مسأله جمعيت و نيروي انساني جوان و مولد براي کشور موضوع بسيار مهمي است. متاسفانه بسياري از دستگاههايي که در اين زمينه مسئوليت دارند به وظيفه خود عمل نکردهاند؛ 20 سال آينده ميبينيم که کشور با بحرانهاي بسيار جدي و شديد مواجه ميشود و ميگوييم اگر براي اين کار 20 سال پيش اقدام ميکرديم، حالا وضعيت بهتري داشتيم. در حوزه جمعيت کل دنيا و همه کشورها با چالشهاي بسيار جدي مواجه هستند البته از ابتداي قرن بيستم بهعلت تسلط انسان بر طبيعت و پيشرفت تکنولوژي و بهرهوري انسان از امکانات زندگي با افزايش جمعيت انسان مواجه شديم که البته همزمان شد با کاهش تنوع و تعداد گونههاي جانوري اما در سالهاي اخير روند قهقرايي کاهش رشد جمعيت را در اغلب کشورهاي جهان شاهد هستيم؛ حالا هر کشوري بتواند از فرصت باقيمانده براي حفظ پنجره جمعيتي خود استفاده کند، ميتواند از فرصت اندک باقيمانده استفاده کند. پنجره جمعيتي تا زماني باز است که بيش از دوسوم يا بيش از 66درصد جمعيت بين 15 تا 65 سال باشند، جمعيت سالمند نيز کمتر از 15درصد و جمعيت کودکان نيز کمتر از 10درصد باشد؛ هنوز ما در اين پنجره جمعيتي قرار داريم اما با روند کاهش رشد جمعيت در سال 1425 با پنج سال کمتر يا بيشتر يعني بين 1420 تا 1430 پنجره جمعيتي بسته ميشود. اين يک واقعيت است که ايران بعد از سال 1425 پنجره جمعيتي را از دست ميدهد؛ چه بخواهيم و چه نخواهيم در حدود سال 2050 ميلادي حدود 30درصد جمعيت کشور سالمند خواهد بود و کشوري سالمند ميشويم؛ کاري که از اکنون بايد انجام دهيم اين است که زيرساختهايي براي زندگي سالم سالمندان ايجاد کنيم تا نسل جوان بتواند به توسعه و رشد کشور بپردازد؛ اگر اين زيرساخت ايجاد نشود دچار بحران ميشويم، البته با تعاريف جهاني ممکن است با توسعه خدمات سلامت سن سالمندي از 60 تا 65 سال مثلا به 75 سال تغيير کند اما در هر صورت روزي به کشوري با جمعيت بالاي 25 تا 30درصد سالمند ميرسيم. اکنون 10درصد جمعيت ايران سالمند بالاي 60 سال است؛ همين حالا نميتوانيم خدمات خوبي به اين جمعيت سالمند ارائه کنيم و اگر با همين روند جلو برويم جمعيت سالمند ايران در سال 1425 سنگي بر پاي توسعه کشور ميشود و عملا درصدي از جمعيت که جوان است بايد همه انرژي خود را براي رسيدگي به سالمندان بگذارد؛ همه کشورها اين خطر را احساس ميکنند به همين علت تلاش ميکنند بسته شدن پنجره جمعيتي و سالمند شدن را به تاخير بيندازند براي اينکه بتوانند جمعيت سالمند خود را بهتر مديريت کنند و فرصتهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و امنيتي بهتري براي خودشان بسازند به همين علت در فرصت اول پنجره جمعيتي و فرصت دوم از وجود نسل جوان باقيمانده از قبل براي ظرفيتسازي و ايجاد ساختار استفاده ميکنند. در ايران از حدود سال 1385، پنجره جمعيتي شروع شده است اما اکنون رشد جمعيت در ايران به زير يکدرصد رسيده ؛ عدد دقيق آن 96صدمدرصد است و اين براي اولين بار در تاريخ ايران است که نرخ رشد جمعيت به زير يک ميرسد؛ شاخص TFR يا نرخ جايگزيني جمعيت در ايران اکنون به زير 1.7 رسيده و اگر به 1.5 برسد گرفتار تله جمعيتي ميشويم وضعيتي که ديگر شاخص جمعيت نميتواند ساماندهي شود؛ شواهد اين وضعيت نيز کاملا آشکار است همه ميدانند که تعداد مواليد و متولدان در کشور طي چهار سال (94 تا 98) از يکميليون و 570هزار نفر به يکميليون و 196هزار کاهش يافته است يعني 370هزار نفر از متولدان کشور در سال کم شده است يعني در سال 98 نسبت به سال 94 حدود 25درصد کمتر تولد داشتهايم. شاخص جايگزيني جمعيت در سال 94 حدود 2.11 بود، سال 95 به 2.08 رسيد، سال 96 به 1.98 کاهش يافت، سال 97 اين شاخص 1.88 شد و سال 98 به 1.7 رسيد، يعني هر خانم در سن باروري در صورتي که زنده باشد بهطور متوسط 1.7 فرزند به دنيا ميآورد. عدد بينالمللي براي اينکه جمعيت فعلي جايگزين شود، نرخ جايگزيني 2.1 است که رشد جمعيت را به بالاي يک ميرساند. اين عدد البته در کشورهاي مختلف متفاوت است و در کشور ما با توجه به ميزان بالاي تصادفات و بالاتربودن مرگ کودکان و نوجوانان به نرخ جايگزيني 2.2 نياز داريم تا ترکيب جمعيتي فعلي حفظ شود.