انتخابات مجلس يازدهم برگزار شده، نمايندگان هم مشخص شدند. پس وقت رستگاري است؛ وقت قسمت کردن است که «قسمت» آينده را ميسازد. امروز، فرداي حذف رقيب است. همين روز سهشنبه 6 خرداد 1399. يک روز پيش از نخستين جلسه مجلس يازدهم اصولگرايان. امروز اما از فردا مهمتر است. «روز تقسيم» است؛ تقسيم «پست»، تقسيم «عدد»، تقسيم «يک جبهه». تاوان حذف رقيب، همين رقيبسازي از رفقيان پس از «رفيق بازي» است. امروز، اصولگرايان يک روز پيش از تشکيل جلسه رسمي مجلس يازدهم وزنکشي ميکنند. اما وزنکشي با کدام رقيب؟ نه سايهاي از رقيب هست و نه حتي رقيبي از سايه. ترازوي اين وزنکشي يک طرفش سنگين نيست و يک طرفش سبک؛ يکطرفه است! 290نفر به مجلس نهم راه پيدا کردهاند. 18، 19 نفري خود را اصلاحطلب مينامند. بقيه هم که يا اصولگرا هستند يا مستقل اصولگرا يا قبل و بعدشان به اصولگرا ميرسد و با يکي از اين تابلوها خودشان را به درون مجلس يازدهم کشاندهاند. نسبت اصلاحطلب خواندهشدگان مجلس به اصولگرايان، نسبت «کاه» است به «کوه». در رياضي از عدد خيلي ريز در مقابل عدد خيلي درشت ميگذرند؛ اصلا به حساب نميآورندش عدد ريز را. نامش را هم ميگذارند «اپسيلون»؛ يعني بود و نبودش مهم نيست، پس ميشود نباشد در حالي که هست. اين اپسيلونسازي براي عبور است و راحت کردن کار حساب. برخي هم عدد را به بالا يا پايين گرد ميکنند. اوج مبتلائات يکدستسازي و يکنواختي مجلس يازدهم هم همين اول کار خودش را نشان ميدهد. اول مجلس خيلي مهم است؛ چون همين اولش است که رئيس مشخص ميشود. هرکس هم که رئيس شد تجربه نشان داده رئيس ميماند. چنانکه «علياکبر ناطقنوري» شد و ماند؛ چنانکه «غلامعلي حدادعادل» و «علي لاريجاني». مگر آنکه رئيس مجلس، فرداي رياست بخواهد بالاتر بپرد. چنانکه «اکبر هاشميرفسنجاني» پريد و رئيس دولت شد. فعلا اما صندلي رياست مجلس يازدهم را بايد چسبيد. حالا270 نفر در مجلس يازدهم، اصولگرا هستند؛ خودشان و خودشان. يا شايد خودشان به خودشان. امروز اين 270 نفر در دوراهي دو نشست قرار دارند. نشست اول را طرفداران رياست محمدباقر قاليباف در مجلس برگزار ميکنند. نشست دوم را هم آناني که يادشان افتاده «ياران احمدينژاد»ي هم بايد وجود داشته باشد، برگزار ميکنند؛ هدفشان هم رياست حاجيبابايي است. از رئيس ستاد انتخاباتي اصولگرايان تا رئيس ستاد انتخاباتي جبهه پايداري که در انتخابات با هم رقيب بودند و کم هم يکديگر را ننواختند و بعد هم نداي وحدت سر دادند در اين دو نشست هستند؛ براي تعيين هيات رئيسه هم که اثرانگشتها مهم است و بس. اينکه فلان نماينده قبلا کجاي اصولگرايي بوده و براي مقابله با رقيب اصلاحطلب چه کرده هم مهم نيست. برگزاري نشستهايي با نام «نه به قاليباف»، اظهارات آقاتهراني دبيرکل جبهه پايداري، انتقادات برخي چهرههاي شاخص اصولگرايي به اين فضا و در نهايت واکنشهاي توئيتري اعضاي ستاد قاليباف عليه حاجيبابايي. کنار کشيدن نيکزاد و حسيني به نفع حاجيبابايي را هم بر اينها اضافه کنيد. خروجي جلسهها اما عدمتفاهم بوده. جبهه پايداري و همينطور ياران احمدينژاد حالا که رياست گزينهاش بر مجلس (حاجيبابايي) را دور از واقعيت ديده، به شرط و شروطهايي از جمله تعهد به عدم شرکت در انتخابات رياستجمهوري آينده مستمسک شده است؛ شرطهايي که فقط شرط هستند و بس. خلاصه هر که يارش بيشتر سهمش بيشتر. فراکسيون کساني که اصلاحطلب ميخوانندشان هم بعيد است تشکيل شود؛ با 18، 19 نفر که نميشود فراکسيون شد؛ آن وقت ميشود فراکسيون اپسيلون. امروز هر اصولگرايي به راهي ميرود؛ همين ميشود انشقاق؛ انشقاقي فرداي پيروزي. گريزي هم ندارند انگار اصولگرايان. مجلس خودخواسته و دوراهي خودساخته. هرکسي سهمش را ميخواهد. همه هم اصولگرا و مدعي. امروز روز اکثريت است؛ اکثريت مطلق. فردا حذف رقيب. همين روز سهشنبه 6 خرداد؛ سهشنبه اکثريت. سهشنبه بياقليت.