ادامه از صفحه 6/ ... من در 5 نقطه زمين زراعي و کشاورزي به عنوان رشوه دريافت کردهام، بايد بگويم بالاترين قيمت زمين ديمي در آن منطقه 200هزار تومان است. قاضي از متهم طبري پرسيد: آيا در آن زمينها احداث بنا صورت نگرفته است؟ طبري پاسخ داد: احداث بنا در آن زمينها مربوط به 10 سال پيش است. در ادامه جلسه دادگاه متهم طبري گفت: من مبلغ يکونيم ميليارد تومان وجه را به صورت يک فقره چک يکميليارد توماني و مابقي طي چند فقره چکهاي مختلف از باب مشارکت تجاري در اختيار نيازآذري قرار دادم؛ استعلام از بانک بابت اصل واريزي من در سال 89 و بخشي از سود دريافتي اينجانب از اين بابت از دادگاه درخواست ميشود. متهم طبري در ادامه گفت: در نتيجه اظهار عجز نيازآذري به پرداخت عواقب تجاري و ناتواني در بازگشت اصل سرمايه، اينجانب، به درخواست مصطفي نيازآذري و برخلاف تمايل به تهاتر طلب با املاک ديني زراعي به صورت موقت و عليالحساب تا فروش ساختمان احداث شده در آن، به اين تهاتر رضايت دادم؛ اين در حالي است که همچنان هزينههاي آن زمان زراعي را خود نيازآذري پرداخت ميکرد. در ادامه جلسه دادگاه قاضي خطاب به متهم طبري گفت: چرا شما طالب اين زمينها بوديد. طبري پاسخ داد: من طالب اين زمينها نبودم بلکه به سبب اظهار عجز مصطفي نيازآذري به وي اعتماد کردم. متهم طبري افزود: در کيفرخواست به ادعاي پرونده نيازآذري پرداخته شده است، آيا اين ادعا متکي به مستندات است يا خير؟ در کيفرخواست گفته شده که ويلا از نيازآذري به من منتقل شده درحاليکه اينگونه نيست. وي مدعي شد: هيچ عملي پنهاني انجام ندادهام. متهم طبري افزود: من نقشي در ارتباط با پروندههاي نيازآذري ندارم. قاضي در ادامه از متهم طبري خواست در مورد نحوه آشنايي و مراودات مالي خود با مصطفي نيازآذري توضيح دهد. متهم طبري گفت: ما بچه محل بوديم و مراوده مالي نداشتيم و صرفا همين بود که گفتم. او زن و بچه خود را به کانادا برد و خودش نيز رفت. هر وقت که ميآمد ميگفت حاجي آمدم کاري داري که من ميگفتم نه. رئيس دادگاه در ادامه از متهم طبري خواست در مورد 5 قطعه زمين در بابلسر توضيح دهد. متهم طبري افزود: اين اراضي در بابلسر نيست. قاضي بابايي گفت: 5 قطعه زمين در بابلسر و ويلاي احداثي مال کيست؟ متهم طبري بيان کرد: الان براي من است و به نام همسرم است. سازنده آن نيازآذري بود و من دخالتي نداشتم به بابل ميرفتم و نظارت ميکردم.
طبري به عنوان مهندس ناظر!
رئيس دادگاه گفت: آيا در طول ساخت نيز مراجعهاي داشتهايد؟ متهم گفت: بله هفت هشت بار. قاضي گفت: آيا خود را به عنوان اکبر طبري معرفي ميکرديد؟ متهم طبري پاسخ داد: خير به نام حسيني ميگفتم تا معلوم نباشد. رئيس دادگاه گفت: علت اين کار چه بود؟ متهم طبري بيان کرد: من پولي را 11 سال پيش به نيازآذري داده بودم و خودش گفته بود که سرايدار نداند که تو کيستي، به همين دليل من به عنوان ناظر ميرفتم. اين بهتر از هيچ چيز است ميرفتم نظارت ميکردم نبايد ميرفتم؟ قاضي گفت: سرايدار در اظهارات خود گفته است طبري را نميشناسم، حسيني حقوق بنده را پرداخت ميکرد. شما بهعنوان مهندس ناظر ميرفتيد. متهم طبري گفت: پول از دفتر نيازآذري حواله ميشد. بيخود کرده که چنين چيزي گفته. قاضي بابايي در ادامه با اشاره به اظهارات فردي ديگر عنوان کرد: اين فرد ادعا کرده است که از شما پول ميگرفته است. متهم طبري گفت: کاملا کذب است من تا به حال او را نديدهام، نيازآذري ميگفت زمين را به اسم او کردم. متهم طبري ادامه داد: نيازآذري اعلام کرد ميخواهد اسمي از او نباشد تا مشکلي پيش نيايد. نميدانم بين آنها چه بود. مصطفي به من گفت او بيماري قلبي دارد و ميميرد و کار دست من ميدهد... من به نيازآذري پول داده بودم. قاضي بيان کرد: از پيمانکار پروژه به عنوان مطلع تحقيق شد. او گفته شخصي به نام حسيني حقوق او را ميداده که با ديدن عکس شما گفته است اين فرد خود را به من حسيني معرفي ميکرد. هزينه احداث بنا 3ميليارد و 600ميليون تومان بوده که توسط نيازآذري به حساب بانک ملت اين فرد واريز شده، علت مخفيکاري چه بوده است؟ متهم طبري گفت: نميخواستم مردم مرا بشناسند و از من کار بخواهند. پول من 11 سال دست مصطفي بود و ما به هم اعتماد داشتيم. قاضي بيان کرد: شما از نيازآذري طلب داشتيد، چرا املاک از طرف نيازآذري به شما منتقل نشد؟ متهم طبري گفت: من گفتم نشود. از زمان قبل از اين قضيه همه اينها را يکميليارد و 200 يا 850ميليون خريده بود و همان زمان به نام فرد سوم که وکيلش بود کرد که در ادامه وکيل گفت که بيماري قلبي دارد. متهم طبري افزود: من نميخواستم کسي بداند که به نام من است اشکالي دارد که به اسم همسرم باشد؟ در بخش ديگر قاضي گفت: در بررسي حسابهاي جهان پليمر متعلق به نيازآذري مبالغي از حساب برداشت و برحسب اظهارات کارمندان نيازآذري و حسابدار وي به صورت نقدي به شما تحويل داده شده است، در اين خصوص چه توضيحي داريد؟ متهم طبري گفت: سه چهار فقره بود. بقيه را گفتم ديگر نميخواهم. رئيس دادگاه از متهم طبري پرسيد: در خصوص دخالت خود در آزادي نيازآذري توضيح دهيد. اظهارات ابوالقاسم ماهوتي بر اين اساس است که در زمان دستگيري نيازآذري، وثيقه 500 يا 600 ميليارد توماني صادر شد که خانواده وي دنبال وثيقه بودند. در ملاقات با بازپرس، طبري ميگويد يکميليارد پول نقد داخل کيسه بگذاريد و به بازپرس بده که ميدهد. متهم طبري بيان کرد: کذب است. رئيس دادگاه در اين بخش از جلسه از متهم طبري خواست در مورد ارتباط خود با فردي ديگر توضيح دهد. متهم طبري پاسخ داد: اين فرد کارشناس دادگستري بود. قاضي بيان کرد: حسب اظهارات کارمند قوه قضائيه اين فرد گفته که شما به او گفتهايد که آن ويلا متعلق به همسر شهيد بوده است که در ايران نبوده. متهم طبري گفت: گفتم مال يک خانمي است که در ايران نيست و اين بخش از آنکه در ايران نبوده درست گفتم چرا که صاحب اصلي آن نيازآذري است که در ايران نيست. قاضي بابايي اذعان کرد: زماني که املاک به نام خانم شما بوده چطور؟ متهم طبري بيان کرد: نيازآذري از کانادا زنگ زد و گفت همسايه هر روز ميآيد و ميگويد به ملک من 30 متر تجاوز کردي. به من گفت يک کارشناس بفرست و من نيز کارمند را فرستادم. قاضي گفت: چرا همسرتان از موضوع ويلا اطلاعي نداشته است؟ متهم طبري گفت: نيازي نبود که بداند. در اين بخش از جلسه دادگاه نماينده دادستان بيان کرد: متهم طبري ميگويد حيدريفر مريض بوده و داشته ميمرده به همين دليل ملک را به نام طبري زدند، اما اين اظهارات درست نيست. در بررسيها مشخص شد نيازآذري دهها ملک دارد که به نام گسترهاي از کارمندان وي است. اگر ملکي روي دستش بود به نام آن افراد ميکرد. از طرفي حيدريفر هم در سلامت است. قاضي خطاب به متهم طبري گفت: صحبت پاياني اگر در اين خصوص داريد ارائه دهيد. متهم طبري گفت: 48 ساعت قبل از بازداشت ناهار پيش نيازآذري بودم و به او گفتم تکليف ملک را روشن کن. نماينده دادستان بيان کرد: پول را گرفته بودي. متهم طبري گفت: دروغ است. رئيس دادگاه گفت: علت پنهانکاري در مورد 5 فقره از املاک از همسرتان چيست؟ همسرتان مالک است، اما اطلاع ندارد. اين متهم گفت: اين چه پنهانکاري است گفتم با مصطفي شريک هستم چه پنهانکاري وجود دارد؟ من طلب داشتم و به نام خود کردم. جلسه بعدي يکشنبه 1/4/99 خواهد بود.