ظهور شبکههاي اجتماعي فرصت خوبي را براي هنرمندان پديدآورده تا آثار خود را بدونواسطه بهگوش علاقهمندان برسانند. روزانه صدها ويدئوي کوتاه در فضاي مجازي منتشر ميشود که هنرمندان در سطوح مختلف سعي دارند آنچه را از شرايط روحيشان دريافتهاند در قالب نواختهها و آوازهايي با مخاطبان در ميان بگذارند. مثل هر پديده ديگري اين پديده هم جنبههاي منفي و مثبت دارد. افرادي که هنرمندان غيرحرفهاي و حتي هنرجو هستند، بهواسطه در اختيار داشتن تکنولوژي سعي دارند از خود در فضاي مجازي اثري بهجاي بگذارند و اين ميشود که تمرکزشان بهجاي اجراي رپرتواري کامل، روي تمرينهاي يک دقيقهاي خلاصه ميشود. حال آنکه آثار اين دسته از هنرمندان چه درخشان باشد و چه بدون جنبههاي زيباييشناسي هنري، عموما از سوي دوستان و مخاطبانشان مورد تشويق قرار ميگيرد. در نتيجه هنرجو درجا ميزند و فرصت آزمون و خطا در اجراهاي کامل از او گرفته ميشود. البته روي سخن در اين يادداشت با هنرمندان حرفهاي بهخصوص فعالان موسيقي ايراني هم هست که شکلدهنده سليقه شنيداري جامعه هستند. اين دسته از هنرمندان نيز گاهي فيلمهاي يک دقيقهاي از آثارشان براي مخاطبان پست ميکنند که اين امر در روزهاي شيوع کرونا و قرنطينه تشديد شد و بهنظر ميرسد به يک عادت در ميان هنرمندان تبديل شده باشد. از سوي ديگر شنوندگان حرفهاي هم هيچگاه براي ديدن و شنيدن اين آثار يک دقيقهاي رغبتي نداشتهاند و دليل آن را شايد بتوان در چند مورد خلاصه کرد. نکته اول اينکه، متر و ريتم موسيقي ايراني بسيار سنگينتر از آن است که بتوان حتي جملهاي را تمام و کمال در يک دقيقه به سرانجام رساند چه برسد به اجراي چند جمله. در رديف موسيقي ايراني بسيار به ندرت گوشهاي وجود دارد که از ابتدا تا انتهاي آن يک دقيقه باشد. در گوشههاي اصلي هم، زمان اجرا بسيار بالاتر از يک دقيقه است. ما بايد اين نکته را در نظر بگيريم که موسيقي ايراني، زبانش، فلسفهاش و روحش به شکلي نيست که بهصورت زودگذر و بيمقدمه و فرجام بدان گوش سپرد. اگر قطعهاي براساس رديف موسيقي ايراني ساخته ميشود نيز داراي همين ويژگيهاست. پس تقريبا محال است در يک دقيقه حق مطلب را ادا کرد. جنبه ديگر اين ويدئوها صدابرداري بيکيفيتشان است. هنرمندان هنگام خريد ساز بيشترين وسواس را به خرج ميدهند تا سازي خوشصدا تهيه کنند. حتي هنگام ضبط آثار حتي نوع ميکروفون در استوديو يا روي صحنه کنسرت برايشان مهم است، اما در ضبطهاي يک دقيقهاي شبکههاي اجتماعي تمام اين وسواسها از بين ميرود و اثر را بدون کيفيت صوتي و بدون قاببندي صحيح دوربين منتشر ميکنند. قطعا نوازندگان و خوانندگان حرفهاي موسيقي ايراني قصدشان از انتشار اين ويدئوها، نشاندادن تکنيک و تسلطشان به موسيقي نيست و هدفي جز اشتراک حس و حالشان با مخاطبان را ندارند. اين آثار در صفحات مجازي دائم دستبهدست ميشوند و سليقه عموم جامعه از طريق آثار هنرمندان شکل ميگيرد. پس بهتر است براي رسيدن به اين هدف با صرف اندکي وقت با همان دستگاهها ضبط خانگي و استفاده از امکاناتي نظير IGTV و انتشار نواختهها و آوازها با مدت زمان بيشتر بهره برد تا جانمايه موسيقي ايراني در هياهوي شتابزدگي و پيامهاي تند و زود گذر گم نشود.