گزارش دبيرکل سازمان ملل متحد در خصوص نقش ايران در اتفاقات ماههاي گذشته عربستان و تاسيسات نفتي اين کشور را بايد با ابراز تاسف بسيار زياد مورد توجه قرار داد. يعني اگر دبيرکل سازمان ملل متحد واقعا دست به انتشار چنين گزارشي زده و در آن بدون ارائه سند و مدرک قاطع در متهم کردن ايران صرفا به اظهار نظر پرداخته باشد جدا براي وي و اظهاراتش بايد ابراز تاسف کرد. دبيرکل سازمان ملل متحد در محضر داوري افکار عمومي بينالمللي موظف است که وقتي اتهامي را مورد بحث قرار ميدهد آن اتهام را با سند و مدرک قطعي ثابت کند. دبيرکل سازمان ملل متحد در خطاب به افکار عمومي بينالمللي نميتواند از شايد، اما، اگر و اينگونه مفاهيم استفاده کند. البته من در خصوص انجام يا عدم انجام اين مساله و داشتن نقش از سوي ايران قضاوتي نميکنم و صرفا به نوع موضعگيري دبيرکل ميپردازم. ولي اگر دبيرکل سازمان ملل حقيقتا گزارشي را منتشر کرده باشد و در آن ايران يا هر کشور ديگري را به اعمال يا اقداماتي که ثابت نشده متهم کرده باشد اين يک تاسف بزرگ را در زمينه خروج دبيرکل سازمان ملل متحد از موضع بسيار حياتي بينالمللي بيطرفي سبب خواهد شد. در اين صورت اگر واقعا دبيرکل سازمان ملل متحد خودش را اينگونه از بيطرفي خارج کرده و مستقيم يا غيرمستقيم طرف اتهامات ثابت نشده ايالات متحده آمريکا عليه جمهوري اسلامي ايران را گرفته باشد ما وارد دوراني از برخوردهاي سياسي و سياستهاي بينالمللي بسيار تاسفبار شديم. مسلما در اين شرايط نيز بايد انتظار داشته باشيم که اقدامات غيرقانوني و غيراخلاقي ايالات متحده آمريکا مجددا به تاييد سازمان ملل متحد و جامعه بينالمللي برسد. با اين حال لاجرم از دبيرکل سازمان ملل متحد ميخواهم که به وظيفه حقوقي بينالمللي خود در رعايت بيطرفي در مسائل تشنجآفرين بين کشورها توجه داشته باشد. گوترش دبيرکل سازمان ملل که در گزارش خود عليه جمهوري اسلامي در زمينه استفاده از ابزارهاي نظامي در حوادثي که در خليج فارس رخ داده است تهمت زده بايد بحث خود را مستند کند. از طرف ديگر اين گزارش دبيرکل سازمان ملل صددرصد بر برجام و قطعنامه 2231 سازمان ملل تاثير خواهد گذاشت و مجددا سبب زيادهخواهيهاي آمريکا خواهد شد. چرا که وقتي دبيرکل سازمان ملل متحد در منازعات بينالمللي جانب بيطرفي را رعايت نکند بايد انتظار همه گونه اجحاف توسط يک دولت زورگو نسبت به ملت طرف مقابل را داشته باشيم.