تاکيد خوشچهره بر «حفظ خود»، يادآور دوراني است که کار احمدينژاد به دشواري افتاد. کار بر او زماني سخت شد که هنوز در پاستور بود، اما نشان داد که تا چهاندازه ميتواند غيرقابل پيشبيني باشد. عالم سياست، عالم وضوح است و در سياست غيرقابل پيشبيني بودن شکل ديگر ابهام است. معناي ديگر غيرقابل پيشبيني بودن در سياست، فقدان اصول است. کسي که در عالم سياست خود را به عنوان چهرهاي غيرقابل پيشبيني نشان داده، يعني هر زمان که لازم شد، ميتواند از معيارها، هنجارها و الزامات خود را رها کند و چنان رفتار کند که همه نگران کنش و واکنش او باشند. رفتار غيرقابل پيشبيني در عالم سياست، هزينه سياسي را بالا ميبرد. چه کسي فکر ميکرد زماني که به محمود احمدينژاد توصيه شد با عنوان نامزد، در انتخابات سال 96 شرکت نکند، در حاليکه اظهار کرده بود نهتنها شرکت نميکند، بلکه از کسي هم حمايت نخواهد کرد، در روزهاي ثبتنام برود و ثبتنام کند؟ البته اعوجاج در مسير به مدتها قبل برميگشت، زماني که ناگهان صحنه را ترک کرد و به خانهنشيني يازده روزه رفت و چنان حاميان خود را در بهت فرو برد که تا مدتها در مقابل اين حرکت سکوت کردند. چه ميتوانستند بگويند؟ احمدينژاد دستپخت خودشان بود.
بدون حاميان ديروز، در معرکه!
کسي که ميخواهد در عاليترين سطوح مديريتي کشور قرار گيرد بايد گيرندههايي حساس داشته باشد. او نميتواند به گروهي از علاقهمندانش دلخوش باشد که در برابرش ميايستند و به حرفهايش گوش ميدهند. جمعيت بهتنهايي در سياست تعيينکننده نيست و حتي اگر هم باشد، در کشور ما چنين نيست. احمدينژاد خوب بايد بداند که بدون حاميان ديروز نخواهد توانست وزنهاي در معادلات 1400 باشد. کار احمدينژاد دشوارتر از اينهاست. همين چند روز قبل بود که سليمي نمين، به عنوان چهرهاي شناختهشده از اصولگرايان به تغيير و تحول احمدينژاد اشاره کرد. او با اشاره کردن به «کاپشن ساده» و «بوتاکس» نشان داد که نگاه حاميان ديروز احمدينژاد به او چقدر تغيير کرده و صد البته اين تغيير ميتواند نظير تغيير در منش خود احمدينژاد باشد. اگر احمدينژاد هماني بود که در سال 84 خود را به اصولگرايان نشان داده بود، همچنان از او حمايت ميکردند اما او از آن چهره و آن شعارها به منشور «به سوي بهار» رسيده است. هر چند سعي دارد که نشان دهد گام در راه جديدي گذاشته، اما راه جديد چيزي نيست که براي ديگران روشن باشد. احمدينژاد بدون حاميان قدرتمند سياسي نميتواند در معرض آراي مردم قرار گيرد؛ حامياني که بارها نظر خود را دراين باره ابراز کردهاند و اکنون ميگويند نبايد در زمين «او» بازي کرد، اما ظاهرا «او» تمام تمرکزش را بر اين گذاشته که تا جايي که ميتواند مردم را با شعارهاي کلي و معطوف به معيشت چنان گرد خود جمع کند که به وزنهاي سياسي-اجتماعي تبديل شود تا از وزن مردم هوادار براي وارد شدن به عرصه نهايي انتخابات استفاده کند، البته تجربه نشان داده که کار به اين آسانيها نخواهد بود. از سخني که حاميان ديروز «او» بر سبيل نفي ميگويند ميتوان حدس زد که در ميانه تنها خواهد ماند. محمد خوشچهره، تحليلگر سياسي اصولگرا درباره حرف و حديثها درباره احتمال کانديداتوري محمود احمدينژاد، با تاکيد بر اينکه برخي از سياسيون در شرايط کنوني در حال دستوپا زدن هستند تا در افکار و انظار مردم خود را زنده نگه دارند، گفت: من اسم نميبرم اما کساني که زماني رئيسجمهور بودند و باز رجز ميخوانند، اينها تلاشي است که براي حفظ خود انجام ميدهند و نبايد در زمين آنها بازي کرد. رسانهها بايد هوشمندي بيشتري در مواجهه با اين دست از سياسيون داشته باشند. رسانهها نبايد به صرف اينکه که فرد موردنظر آنها وابستگي سياسي به جناح مطلوب ايشان دارد يا در جريان فکري مقابل قرار گرفته، دست به توليد محتوايي بزنند که در نهايت به سود سياسيون تاريخمصرفگذشته تمام شود. نماينده اسبق مجلس گفت: من کار رسانهاي به مفهوم تغذيه مخاطب عام را به هيچ عنوان نفي نميکنم و قائل به اين مطلب هستم که يک رسانه بايد در فضايي که انبوه دادهها و اتفاقات وجود دارد، اقدام به توليد محتوا در حوزههاي گوناگون کند، اما اشکال کار از جايي آغاز ميشود که برخي از سياسيون با يکسري از ترفندهاي تبليغاتي، از ظرفيت اصحاب قلم به نفع خود سود ميبرند. خوشچهره تصريح کرد: رسانه بايد با دوري از پرداختن به مباحث دستچندم، تمرکز خود را معطوف به مسائلي همچون؛ «ضعف تصميمگيري در کشور»، «چالشهاي مديريتي»، «مشکلات مردم در حوزه معاش و اشتغال»، «امنيت غذايي» و «ضرورت احياي توليد ملي» کند. با يک تحليل عالمانه و کارشناسانه از ظرفيتهاي موجود در «مجلس شوراي اسلامي» و «دولت»، ميتوان دو ديدگاه موجود در اين دو قوه را به هم نزديک کرد. قطعا زماني که اشتراک نظر در ميان دو قوه روند افزيشي پيدا کند، به تبع آن، حرکت اين دو بازوي مهم به سمت تامين «منافع ملي» خواهد رفت.