رکود و افت شاخص رشد اقتصادي ازجمله تبعاتي هستند که کرونا براي اقتصاد ايران به همراه داشت. مسئولان کشور نيز گويا به بهانه خوبي براي اهمالکاريهاي خود دست يافتهاند و درد بيدرمان کرونا را عامل اصلي شرايط وخيم اين روزهاي اقتصاد ايران معرفي ميکنند. اما پرسش اين است که آيا در نبود کرونا اقتصاد ايران رونق ميگرفت؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت اقتصاد ايران سالهاست با بلايي شايد بدتر از کرونا دست و پنجه نرم ميکند. تحريمهاي خارجي و داخلي چنان در پوست و هسته اقتصاد ايران نفوذ کردهاند که کمتر سالي را با رشد مثبت اقتصادي يا تورم تکرقمي پشتسر گذاشتهايم. براي بررسي بهتر تاثير تحريمها بر رونق توليد و رشد اقتصادي ميتوان سالهاي 95 و 96 که برجام در حال اجرا بود را مثال زد. آيا کسي ميتواند تاثير برجام بر بهبود رشد اقتصادي ايران را انکار کند؟ در اين سالها بود که صادرات نفت ايران به دو ميليون و 800 هزار بشکه در روز رسيد و در صنايع ديگر نيز شاهد حضور شرکتهاي بزرگي نظير توتال، ايرباس، بوئينگ، رنو، پژو، سامسونگ، ال.جي و ... در ايران بوديم. اما تکيه دونالد ترامپ بر کرسي اصلي کاخ سفيد تمام معادلات را بر هم ريخت. اين تاجر که حالا به جمع سياستمداران پيوسته از ابتدا هم نگاهي غرضورزانه به معاهده بينالمللي برجام داشت و در مبارزات انتخاباتي خود بارها موضع خصمانه خود نسبت به اين معاهده تاريخي را نشان داد. متاسفانه نفوذ پوپوليسم تا غرب باعث روي کارآمدن چنين فردي در راس قدرتمندترين اقتصاد جهان شد و او سرانجام در ارديبهشت ماه سال 97 برجام را پاره کرد. اکنون که بيش از دو سال از اين اقدام نابخردانه ترامپ ميگذرد اقتصاد ايران يکي از بحرانيترين دورههاي خود را ميگذراند. بسياري از کسبوکارها با مشکلاتي مواجه شدهاند که پيش از اين آن را تجربه نکردند بودند. مسئولان ايراني نيز هيچگاه حاضر نشدند که پا به پاي ترامپ بدهند و همواره با او مقابله داشتهاند. متاسفانه در چنين شرايط در داخل هم گاه و بيگاه تصميمات نادرستي اتخاذ شد که ازجمله آن ميتوان بياعتنايي به تصويب لوايح چهارگانه FATF را مثال زد که ما را در ليست سياه اين نهاد مالي بينالمللي قرار داد. شايد ايران براي پشتسر گذاشتن تحريمهاي يکطرفه آمريکا ميتوانست راه ميانبري پيدا کند، اما با قرارگرفتن ايران در ليست سياه FATF بعيد است که حتي شرکاي تجاري ما تن به همکاري با ايران بدهند. حال شيوع کرونا در کشور هم مزيد بر علت شد تا تحريم را بيش از گذشته احساس کنيم. شايد اگر تحريم وجود نداشت اصلا ما ميتوانستيم با فراغ بال براي مدتي ارتباطمان با چين را که مبدا کشف کرونا بود قطع ميکرديم و از کشورهاي ديگر واردات انجام دهيم. اما به هر حال اين مهم رخ نداد. اکنون شوکهاي اقتصادي ايران بيشتر از بيرون کشور تحميل ميشوند و عوامل بيروني اجازه نميدهند راه حل نهايي براي نجات از اين وضعيت به راحتي پيدا شود. بنابراين اگر کرونايي هم وجود نداشت سال 99 باز هم سختتر از سال 98 براي اقتصاد ايران و معيشت مردم ميگذشت. تا زماني که شوکهاي پي در پي بيروني و دروني دفع نشود، بود و نبود کرونا حداقل توفير چنداني در معيشت روزمره مردم نخواهد داشت. اکنون هم علاوه بر دفع بلاي کرونا بايد راهکاري جدي براي دفع شوکهاي اقتصادي اولا بيروني و درثاني دروني انديشيده شود.