بستن

مجلس یازدهم از روش سفارش‌پذیری خارج شود

مجلس یازدهم از روش سفارش‌پذیری خارج شود
آرمان ملی- نسترن فراهانی: سرانجام تقابل زودهنگام مجلس و دولت چه خواهد بود؟ سوالی که با توجه به تحرکات اخیر مجلس یازدهم به طور مکرر پرسیده می‌شود؛ چراکه شرایط فعلی کشور جایی برای دعواهای سیاسی باقی نمی‌گذارد و آنطور که پیداست این موضوع با نظر برخی نمایندگان مجلس یازدهم در تضاد است. مجلس یازدهم با رای حداقلی مردم آغاز به کار کرد و امروز نمی‌توان امید چندانی به مطالبه‌گری توسط نمایندگان آن داشت، حال آنکه در یک‌سال پایانی دولت هم قرار داریم و نزدیکی به انتخابات ریاست‌جمهوری عملکرد آنها را نمایشی‌تر جلوه می‌دهد و برخی صاحب‌نظران براین باورند مخالفت‌ها و حاشیه‌پردازی‌های مجلس یازدهم برای به دست آوردن کرسی ریاست‌جمهوری در آینده‌ای نزدیک است. برای بررسی بیشتر این موضوع حسین کمالی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب با «آرمان ملی» به گفت‌وگو پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

رفتارها و مواضعي که برخي نمايندگان مجلس يازدهم اخيرا نسبت به دولت داشته‌اند نشان از تقابلي زودهنگام است. چه برداشتي در اين خصوص داريد و فکر مي‌کنيد چه پيامدهايي را در صورت ادامه به بار خواهد آورد؟

مجلس يازدهم شروع به کار کرده و از همان ابتدا تعارضات با دولت را آغاز کرده است. اين مجلس در شرايطي شروع به کار کرده که کشور درگير بحران‌هايي مثل تحريم، کرونا و نوسانات بازار ارز است. در رابطه با روي کار آمدن مجلس شوراي اسلامي در دوره يازدهم کساني به عنوان نماينده به مجلس راه يافته‌اند که اکثريت آنها سابقه اجرايي يا حداقل سابقه حضور در مجلس و کار نمايندگي را ندارند و بخشي از آنها هم به طور کل در اداره امور مملکت هيچ سابقه‌اي ندارند. البته بخشي از آنها هم که سوابق اجرايي دارند، سوابق موفقي در اين زمينه ندارند و بايد بازنگري در عملکرد اخير خود در پست‌هايي که به عهده داشته‌اند، داشته باشند. سازوکار مجلس به گونه‌اي شکل گرفته که فقط افرادي که مورد‌نظر برخي جريان‌هاي فکري بوده‌اند بتوانند دور هم آيند . مجلسي که روي کار آمده در يک رقابت حداکثري شکل نگرفته است. بخشي از نمايندگان فعلي مجلس چهره‌هاي شناخته شده سياسي نيستند و بناست نقش کاربردي در مجلس داشته باشند. نمايندگان مجلس يازدهم بايد به طور کامل در قامت دفاع از حقوق مردم ظاهر شوند و اميدوارم چنين اتفاقي رخ دهد. يعني اميدوارم مجلس يازدهمي‌ها حداقل در اين شرايط کشور بتوانند نقش ملي ايفا کنند و نوعي تلقي نشود که آنها از طريق برخي دوستان وارد عرصه قدرت شده‌اند و مسئوليت ديگري ندارند. درنهايت اميد دارم سازوکار مجلس يازدهم از شکل سفارش‌پذيري خارج شود.

