احزاب فراگير در ايران وجود دارند و از پس مسائل مملکتي هم برميآيند اما به آنها چندان اجازه فعاليت داده نميشود، مسئوليت اينکه مردم پاي صندوقها حضور پيدا کنند يا خير به عهده اصلاحطلبان نيست؛ چراکه آنها در صحنه حضور پيدا ميکنند و لحظه آخر خانهنشين ميشوند. پس ما کاري نميتوانيم براي حضور و اقبال مردم پاي صندوقهاي راي انجام بدهيم، انتخابات رقابتي برگزار شود ميتوان اميدوار بود مردم پاي صندوقهاي راي بيايند و مشخص شود چه ميزان از جامعه به اصلاحات اقبال دارد، اما در غير اين صورت، جريان اصلاحطلب مسئول حضور حداقلي مردم پاي صندوقها نيست. حدود يکسال ديگر انتخابات 1400 را در پيش داريم اما نميتوان از امروز پيشبيني دقيقي از شرايط اين انتخابات و خصوصا حضور اصلاحطلبان در اين عرصه داشت؛ چراکه اگر شرايط به شکل انتخابات اسفندماه پيش برود، اصلاحطلبان امکان حضور پيدا نميکنند و اين به خوديخود حذف يک جريان در سياست محسوب ميشود، اما نميتوان بهسادگي گفت که مردم به دليل عملکرد دولت حسن روحاني ديگر اقبالي به جريان اصلاحطلبي ندارند چراکه چندين سال است اصلاحطلبان در انتخابات واقعي امکان حضور نداشتند. با تمام اين تفاسير، بايد توجه داشته باشيم جريان اصلاحطلبي در ايران از بين رفتني نيست و در لايههاي اجتماعي پيش ميرود و همچنان در مناسبات مردم وجود دارد. هنر اصلاحطلبان در اين است که در شرايط مهم کشور بر موج مطالبات تاريخي سوار شوند و اين عملکرد و سياست آنها در همه برهههاي تاريخي بوده است و اصلاحات هميشه بر اين مبنا جلو پيش رفته است اما به هر دليلي ناکاميهايي پيش آمد که قابل نقد است، نه اينکه بگوييم همه ناکاميها به عهده اصلاحطلبان است. ما مشکلاتي داريم که بايد سهم هر کدام را واقعي ببينيم، در کشور ما فرهنگ تاريخي ادامه پيدا ميکند و مردم نيز خوب جلو ميروند و اين موضوع فقط محدود به حوزه سياست نيست؛ اگر حوزه سياست به مشکل برخورد ميکند دليل بر اين نيست که کشور به انسداد رسيده است. جريان اصلاحات هميشه حضور فعال دارد و جوش و خروش آن ادامه دارد. در لايههاي پايين جامعه ميل به تغيير و اصلاح امور در جايجاي جامعه ايران وجود دارد. اصلاحطلبان از روحاني حمايت کردند و بايد بابت اين حمايت نيز مسئوليتپذيرانه رفتار کنند. فرقي ندارد چه تعداد از اصلاحطلبان در دولت روحاني حضور داشتند و رئيسجمهور چقدر اصلاحطلبان را در عرصههاي مديريتي دولت خود بازي داده است. بدنه اجتماعي جريان اصلاحطلب بهخاطر حمايت اصلاحطلبان از آقاي روحاني در هر دو مرحله 92 و 96 به پاي صندوقها راي آمدند و به دولت راي دادند؛ بنابراين اصلاحطلبان بابت اين حمايت از سرمايه و اعتبار سياسي خود هزينه کردند و پس از آن هم بايد قبول کنند و قطع به يقين اين مساله را کتمان نميکنند. اما اينکه عملکرد دولت روحاني را صددرصد متوجه اصلاحطلبان بدانيم، به عوامل زيادي بستگي دارد که يکي از آنها اين است که چقدر اصلاحطلبان در مديريت دولت سهم داشتند و برنامهها و ديدگاهها و رويکردهاي اصلاحطلبانه چه ميزان در دولت روحاني نقش داشته است.