با توجه به سابقه سياسي نمايندگان مجلس آينده و شناختي که از روحيه و رفتارشان موجود است، تلاششان را به کار خواهند گرفت تا دولتي که سال پايانياش را پشت سر ميگذارد در افکار عمومي به عنوان دولتي موفق به تصوير کشيده و شناخته نشود. آنچه که مشخص است مجلس يازدهم تعاملي حداقلي با دولت خواهد داشت و اجازه نميدهند در مدت باقي مانده اين دولت، کاري از پيش ببرد که تصوير مثبتي از اين دولت باقي نماند اما مجلس يازدهم بيش از اين هزينهاي براي زمين زدن دولت نميدهد و تلاش خود را براي ارائه تصويري از دولت ناکارآمد به کار ميگيرد. جرياني که وارد مجلس يازدهم شده همان طيفي است که در گذشته مخالف سياستهاي دولت بوده است. بنابراين احتمال دارد در راستاي کارشکنيهايي که انجام خواهد داد برخي وزرا را نيز استيضاح کند. اين اقدامات بيشتر گريبان مجلس يازدهم را خواهد گرفت و بهزودي متوجه ميشوند به علت تخريب دولت در وهله بعد مجلس يازدهم نيز زير سوال خواهد رفت. منفعت اصولگرايان در اين است که با دولت همگرا شوند. زيرا يک سال بيشتر از دوران دولت باقي نمانده است و عملا نميتوانند ضربه خاصي به دولت وارد کنند به آن علت که قاعدتا دولت نميتواند در دور بعدي نيز مستقر شود. مجلسي که با راي پايين تشکيل شده است و تجربه کمي دارد در ابتدا بايد خود را اثبات کند. مجلس با بزرگ کردن بحثهاي رياست و هيات رئيسه به دنبال اين است که خود را مطرح کند غافل از اينکه جايگاه مجلس در گذشته نازل شده است. نمايندگان مستقل و اصلاحطلب مجلس يازدهم نيز شايد در اين راستا نتوانند مقاومت خاصي انجام دهند زيرا از قبل تصميم گرفته شده بود تا اصلاحطلبان از عرصه سياسي حذف شوند. آنچه که مشخص است جريانات اصلاحطلب از همفکري و مشارکت در عرصه سياسي استقبال خواهند کرد زيرا عرصهاي براي توسعه کشور و دفاع از منافع مردم و کشور است و هر گامي که در اين راستا برداشته شود ميتواند نتايج خوبي در پي داشته باشد. اين روزها جريان مشخصي سعي دارد با فرافکني بگويد که اصلاحطلبان قصد دارند چوب لاي چرخ مجلس يازدهم بگذارند در صورتي که خودشان چنين رفتاري در قبال مجلس دهم داشتند. در جناح مخالف اصلاحطلبان سعي کردند با فضاسازي اين را در ذهن مردم جا بيندازند که اکثريت مجلس دهم را اصلاحطلبان تشکيل ميدهند در صورتي که اصلا چنين چيزي نبود.