با اين تفاسير مخالفت‌هايي را که با دولت شکل مي‌گيرد ناشي از چه عواملي مي‌دانيد؟

جرياني که مقابل دولت قرار دارد سعي مي‌کند دولت را ناکارآمد جلوه بدهد تا در آينده و انتخابات آتي بتواند حرفي براي گفتن داشته باشد. برهمين اساس هم انواع و اقسام کارشکني‌ها را در ماه‌هاي آينده شاهد خواهيم بود، اما اين به معناي آن نيست که عملکرد دولت درست و قابل‌دفاع است و براين مبنا نمي‌توانيم تمام مشکلات را به گردن کارشکني‌هاي اصولگرايان بيندازيم. دولت روحاني ميانه‌رو است و اصلاح‌طلبان هم نقش آنچناني در اين دولت ندارند و نقش اساسي را حزب اعتدال و توسعه بازي مي‌کند که پيش‌بيني من آن است که برخي از آقايان در آينده سياسي کشور حضور چنداني نخواهند داشت. اما عملکرد فعلي دولت مطابق انتظار نيست. اگر دولت روحاني از نظرات مثبت و کارآمد صاحب‌نظران در نحوه اداره کشور استفاده مي‌کرد شايد اصولگرايان هيچ‌گاه نمي‌توانستند دولت را تحت‌چنين فشاري قرار بدهند و عليه او هجمه کنند و اين بدان معناست که با رفتارهاي دولت، بهانه مخالفت يا حمله براي مخالفان دولت فراهم شده است. اين اشکال تيم دولت است و جريان محافظه‌کار هم از اين وضعيت سوءاستفاده کرده و سعي مي‌کند حاميان دولت روحاني را در چشم مردم مقصر جلوه بدهد تا در انتخابات آينده بتوانند قوه اجرايي را هم به دست بگيرند. اصولگرايان سعي دارند در آينده سياسي کشور تمام موقعيت‌ها را به دست بگيرند و عملکردي که در اين مدت کوتاه داشته‌اند نشان مي‌دهد در مجلس يازدهم برنامه خاصي مشاهده نمي‌شود و قصد اساسي براي اصلاح امور وجود ندارد و حواشي مجلس زياد است. مسائل روز که مردم با آن درگير هستند براي برخي از نمايندگان مجلس يازدهم اهميت ندارد و گويا آنها با موضوعات ديگري درگير هستند و مطالبات اصلي مردم در دستور کار نخست آنها نيست. نمايندگان مجلس يازدهم سعي دارند با اظهار‌نظر‌هاي جنجالي بيشتر به چشم بيايند اما کاري از پيش نمي‌برند و من بعيد مي‌دانم مجلس يازدهم بتواند خللي در کار دولت حداقل در يک سال باقي‌مانده وارد کند چراکه مديريت عالي کشور به آنها اجازه چنين کاري را نمي‌دهد و تجربه هم ثابت کرده بزرگان اجازه چنين تداخلاتي را نخواهند داد و نهايتا دولت در يک‌سال پاياني مي‌تواند کارهاي خود را انجام دهد.

در چنين شرايطي نقش جريان اصلاحات را در چه ابعادي لازم مي‌دانيد؟ آيا عدم حضور فعلي آنها در قدرت منجر به حذف آنها از صحنه سياست خواهد شد و در انتخابات آتي هم اصولگرايان پيروز ميدان هستند؟

