آرمان ملي- مطهره شفيعي: باز هم ورزش زنان حاشيهساز شد، اگر چند سال قبل مخالفتها با دوچرخهسواري زنان و دختران بود و تجمعهايي براي نمايش اين مخالفتها برگزار ميشد اکنون فضا تغيير کرده و مخالفتها به سمت حضور زنان در ورزشهاي زورخانههاي رفته است. شايد تا پيش از اين تصور نميشد زنان تمايلي به نمايش تواناييهاي خود در ورزشهايي را دارند که تا پيش از اين تنها متعلق به مردان و در افسانهها آمده بود؛ ورزشهاي زورخانهاي و گود عبارات ناآشنايي براي زنان بود اما ظاهرا خط قرمزها مانع ورود زنان به گود زورخانه نشد. همين ورود سبب اعتراض مردان شد؛ مردان زورخانهاي در اذهان چنين ترسيم شده بود که مرداني با پيکربندي درشت و سبيلهاي تاب داده هستند که حضور زنان اين تصورات را باطل کرد.
اعتراض مردان به زنان زورخانهاي
جمعي از اهالي و پيشکسوتان رشته ورزشهاي زورخانهاي با حضور در زورخانه شهيد عراقي و هيات ورزشهاي زورخانهاي تهران، نسبت به برنامهريزي و حمايت فدراسيون ورزشهاي زورخانهاي از حضور زنان در اين رشته ورزشي، شديدا اعتراض کردند. تجمعکنندگان در بيانيه پاياني خود با اعتراض شديد به مسئولان فدراسيون ورزشهاي زورخانهاي بهخاطر حمايت از حضور زنان در رشتههاي زورخانهاي، نسبت به هرگونه برنامهريزي براي حضور زنان در اين رشته کهن که ريشه در فرهنگ و آيين اين مرز و بوم دارد، هشدار دادند. آنها همچنين حمايت از حضور زنان در اين رشته را امري مذموم و ناپسند دانستند و آن را لکه ننگي بر کارنامه مسئولان فدراسيون دانستند. آنها همچنين اجازه نواختن زنگ زورخانه به اعضاي هيات رئيسه فدراسيون و اعطاي نشان و حکم پهلواني به بانوان را، به سخره گرفتن تمامي آداب و رسوم ورزش زورخانهاي دانستند. مردهاي معترض به حضور زنان در زورخانه بيانيهاي هم صادر کردهاند و خطاب به مجتبي جوهري رئيس فدراسيون اعلام کردهاند «قدمت و اصالت اين ورزش طي قرنهاي متمادي متکي به حضور پهلوانان و مردان راستين عرصه مردانگي و فتوت و جوانمردي بوده و هيچگونه سابقهاي از حضور بانوان مطلقا وجود ندارد و انجام اين امر ابداعي مذموم و مردود و باعث ايجاد لکه ننگ عظيمي در کارنامه سياهتان ميباشد.» آنها همچنين در اين بيانيه «اعطاي نشان و حکم پهلواني به خانمها» را «چيزي جز هتک حرمت و بياعتنايي به پهلوانان و صاحبان واقعي زنگ زورخانه» ندانستهاند و کساني که بهدنبال «المپيکي کردن اين ورزش همسو با سياستهاي انحرافي» هستند را «افراد نااهل» خواندهاند. اين تنها تلاش مخالفان حضور زنان در زورخانهها نيست. آنها بهتازگي و به بهانه اينکه حضور زنان در زورخانهها موجب حذف اين رشته ورزشي باستاني از فهرست يونسکو خواهد شد بهدنبال جلوگيري از حضور زنان در زورخانهها بودهاند.
استقبال در سال 98
حضور زنان در زورخانهها البته به اين روزها اختصاص ندارد و سال گذشته هم اين بحث مطرح بود اما نه تنها مخالفتي ابراز نشد بلکه اين حضور با حمايت همراه شد چنانکه پيشکسوت ورزش پهلواني در شهريور 98 گفت: آيين فتوت، جوانمردي و فرهنگ ورزش زورخانهاي فراجنسيتي است و فدراسيون ورزش زورخانهاي بايد مديريت بخش زنان را براي توسعه و ترويج ورزش پهلواني ايجاد کند. بهزاد هدهدي اظهار داشت: هشت سال گذشته پژوهشگر طرح ثبت آيين پهلواني و وزير زورخانهاي در فهرست ميراث فرهنگي و مديريت آموزش و پژوهش فدراسيون زورخانهاي بودم. در آن زمان با مسالهاي روبهرو شدم که 15 نفر از زنان ما به واسطه يکي از زنان که دختر يک مرشد پيشکسوت بود در حال انجام ورزش زورخانهاي بودند. آنها سالني را اجاره کردند و آن دختر مرشد چون ضرب ميدانست آن را به دختران ديگر آموزش ميداد. اين دختران پس از يکسال به فدراسيون ورزش زورخانهاي آمدند و تقاضا کردند تا اجازه دهيم آنها نيز همچون مردان از زورخانه استفاده کنند. وي افزود: آنها درخواست کردند تا زورخانه در سطح شهر نزديک به محل زندگي آنها باشد و حتي مرشد و مربي هم زن بود. اين مساله سبب شد تا جرقهاي در ما براي تشکيل اين رشته در بخش زنان نيز زده شود. گرچه در سنت قديم ورود زنان و پسران نابالغ را به زورخانهها منع کرده بودند اما آنان عقايد سنتي بود. در نتيجه تصميم گرفتيم برنامهاي را اجرا کنيم که آيين و آداب ورزش زورخانهاي در آن بازخواني شود. در اين طرح آداب و رسومها مختلف و روايات متعدد بود. برخي از سنتها بسته و بعضي ديگر بازتر است. 6 شهريور 98 رئيس مرکز آموزش ورزشهاي پهلواني هم گفت: براي ورود زنان به ورزش زورخانهاي بايد فرهنگ اين ورزش را مقداري تغيير دهيم تا از حالت سنتي به حرکت و کارکرد جديد فرهنگي و اجتماعي تبديل شود. بيژن شيري يادآور شد: بايد شاهنامهخواني به زورخانهها بيايد و زنان نيز در آن حضور داشته باشند. پردهخوانيها و مولويخوانيها دوباره شکل بگيرد و به تدريج زنان اين حرکت را در زورخانه انجام دهند و وارد اين عرصه شوند. در غيراين صورت امکان اينکه بتوانيم زنان را وارد اين عرصه کنيم مقدور نيست و حتي در بخش مردان نيز بسيار مشکل داريم تا در زورخانهها حضور يابند.
چرا تغيير در يک سال
اکنون مشخص نيست که چرا طرز فکرها و ارزيابيها طي يک سال تغيير کرده يعني حمايت از حضور زنان در گود زورخانه در سال 98 تبديل به انحرافيبودن حضور زنان در گود شده است.