آرمانملي- امير داداشي: شاخص بورس کشور پس از دو روز روند صعودي، روز گذشته با افت 3000 واحدي، بار ديگر قرمزپوش شد تا نگرانيهايي نسبت به ادامه اصلاح دو هفته گذشته مطرح شود. در اين بين اما گروهي از تحليلگران بازارسرمايه، بورس را همچنان جذابترين بازار در سالجاري معرفي ميکنند و گروهي ديگر سقوط شاخص را حتمي ميدانند. عدهاي هم بر عقيده استوارند که با آزادسازي سهام عدالت شاخص بورس در پايان سال قله دوميليون واحدي را هم پشتسر ميگذارد. در اين زمينه «آرمان ملي» گفتوگويي با عباسعلي حقانينسب، کارشناس ارشد بازارسرمايه، انجام داده است که در ادامه ميخوانيد.
بازار سرمايه روزگذشته بارديگر قرمزپوش شد. دليل اين اتفاق چيست؟ آيا اصلاح شاخص طي روزهاي آتي ادامه دارد؟
شاخص بورس طي دو ماه ابتدايي سال رشد شتاباني را به ثبت رساند و هر روز شاهد صعودها 20 هزار يا 30 هزار واحدي شاخص کل بوديم. دستاندرکاران بورس نيز نتوانستند در مقابل اين شکل از صعود بايستند و عرضه سهام جديد نيز مطابق با حجم ورود نقدينگي پيش نرفت. البته تعدادي از شرکتها به طمع افزايش قيمت سهام خود فعلا دست از عرضه کشيدهاند. اين روند شتابان باعث شد تا بسياري از سهامداران به سودهاي مورد انتظار خود زودتر از موعد پيشبينيشده برسند و به نقدکردن سهام خود روي آورند. بهنظر ميرسد اين رفتار همچنان ادامه دارد و دليل ريزش اصلي شاخص طي روزگذشته ريشه در رفتار سهامداران دارد. با ورود 45 هزار ميليارد تومان نقدينگي به بورس، عملا حدود 5/1 ميليون ميليارد تومان اندازه بازار تغيير کرد. طبيعتا اين يک تناسب معقولانه نيست که با ورود حجم اندکي سرمايه به بازار، بورس چنين رشدي را از خود برجاي گذارد. اين انتظار وجود داشت که حداقل با عرضه سهام در بازههاي قيمتي پايينتر روند منطقي و متعادل را بر بازار حکمفرما شود. با توجه به مختصات بازار بهنظر ميرسد شتاب رشد بازار سرمايه در طول يکسال آتي پايين بيايد.
آيا ممکن است اين کاهش رشد شتاب با سقوط بازارسرمايه همراه شود و بازارهاي ديگر از بورس پيشي بگيرند؟
خير، سقوطي که از آن صحبت ميشود اتفاق نخواهد افتاد. منظور من اين است که ديگر نبايد انتظار سرعت رشد ماههاي فروردين و ارديبهشت را داشت. از اين پس، شاخص بورس با روند منطقيتر رو به جلو حرکت ميکند. اما نسبت به بازارهاي ديگر از بازدهي مطلوبتري برخوردار خواهد بود. هنوز هم بورس جذابترين بازار در اقتصاد ايران به حساب ميآيد و بازدهي آن فاصله قابل توجهي از بازارهايي نظير ارز، طلا، سکه، مسکن و خودرو خواهد داشت. تحليلگران تکنيکال اعتقاد دارند که بازار برخلاف بايستههاي علمي عمل ميکند و به همين دليل نميتوانند بررسيهاي درست انجام دهند؛ بهنظر ميرسد اين گروه مختصات بازار را که به روندي تودهوار تبديل شده و مردم بدون تخصص به شکل مستقيم وارد بورس شدهاند را در نظر نميگيرند. به اعتقاد من شاخص بورس همچنان در شرايط اصلاح قرار دارد و در اين رويه ممکن است روزهاي مثبت و منفي را توامان پشتسر بگذارد. اکنون زمان آن رسيده که سهام شرکتهاي بورسي در بازه واقعي خود قرار بگيرد. صنايعي که به شکل حبابي بالا رفتهاند دچار افت قيمت ميشوند و صنايع باارزش به قيمتهاي بالاتري ميرسند. براي يکماه آينده ميتوان اين شرايط را متصور شد. شايد به جرأت بتوان گفت که بورس ايران به سمت فضاي دوقطبي حرکت ميکند.
