جامعه امروز ايران به شدت از فسادهاي مختلف رنجيده خاطر است و به تعبيري شعارها تناسبي با واقعيتهاي جامعه ندارد و کارکرد شعارها تقليل به حفظ ظاهر پيدا کرده است. اين حجم از فساد چه از سوي خواص و چه عوام نشان دهنده اين است که روش و منشهاي موجود گرهگشا و اميدبخش براي جامعه نيست و تفاوت ايران با ديگر کشورها در اين است که سياستهاي کلان و خرد در فضاي ادبيات خاص قرار دارد و به تعبيري سوءاستفادههايي ميشود که دين را مورد هدف قرار داده و واقعيت موجود خطرناک است! آب زلال با ذرهاي آلودگي کِدر ميشود بنابراين درست کردن سخت و ويران کردن آسان است. اکثريت جامعه از نظر اقتصاد و معيشت دچار مشکل شدهاند و رَوند رو به رُشد قيمتها اميد به آينده را به مُحاق برده است سالهاست که شعار مبارزه با فساد، شعار هر انتخاباتي بوده اما واقعيت اين است که شعارها نتوانسته فساد در جامعه ايران را حل و فصل کند بنابراين ايراد کار کجاست؟ وقتي اقتصاد توليدي جاي خود را به اقتصاد واسطهگري بدهد معلوم است که واسطهگران با رخنه در مراکز مختلف اقتصادي تار و پود جامعه را از هم پراکنده ميکنند. بنابراين شايسته است که به عنوان يک قوه مستقل در فضاي بوروکراسي پيشگيري و پيشبيني مولدهاي فساد، طرح و برنامههايي ارائه داده شود که جامعه بيش از اين آسيب نخورد. فساد مانع جدي توسعه است حتي توسعهاي برگرفته از آداب اسلامي و ايراني. موجوديت فسادهاي مختلف مانند موريانه پايههاي نظام را سُست ميکند و هرگونه اعتقادي را دچار ترديد ميکند بنابراين اين انسانها هستند که به ارزشها و ايدئولوژيها ماهيت ميدهند و هر انساني در برابر بيعدالتي و فاصلههاي طبقاتي دچار سرخوردگي ميشود
ادامه در صفحه 2