اصلاحطلبان به عنوان جرياني ريشهدار و موثر در انقلاب به منزله پيدايش، حفظ و ادامه انقلاب همواره در همه رويدادهاي سياسي حضور داشته و شرکت کرده و مطالبات مردم را پيگيري کردهاند و با همين آرمانگرايي فارغ از اينکه چه نتيجهاي حاصل ميشود قطعا در انتخابات 1400 نيز شرکت ميکنند. اينکه اصلاحطلبان يا هر جريان ديگر از ترس مرگ دست به خودکشي بزنند عقلايي و منطقي نخواهد بود. تا سال 1400 يک سال باقي مانده و از هماکنون نميتوانيم پيشبيني کنيم که مردم چه واکنشي نشان خواهند داد و در روابط بينالملل و داخل کشور ممکن است چه تغيير و تحولاتي ايجاد شود. همه اينها متغيرهايي هستند که بر حضور يا عدمحضور اصلاحطلبان در انتخابات رياستجمهوري و در اختيار گرفتن دولت تاثيرگذار خواهند بود. بنابراين با عنايت به اينکه در سال 98 شاهد کاهش مشارکت مردم بودهايم، براي کشور نيز زيبنده و مطلوب نبوده و حفظ منافع ملي را توجيه نميکند که شاهد ريزش آرا باشد. از نظر مسئولان نيز بايد اصلاحطلبان حضور پيدا کنند تا حداقل دستاورد انتخابات 1400 حفظ همين ميزان مشارکت باشد و ديگر از اين 40 درصد پايينتر نيايد. در غير اين صورت کاهش مشارکت بيش از اين با شعارهاي جمهوري اسلامي در يک راستا و هماهنگي نخواهد بود. از طرف ديگر تاثير انتخابات آمريکا را نيز نبايد ناديده گرفت. اينکه آقاي دونالد ترامپ در مسند قدرت بماند يا جاي خود را به جو بايدن دموکرات بدهد که اساسا به برجام بازگردد و تحريمها برداشته شود، به نوعي بر سرنوشت مردم و حضورشان در انتخابات تاثيرگذار بوده و ممکن است که مردم از اين قهري که با صندوق راي کردهاند فاصله گيرند و در انتخابات شرکت کنند. اساسا جداي از اين مسائل نيز هر اتفاقي رخ دهد اصلاحطلبان بايد به عنوان يک جريان فعال، که ادعاي پيگيري مطالبات مردم را دارند، در انتخابات حضور پيدا کنند. اينکه چه نتيجهاي در انتخابات براي اصلاحطلبان رقم خواهد خورد نميتواند خللي در شرکت يا عدمشرکت اصلاحطلبان داشته باشد؛ چون اگر بخواهند قائم به نتيجه عمل کنند، ممکن است که در فضاي سياسي نيز به فراموشي سپرده شوند و اين رويکرد اصلاح به صلاح نيست. لذا بعيد است که بزرگان، رهبران و احزاب سياسي اصلاحطلب براي بقاي خود در فعاليت سياسي چنين تصميمي اتخاذ کنند. آنچه بهنظر ميرسد اينکه اين رويکرد بيشتر مطلوب جريان اصولگراست که ميخواهند در فقدان حضور اصلاحطلبان به سهولت به کرسي رياستجمهوري دست پيدا کنند. در انتخابات مجلس اصلاحطلبان رد صلاحيت و در نبود کانديداهاي اصلي باعث پيروزي اصولگرايان شد اما در انتخابات رياستجمهوري اساسا چنين آرايشي که صرفا نامزدها اصولگرا باشند، براي يک رقابت حداکثري پرمخاطره خواهد بود. بنابراين با توجه به کاهش مشارکت تا 40 درصد، کسي دوست ندارد به چنين ريسکي دست بزند. در مجموع فرصت مناسبي است که اصلاحطلبان ماشين انتخاباتي خود را ساماندهي کنند تا با حضور قوي در انتخابات موثر واقع شوند.