منظور از فضاي دوقطبي چيست؟ آيا به سهامي که در سبد سهام عدالت قرار ميگيرند و سهامي که خارج از اين سبد هستند، اشاره داريد؟
در اين زمينه بايد با احتياط بيشتري صحبت کرد، اما ممکن است سهام بورسي به همين دو دسته که اشاره کرديد تقسيم شود. يعني سهام بزرگي که در سبد سهام عدالت قرار ميگيرد و سهام کوچک و متوسطي که خارج از اين سبد است.
کدام دسته، سهام سوددهتري خواهد بود؟
به اعتقاد من نقدينگي به سمت سهامي حرکت ميکند که در سبد سهام عدالت قرار نميگيرد و سهامي که خارج از اين سبد هستند باارزشتر ميشوند. زيرا اين سهام در حال حاضر اندازه بزرگي ندارند. اين امر باعث ميشود شاخص کل بازار سرمايه در يک حالت منفي قرار نگيرد و بيشتر روزها سبزپوش بماند.
برخي تحليلگران معتقدند که آزادسازي سهام عدالت شاخص بورس را تا قله دو ميليون واحد هم پيش ميبرد. نظر شما در اين باره چيست؟
شاخص که تا پايان سالجاري به رشد خود ادامه ميدهد و اين امر را نميتوان کتمان کرد. ولي زود است که از حالا درباره شاخص دو ميليون واحدي سخن بگوييم.
آزادسازي سهام عدالت چه تاثيري بر فراز و نشيب اين روزهاي بورس داشته است؟
درباره آزادسازي سهام عدالت دو سناريو وجود داشت؛ اما رويهاي که انتخاب و اجرا شد بازهم به رويه رشد تودهوار بازار کمک کرد تا اينکه به کمک مختصات حرفهاي بازار بيايد. به هر حال بورس ايران پيش از اين هم در مسير غيرحرفهاي قرار داشت. برنامه اين بود که سهامداران عدالت مديريت سهام خود را به بخشهاي تخصصي بازار بسپارند. اما اکنون مشاهده ميکنيم که صاحبان اين سهام به شکل مستقيم وارد بازار شدهاند. متاسفانه اين سناريو مورد توجه دولت قرار نگرفت و بورس را در غيرحرفهايبودن غرق کرد. اين امر خود به دستاندازي در مسير رشد شتابان شاخص بازار سرمايه تبديل ميشود. شرايط اطلاعرساني هم بهگونهاي بود که مردم ترجيح دادند مديريت سهام را خودشان بهدست بگيرند. اين امر تبعات رواني مختلفي بههمراه داشت که تا حدودي باعث افت شاخص شد. چنين شرايطي پيشبيني رفتار بورسبازان را با مشکل مواجه ساخته و حتي حرفهايهاي اين کار هم نميدانند تازهواردها چه بلايي بر سر سهام خود ميآورند. دولت هم فعلا فقط 30 درصد سهام عدالت را آزاد کرده و مشخص نيست 70 درصد ديگر چه زماني آزاد ميشود. اين رويه را ميتوان اجحاف در حق واژه عدالت دانست و يک بيعدالتي نسبت به عدالت مشاهده ميشود. چراکه فضاي رواني به سمتي پيش ميرود که بعيد است افرادي که مشمول سهام عدالت نيستند وارد معاملات اين سهام شوند.