يک روانشناس به والدين داراي فرزند معتاد توصيه کرد، ضمن پذيرش اين حقيقت، با عشق ورزي و محبت، فرزند خود را براي ترک اعتياد ياري کنند. اميرعلي عباسيان با بيان اينکه پدر و مادر به عنوان نخستين مربي و الگوي فرزندان، در برخي اوقات بايد بيشتر با فرزندان خود اظهار صميميت کنند، افزود: والدين زماني که متوجه شدند فرزندشان گرفتار مواد مخدر شده وحشت زده نشوند بلکه با متانت نسبت به جلوگيري از اين اتفاق ناگوار سريعتر اقدام کنند.وي ادامه داد: همانطور که اثرات رواني و فيزيکي مواد مخدر به مرور در فرد مصرفکننده نمايان ميشود، والدين نيز بهتدريج و با پرهيز از اقدامات نابخردانه و در جهت حمايت از فرزند معتاد خود که نيازمند کمک آنان است، با مراجعه به مشاور و متخصص، نه تنها به او کمک ميکنند تا با اين مشکل کنار بيايد، بلکه آينده روشن را در ذهن او ترسيم خواهند کرد. اين مشاور خانواده تصريح کرد: دوره نوجواني و جواني که سرشار از جنبوجوش و فعاليتهاي خاص است را مي توان يکي از عوامل خطرزاي مصرف و سوءمصرف مواد مخدر براي اين قشر برشمرد و برابر آمار نهاهادي مبارزه با مواد مخدر، سنين گرايش به مواد بين 16 تا 20 سالگي اعلام شده که در ادامه سطح پوشش سني آن حتي تا 30 سالگي مي تواند ادامه داشته باشد. وي با بيان اينکه پدر و مادرها توجه داشته باشند در اين دوران ناخواسته ارتباط نزديکي بين نوجوانان و سوءمصرف مواد وجود دارد، از اين رو تاجايي که امکان دارد بايد خود را به فرزند نزديک تر شده و نيازهاي او را پاسخگو باشند، اظهار داشت: پسرها نسبت به دختران به احتمال زياد تمايل زيادي به مواد مخدر دارند و آن را به صورت مکرر مصرف ميکنند ولي در مقابل بيشتر دختران براي مصرف مواد تمايلي نشان نميدهند و آن را عملي نادرست عنوان ميکنند. عباسيان گفت: سطح صفات شخصيتي و خانوادگي، ويژگيهاي رواني و آمادگيهاي زيستي فراتر از کنترل در بين قشر جوان و نوجوان براي ميل به سمت مصرف مواد مخدر بسيار تاثيرگذار است و از اين رو عدم عشق ورزي و اظهار صميميت والدين با فرزندان، نه تنها افکار آنان را به سوي مواد افيوني خواهد کشاند بلکه جسم آنان را در برابر آثار فيزيولوژيک مواد مستعد ميسازد. اين رواندرمانگر افزود: از ديگر عوامل شخصيتي که موجب مي شود فردي نوجوان به سمت مصرف مواد متمايل شود ميتوان به فاصله سني زياد با والدين، عزت نفس پايين، اضطراب و تنش، تکانشگري، خلق افسرده، مهارتهاي سازشي ضعيف، مهارتهاي اجتماعي ناکارآمد و مهارتهاي تحصيلي ضعيف اشاره کرد.