اکنون که مجلس جديد با همه فراز و نشيبها و قهر اجتماعي و غيبت بخش قابلتوجهي از جامعه شکل گرفته است بايد ديد اين مجلس حداقلي چگونه ميتواند با عملکرد حداکثري سرمايه اجتماعي را به جامعه برگرداند. هرچند حضور گسترده و مشارکت وسيع تودههاي مردم در انتخابات عامل مهمي در مشروعيتبخشي به نهادهاي قانوني است؛ اما در اختيارات قانونگذاري و نظارتي يک مجلس حداقلي با حداکثري تفاوت چنداني در عمل وجود ندارد. مجلس وظيفه قانونگذاري و نظارت دارد و عدمحضور گسترده مردم در انتخاب نمايندگانش، هم از اقتدار قانوني و مشروعيت در صلاحيتهاي قانوني آن نکاسته است و اگر مجلس به اولويتها و ضرورتهاي عيني جامعه بپردازد و از حاشيهسازيها کنار بماند بهسرعت در جهت بازسازي اعتماد عمومي و احياي سرمايه اجتماعي توفيق پيدا خواهد کرد. حجم قوانين دستوپاگير و حتي مزاحم در کشور ما بهحدي انباشتگي دارد که بهواسطه تعدد و عدم شفافيت در آنها حقوق زيادي خواسته و ناخواسته ميتواند از ملت پايمال شود. گفته ميشود بيش از 12 هزار قانون در ايران تاکنون به تصويب رسيده است. انباشتگي اين قوانين از آفتهاي شفافسازي عملکرد حکومت است و خود ميتواند دستاويزي براي فرصتطلباني که قانون را دور ميزنند فراهم ميکند. تلاش براي بهروزرساني و کارآمدسازي اين قوانين حتي منسوخ کردن بسياري از آنها راه را براي توسعهفرهنگي و اقتصادي خواهد گشود. لذا پيشنهاد ميشود مجلس محترم در تصويب قوانين جديد دچار شتابزدگي نشده و بخش اعظم وقت محدود خود را براي تنقيح و روزآمدسازي قوانين حسب مقتضيات زمان و مکان که از مقومات فقهي بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي است اختصاص دهد و بخش مهم ديگري را به اعمال نظارتهاي قانوني متمرکز کند. مشکلات فعلي کشور از خلأ قوانين نيست؛ بلکه عدمشفافيت، تعارضات و انباشت بيش از حد آنهاست و چارهجويي براي اينگونه امور در پيام رهبري انقلاب به مجلس جديد نيز مورد توجه قرار گرفته است. مجلس ميتواند با بهرهگيري از صاحبنظراني که علاقه ورود به مجلس نداشته يا شانس ورود نيافتهاند به بازآفريني قوانين مورد نياز، مهندسي مجدد آنها و نه فقط توليد قانون جديد جز در موارد ضرورت مبادرت ورزد و بنيانهاي قانوني کشور را مستحکم کند و با نظارت اختصاصي خود و همگاني مردم، ساختارهاي قانوني را شفاف و کارآمد کند و خود با تبعيت محض از قوانين، فرهنگ قانونپذيري را در کشور نهادينه سازد.