه هفتاد‌ي‌ها، دهه هشتادي‌ها و نسل‌هايي که در به‌وجودآوردن آن سياست‌ها هيچ نقشي نداشتند اما امروز زندگي، سرنوشت و آينده‌شان تحت‌تاثير آن سياست‌ها قرار گرفته نبايد به هيچ عنوان پاسخگوي آنها باشيم؟ بنابراين آنچه بنده نسبت به آقاي موسوي‌خوئيني‌ها اعتراض کردم به هيچ وجه قصد آن نداشتم که بگويم فقط آقاي موسوي‌خوئيني‌ها آن سياست را به‌وجود آوردند؛ خير، به‌جز مرحوم مهندس مهدي بازرگان و عناصري که به عنوان ليبرال شناخته مي‌شدند في‌الواقع همه از آن سياست‌ها پشتيباني مي‌کردند. کانون نويسندگان، عبدالکريم راهيکي، شيرين عبادي، روشنفکران و چريک‌هاي فدايي خلق از آن سياست‌ها پشتيباني مي‌کردند و در حقيقت همه ما از آن سياست‌ها پشتيباني مي‌کرديم. به‌جز دولت موقت که ليبرال شناخته مي‌شد همه از آن سياست‌ها دفاع مي‌کردند اما اينکه امروز هر کدام به گوشه‌اي پناه ببريم و به روي خود نياوريم کانه هيچ نقشي در به‌وجود‌آوردن آن سياست‌ها نداشتيم اين نهايت بي‌صداقتي نسبت به نسل‌هاي امروز است. رفتار بنده و آقاي موسوي‌خوئيني‌ها و ديگران در قبال به‌وجود آمدن جريان آمريکاستيزي همانند رفتار 98.2 درصدي است که در رفراندوم جمهوري اسلامي و راهپيمايي‌ها شرکت کردند اما امروزه به گونه‌اي در مورد 22بهمن 57 صحبت و موضع‌گيري مي‌کنند کانه در کشور نبوده‌اند. آنان نبودند که در 12 فروردين 98 صف بستند و به جمهوري اسلامي آري گفتند و در راهپيمايي‌هاي تاريخي اربعين، تاسوعا و عاشورا شرکت کردند و خواهان سرنگوني رژيم پهلوي شدند. اما امروز به‌گونه‌اي رفتار مي‌کنند که اصلاح روحشان نيز از آن قضايا خبر نداشته است. اينکه ما با گذشته‌مان صداقت نداشته باشيم نهايت بي‌انصافي است و اولين اصل اصلاحات، تحول و صداقت در قبال عملکردمان است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی