گروهي نگران بازگشت دوباره اپيدمي در کشور هستند و اعتقاد دارند بيماري در استانها و شهرهايي که قبلا شاهد اوج بروز بيماري در آن مناطق بوديم و بعدا به کنترل نسبي در آنها دست يافته بوديم، مجددا با شدت بيشتري برگشته در حالي که گروهي ديگر معتقدند حساسيت و توانايي سيستم بهداشتي درماني کشور در شناسايي موارد جديد افزايش پيدا کرده است. فرضيه ديگر در اين خصوص آن است که بيماري در استانها و مناطقي از کشور که قبلا شاهد موارد پراکنده آن بوديم، اخيرا فعال شده، لذا افزايش موارد صرفا به اين مناطق محدود ميشود. سوال ديگري که مطرح ميشود اين است که تعداد موارد جديد بيماري افزايش پيدا کرده، ولي با گذشت چند هفته از اين موضوع، شاهد افزايش قابلملاحظهاي در تعداد مرگ هاي جديد روزانه نيستيم، آيا واقعاً کشندگي ويروس کاهش پيدا کرده يا احيانا بيماري خفيفتر شده است؟ پاسخ به سوالات فوق و تفکيک سهم هر کدام از علل در تغييرات آمار بيماري، اهميت بسزايي براي مديران و سياستگذاران بهداشتي کشور دارد، ولي در غياب اطلاعات دقيق از آمار و روند بيماري به تفکيک زمان و مکان، ارائه تحليل دقيق از اين پديده امکانپذير نيست.از طرف ديگر، آنچه مردم بايد به آن توجه جدي داشته باشند اين نکته است که هنوز هيچ چيز تمام نشده و کنترل نسبي بيماري که در هفته هاي گذشته شاهد آن بوديم عمدتا ناشي از رفتار مناسب بهداشتي آنان بوده که در صورت سهلانگاري و کاهش اين رفتارهاي بهداشتي يا تصور اينکه زمان بازگشت به شرايط عادي فرارسيده، شاهد ابتلاي تعداد بيشتري از مردم عزيزمان و فوت بخش قابلملاحظهاي از آنها خواهيم بود. قبل از پرداختن به ارائه تحليل خودم از موضوعات فوق، دوست دارم توجه شما را به اين نکته جلب کنم که اصولاً در کشوري با اندازه ايران و با اين تنوع جغرافيايي، فرهنگي و آب و هوايي، شايد ارائه يک گزارش واحد براي کل کشور کار درستي نباشد و در عوض بهتر باشد براي هر منطقه مثلاً هر استان يا هر منطقه وسيع جغرافيايي، يک گزارش داشته باشيم. در عين حال، در غياب دسترسي اينجانب و همکارانم در کشور به اطلاعات و داده هاي مورد نياز، سعي مي کنم تا جايي که مي توانم مواردي را به عنوان تحليل وقايع فوق اعلام کنم. اصولا نه تنها در ايران، بلکه در بسياري از ديگر کشورها، توانايي شناسايي بيماري به تدريج افزايش پيدا کرد، در ابتداي اپيدمي دسترسي مناسبي به کيتهاي تشخيص بيماري وجود نداشته و آزمايشگاههاي فعال هم تعدادشان خيلي زياد نبوده است. در نتيجه، طي هفته هاي اول آغاز اپيدمي در کشور، اقدامات تشخيصي براي موارد شديدتر (اصطلاحاً مواردي که منجر به بستري مي شدند) را کنار گذاشته بوديم و توانايي اينکه براي بسياري از موارد سرپايي نيز تست مولکولي (يا همان پي سي آر که تست استاندارد تشخيص بيماري کوويد19 است) انجام بدهيم، نداشتهايم. در آن شرايط، امکان اينکه از همه مبتلايان و همينطور تمام افرادي که با اين بيماران در تماس بوده اند تست بگيريم، نداشتيم. لذا در آن دوران، بناچار آمار موارد گزارش شده، نه تنها در ايران، که در اغلب ساير کشورها، احتمالا با کم گزارش دهي قابل ملاحظه اي همراه بوده و تعداد موارد واقعي بيماري چندين برابر تعداد مواردي بوده که ما قادر به کشف آنها بوده ايم.