کرونا و بلاتکليفي مدارس، معلمان، مديران و دانشآموزان از اوايل اسفند ماه 98 که بحران کروناويروس به شکل جدي دامنگير جامعه ايران شد، مشاغل و صنوف گوناگون هر يک به نوعي از اين وضعيت لطمه خوردند. در اين ميان، شرايط مدارس متفاوت بود و متأسفانه در اين مدت، تنوع مشکلات ايجاد شده براي مدارس کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از زمان بروز بحران کروناويروس، مشکلات آموزش و پرورش بيشتر در جنبههاي تربيتي و آموزشي به چشم آمده است، اما اگر اين شرايط ادامه پيدا کند بر دامنه و تبعات مشکلات افزوده خواهد شد و بسياري از مدارس در شرايطي بحراني و خطرناک قرار خواهند گرفت. ارائه راهکارهاي سردستي و تبليغاتي مانند راهاندازي شبکه شاد، نمايش تبليغاتي ضدعفوني فضاي مدارس در تلويزيون، پيشبيني تداوم تعطيلات در صورت ادامه بحران يا حواله کردن مشکلات آموزشي به استفاده از فضاي مجازي، نشانه سادهانگاري و عدم آيندهنگريِ واقعبينانه متوليان آموزش و پرورش است. وزارت آموزش و پرورش همه چيز را به آينده و تصميمهاي ستاد ملي مقابله با کرونا منوط کرده است و اين يعني، همه چيز معلق، مبهم و بلاتکليف خواهد ماند. در حال حاضر، براي بازگشايي اماکن عمومي و صنوف پرخطر پروتکلهايي تعريف شده و کم و بيش روشني وجود دارد، اما در مورد مدارس، آينده روشني ديده نميشود. انگار همانطور که مقامات وزارت بهداشت ميگويند که مردم بايد به اين نوع زندگي عادت کنند، مقامات وزارت آموزش و پرورش هم دارند غيرمستقيم به مديران مدارس پيام ميفرستند که بايد به بلاتکليفي و سرگرداني عادت کنند. بايد به والدين حق داد که نگران آثار کرونا و سلامتي فرزندانشان باشند. مديران مدارس هم چارهاي جز سوختن و ساختن و نظارهگر ماندن ندارند. مدارس دولتي همچنان درگير مسائل شبکه شاد و آمادهسازي معلمان براي بهرهگيري از فضاي مجازي هستند، در حالي که طبق معمول، اکثراً دست خالي هستند و با عدمحضور والدين براي ثبتنام، از اندک پشتوانههاي مالي هم محروم شدهاند. در مورد مدارس غيردولتي که به شدت وابسته به درآمدهاي شهريه دانشآموزان هستند، اوضاع بدتر است. غير از معدود مدارس معروف و پرمشتري که البته آنها هم بدونمشکل نيستند، بيشتر مدارس غيردولتي با معضلات اجارهبها، هزينههاي نگهداري مدرسه، حقوق نيروهاي ثابت و بهويژه ناتواني در برنامهريزي براي آينده دست به گريبان هستند. از طرف ديگر، همکاران سابق، يعني معلمان و نيروهايي که حقوقبگير مدرسه بودهاند، درآمد و آينده شغلي خود را در خطر ميبينند. از وزارت آموزش و پرورش انتظار ميرود با خروج از حالت انفعال و سپردن سرنوشت مدارس و دانشآموزان به قضا و قدر يا روي آوردن به حرفهاي شعاري و تبليغاتي، در اسرع وقت دست به کار شده و با تشکيل اتاق فکر يا هر ايده کاربردي ديگر، براي بلاتکيفي مدارس، دانشآموزان، مديران، معلمان و والدين، چارهاي بينديشد.