من به موضوع اصلاحات وسيع‌تر و جامع‌تر از برخي دوستان نگاه مي‌کنم. جريان اصلاحات شکست‌ناپذير است و تحت‌هيچ شرايطي امکان شکست جريان اصلاحات وجود ندارد، چراکه ذات جريان اصلاحات جرياني پيش‌رونده است و از زماني که انسان در صحنه اجتماع حاضر شده وجود داشته است و اين جريان اصلاحي در حقيقت در تمام طول تاريخ وجود داشته است. ما جريان اصلاحات را مانند زمان که پيش مي‌رود و نمي‌توان آن را متوقف کرد نمي‌توانيم متوقف کنيم، بنابراين جريانات، ابزارها، وسايل و گروه‌ها اگر متوقف شوند جريان اصلاح‌طلبي در جامعه بشري همواره پيش مي‌رود و جلوي پيشرفت آن را هم نمي‌توانند بگيرند. بنابراين اينکه کساني حامي اين جريان باشند و در انتخابات با توجه به شرايط نتوانند پيروز باشند يا شرکت‌کنند به معناي شکست اصلاحات تلقي نمي‌شود و جريان اصلاحات وسيله‌اي براي کسب کرسي‌هاي قدرت نيست. جريان اصلاحات، جريان فکري جامعه را اصلاح کرده و علم را جايگزين مي‌کند. اگر چنين جرياني را مردم پس بزنند مي‌توان گفت جريان اصلاحات شکست خورده است اما اين اتفاق تاکنون در تاريخ رخ نداده است. هر زماني که جرياني قصد اصلاح امور و اصلاح شيوه‌هاي مديريتي را داشته مردم از آن استقبال کرده‌اند و به آن راي‌هاي قاطع داده‌اند. اينکه اين مجموعه سازمان‌يافته نيست و توانايي بهره‌برداري از اين وضعيت را ندارد به معناي ضعف يا شکست اصلاح‌طلبي نيست. اينکه اصلاح‌طلبان هنوز نتوانسته‌اند يک نظريه را به مانيفست تبديل کنند و به جامعه ارائه بدهند دلايل گوناگوني دارد که عدم‌کادرسازي يکي از آنهاست. چهره‌هاي جريان اصلاح‌طلب يا مدافع ديدگاه «اصلاحات در راس امور»، در هر موقعيت و مقامي که قرار بگيرند، به دليل عدم تدوين مواضع کلي و توافق شده، هرکسي براساس سليقه خود عمل مي‌کند و نمي‌توانيم اميد به موفقيتي چشمگير داشته باشيم و اگر کاري هم انجام شود کار شخصي است و نمي‌توان آن را تصميمات جرياني خواند.

با اين وجود ريزش سرمايه اجتماعي اصلاح‌طلبان را پس از عملکرد دولت روحاني موقت مي‌دانيد.

در انتخاباتي که رئيس دولت اصلاحات پيروز ميدان بود يا در انتخابات‌هاي 96 و 92 مخصوصا در شهر تهران وقتي جامعه به طور يکپارچه به اصلاح‌طلبي راي مي‌دهند نشان‌دهنده اين است که اقبال جامعه وجود دارد. هرزمان مردم مايوس نباشند و امکان راي داشته باشند نقش خود را در دفاع از اين ديدگاه ايفا مي‌کنند اما اينکه ما مي‌توانيم از اين امکان استفاده و بهره‌برداري کنيم يا خير سوال ديگري است. هرکسي که معتقد به زندگي و آينده بهتر است اصلاح‌طلب محسوب مي‌شود و ما بايد از فردگرايي دور شويم. احتمال دارد در برخي موارد حضور در قدرت بر ضد اصلاح‌طلبان واقع شود و در برخي موارد اصلا نيازي به حضور در قدرت نداشته باشند. اگر اصلاح‌طلبان به قدرت وارد شوند و نتوانند مواضع خود را اجرا کنند به چه دردي مي‌خورد؟ جريان اصلاحات اگر از مردم حمايت بخواهد براي چه برنامه و سازوکاري است؟ اگر از مردم فقط راي بخواهيم چه فايده‌اي دارد؟ مگر آنکه به جامعه تعهد بدهيم که اگر از اصلاحات حمايت کنند برنامه‌هاي مشخصي براي حل مشکلات دارند. ما از مردم مي‌خواهيم به برنامه راي بدهند يا به اشخاص؟ يکي از دلايل عدم‌پيشرفتي که تا امروز مجموعه اصلاح‌طلبان داشته همين موضوع است که آن، غفلت از تدوين برنامه‌اي مشخص به جاي فردگرايي است. شايد نسبت به رفتار اصلاح‌طلبان نقدهايي وجود داشته باشد اما اين بدان معنا نيست که مردم محافظه‌کاران را پذيرفته‌اند، يا آنها را شايسته اصلاح امور مي‌بينند. سازوکار موجود و انتخابات غير‌رقابتي باعث به قدرت رسيدن جريان محافظه‌کار شده نه راي عموم مردم. درنهايت اتفاق اخير براي اين جريان به معناي پيروزي در انتخابات يا شکست اصلاح‌طلبان نيست؛ اين گزاره اشتباه است. جريان اصلاح‌طلبي يک جريان فکري است و وابسته به افراد نيست که با حذف آنها آسيب ببيند. جريان اصلاحات طي چندهزار سال پيش هم در کشور وجود داشته است. تعدادي از افراد که خودشان در اين ورطه متولي مي‌دانند کاملا غلط فکر مي‌کنند و اصلاح‌طلبي يک انديشه و فکر است که مانند زمان متوقف نخواهد شد.