با گذشت زمان و همراستا با پيشرفت علمي و فناوري در کشور، هم توانايي توليد کيت در کشور فراهم شده و هم آزمايشگاه هاي بيشتري مجهز شدند و در نتيجه در حال حاضر ما علاوه بر بيماراني که بستري مي شوند، از مواردي که به شکل سرپايي مراجعه ميکنند و همينطور از اطرافيان و افرادي که در تماس با بيماران بوده اند هم آزمايش به عمل مي آوريم، کاري که از ابتدا سازمان جهاني بهداشت توصيه به انجام آن کرده بوده است.اگر چه هنوز هم ممکن است همه مواردي که آلوده به ويروس کرونا مي شوند را نتوانيم به طور کامل شناسايي کنيم، نسبت خيلي بيشتري از افراد بيمار در مقايسه با گذشته شناسايي مي شوند. لذا، يکي از مهمترين دلايل افزايش اخير در تعداد موارد گزارش شده روزانه جديد بيماري، افزايش حساسيت سيستم بهداشتي درماني کشور در شناسايي موارد بيماري است.در عين حال، گزارش موارد بيشتري از بيماري در استان هاي جنوبي طي روزهاي اخير، مويد فعال شدن کانون هاي جديدي از بيماري است که در گذشته فعاليت بالايي نداشتهاند. در مورد تعداد مرگ روزانه طي هفته اخير در مقايسه با هفته پيشتر، گرچه با اطمينان نميشود گفت افزايش محسوسي داشته ولي دو نکته حائز اهميت است: يکي اينکه حداقل آهنگ کاهش روزانه تعداد موارد جديد مرگ به طور واضح کند شده، بهطوري که تا 30 روز پيش ما روزانه شاهد کاهش تعداد موارد مرگ بوديم و از حدود 150 مورد روزانه نيمه فروردين به زير 50 مورد در نيمه ارديبهشت ماه رسيده بوديم ولي بعد از آن نه تنها شاهد کاهش بيشتري نبوديم، بلکه طي هفته اخير همواره تعداد موارد مرگ جديد بالاي 50 مورد بوده است. نکته دوم اينکه، حتي کاهش تعداد روزانه موارد مرگ به 50 نفر هم ايدهآل نبوده و از دست دادن روزي 50 نفر، به معني عزادار شدن دهها هزار نفر در هر ماه است که بايد اين تعداد هم کاهش پيدا کند. در اين شرايط، حتي رسانه ها نيز به تدريج حساسيت خود را به اعداد و ارقام از دست دادهاند، اگرچه در شرايط عادي، مرگ 50 نفر طي يک روز به عنوان يک فاجعه تيتر همه رسانهها ميشد، در حال حاضر از کاهش تعداد موارد به سمت دو رقمي شدن تعداد مرگ روزانه ممکن است احساس رضايت هم بکنند. نهايت اينکه چنانچه دادههاي اين بيماري به تفکيک روز و مکان براي محققين بهداشتي کشور، به خصوص در سطح استانها فراهم باشد، محققاني که در اين زمينه فعاليت دارند، ميتوانند تحليل دقيق تري از اوضاع ارائه دهند و مطالب پيش گفت نيز بر اساس دادههايي کلي (در سطح کشوري) است که روزانه توسط وزارت بهداشت گزارش و در سايت سازمان جهاني بهداشت به صورت تجميعي منتشر ميشود. مطلب انتهايي که ميخواهم به آن اشاره کنم مربوط به بازنگري راهنماي استفاده از ماسک توسط سازمان جهاني بهداشت است. در عين حال چند نکته مورد تاکيد قرار گرفته است. اول اينکه استفاده از ماسک به هيچ عنوان جايگزين اقدامات اصلي پيشگيرانه از ابتلا به بيماري (يعني شستن دست، رعايت فاصلهگذاري فيزيکي و رعايت بهداشت تنفسي) نميشود. دوم اينکه توصيه به استفاده از ماسک توسط افراد سالم، تنها محدود به شرايطي شده که رعايت فاصله گذاري فيزيکي مقدور نباشد و در نهايت، استفاده از ماسک توسط افراد عادي و سالم جامعه، بيشتر ماهيت پيشگيري از انتشار ويروس دارد تا پيشگيري از ابتلا، به عبارت ديگر، افراد عادي به ظاهر سالمي که ممکن است آلوده باشند ولي خودشان اطلاع نداشته باشند با استفاده از ماسک جلوي انتشار ويروس و سرايت به ديگران را مي گيرند، نه اينکه فقط از خود محافظت کنند.