روز خود را با اين خبر ناب و جذاب آغاز کنيد:هزينه ارسال پيامک بانکي پانزده هزار تومان!يعني آدم پانزده هزار تومان بدهد تا بفهمد در حسابش شپش دارد قاپ بازي ميکند.يعني آدم پانزده هزار تومان بدهد تا يادش نرود بيپول است؟ براي فهميدن بيپولي هم پول بدهيم؟ لابد پسفردا هم ميگوييد بابت اينکه به شما يادآوري کنيم چيزي در يخچال نيست و الکي در آن را باز نکنيد، ماهي بيست هزار تومان بايد به اتحاديه يخچالفروشان بدهيم!
در نتيجه به زودي شاهد خواهيم بود؛
1- ماهي پانزده هزار تومان بدهيد تا يادتان بياوريم که ماشين نداريد و پرايد نود ميليون شده و بايد با مترو و اتوبوس سرکار برويد!
2- با ماهي بيست هزار تومان ما به شما يادآوري ميکنيم که قبض برق و گاز و آب و تلفن را پرداخته نکردهايد و به زودي همهشان قطع خواهند شد.
3- ماهي سي هزار تومان بدهيد تا به شما بگوييم در تابستان روزي هشت بار قرار است برق برود و بايد در گرما بپزيد.
4- با پرداخت ماهي فقط پنجاه هزار تومان ما دلگيري غروب جمعه و سيزدهبدر و صبح شنبه را به شما يادآوري کنيم.
حالا براي ما که اين اخبار اصلا چيز خاصي محسوب نميشوند.انصافا قويتر از اين حرفها هستيم.نمونهاش سر همين ماجراي کرونا به نتايج جالبي رسيدهاند.چون جناب مصطفوي عضو کميته کشوري اپيدميولوژي کوويد19 گفته:ميزان کشندگي کوويد19 در ايران کمتر از کشورهاي پيشرفته است (همون معتادا نميگيرند خودمون!)پيشبيني ما اين است که حدود 15 ميليون نفر از مردم، آلودگي به کرونا را تجربه کرده باشند.يعني حتي کرونا هم حريف ما نيست، ما را از پيامک بانکي حساب خالي نترسانيد!
مثلا خبر ديگر امروز وارد شدن کانال به کانال 18 هزار تومان است.اصلا دلار وارد کانال شبخيز شود، هر کاري دلش ميخواهد هم انجام بدهد، مهم کک ماست که نميگزد.خوشبختانه تمام اين گرانيها و شلوغکاريها ذرهاي تاثير بر روي قيمت دلار جهانگيري ندارد و هنوز همان 4200 تومان مانده است.البته اينکه کلا اين دلار در حد سيمرغ و زال در حد افسانه است هم بيتاثير نيست.اما قيمت دلار وارد قسمتهاي هيجانانگيزش ميشود.مثلا الان که 18 هزار تومان شده ما هرچه ميخواستيم بخريم را سه ماه ديرتر ميتوانيم بخريم.بنده قصد داشتم لپتام بخرم، پيشبينيام چهار سال ديگر بود که با بالا رفتن قيمت دلار الان به چهار سال و سه ماه افزايش پيدا کرد.
اصلا اعداد ارقام تازگيها يک جوري شدهاند که در دهان آدم هم نميچرخند.مثلا خانهاي در شمال شهر تهران را براي اجاره گذاشتهاند، يک ميليارد ماهي شصت ميليون تومان! گفتنش هم باعث ميشود فک و دهان آدم درد بگيرد و مغز آدم سوت بکشو و ارور 404 بدهد.يعني بايد چه کار کند يک نفر که فقط بتواند ماهي شصت ميليون تومان اجاره بدهد؟! اصلا به نظرم با کساني که ميروند و چنين خانههايي را بازديد ميکنند هم ميتوان به صورت پيشگيرانه برخورد کرد.تا چند سال پيش شما بايد تمام حقوقتان را اجارهخانه ميداديد، الان بايد حقوقتان را ضربدر عدد 220 کنيد تا بتوانيد اجارهخانهتان را پرداخت کنيد!
البته اين مشکلات براي من و شماست! خوشبختانه افرادي در همين مملکت هستند که حتي کابينت خانهشان را هم مجاني برايشان عوض ميکنند و پولي بابت بسياري از چيزها پرداخت نميکنند.اميدوارم که روزي ما هم مانند آنها بشويم و کمتر زير فشار زندگي، بستهبندي بشوقيم!