با اين وجود حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات آتي را چگونه پيش‌بيني مي‌کنيد؟

در ميان کساني که به اصلاح‌طلبي اعتقاد دارند افراد شايسته‌اي که بتوانند به عنوان رئيس‌جمهور انتخاب شوند و کشور را اداره کنند کم نيستند. من معتقدم افراد شايسته زيادي وجود دارند به شرطي که به جامعه اجازه داده شود اين خط‌مشي‌ها را ببينند و بشناسند. به اصلاح‌طلبان هم اجازه داده شود که خط‌مشي‌هاي خود را اجرا کنند يا به نظر‌خواهي عمومي برسد. ما انتخاباتي با شيوه مرسوم ديگر کشورها نداريم و صلاحيت‌ها در کشور ما با استاندارد صددرصد دقيقي سنجيده نمي‌شود. بررسي صلاحيت‌ها بايد برابر قانون باشد و مسئولان نظارتي نبايد اجازه دخالت سليقه را بدهند. اينکه ما شيوه‌اي را انتخاب کنيم که انتخاباتي صحيح و مردمي داشته باشيم اهميت زيادي دارد و در آن صورت اگر حتي مردم به اصلاح‌طلبان راي ندهند حق طبيعي آنهاست. ما نبايد خود را قيم مردم فرض کنيم و فکر کنيم عاقل‌تر از آنها هستيم. ما عقل کل جامعه نيستيم و کساني که چنين فکر مي‌کنند سعي مي‌کنند به جاي مردم انتخاب کنند و نقش امروز برخي در حوزه نظارت از همين جنس است.

چه ميزان اين امکان وجود دارد که در صورت تکرار تجربه انتخابات اسفندماه، اصلاح‌طلبان از انتخابات کناره‌گيري کنند؟

شرکت کردن يا نکردن در انتخابات الزاما به معناي موافقت يا مخالفت با يک نظام سياسي نيست و احتمال دارد يک جريان سياسي در مقطعي نظري داشته باشد و نخواهد شرکت فعال داشته باشد، اما اين به معناي مخالفت نيست ولي چون در کشور، ما رفتار سياسي استاندارد حزبي نداريم، عدم شرکت در انتخابات اينطور برداشت مي‌شود.

در نهايت در صورت حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات فکر مي‌کنيد که جامعه باز هم به اين جريان فکري اقبال داشته باشد؟

اصولا اگر اصلاح‌طلبي را مسير پيشرفت و توسعه بدانيم کمتر کسي در جامعه آن را رد مي‌کنند. اگر کسي هم در جامعه هنوز معتقد به سنت‌ها باشد در واقعيت به معناي مخالفت با اصلاح‌طلبي نيست. از ديدگاه من همه نهايتا ناچار مي‌شوند به اين مسير بپيوندند و در مسير اصلاحات حرکت کنند چراکه پيشرفت کشور به اين بستگي دارد که چه تفکري در دستور کار قرار داشته باشد. در مجموع امروز و ديروز کشور بايد با يکديگر متفاوت باشد. اصلاح‌طلبان اگر بخواهند در عرصه سياست باقي بمانند بايد به طور روزانه با رويکردهاي جامعه خود را وفق بدهند و اگر اصلاحات هم بر رويکردهاي ديروز خود پافشاري کند به محافظه‌کاري دچار مي‌شود اما جريان اصلاح‌طلبي شکست‌ناپذير است و اگر افراد در مسئوليت‌هاي موقت قرار نگيرند به معناي شکست اصلاحات نيست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی