آمريکا اميدوار بود که به دست اروپاييها بتواند قطعنامههاي سابق را احيا کند و ايران را تحت فشار قطعنامههاي سازمان ملل قرار دهد. در اين ميان مشخص بود که ايالات متحده به تنهايي نميتواند اين فشار اخير عليه ايران را عملياتي کند به همين دليل روشهاي مختلفي را براي مجاب کردن اروپا در پيش گرفته است. از اين رو دنبال مکانيسمي هستند که به موجب آن بتوانند طرح موضوع در شوراي امنيت داشته باشند. ادعايي که ترامپ بر اين مبنا مطرح کرده بيش از هر چيز موجب سُخره او خواهد شد. براي اينکه اولا قبلا اعلام کردند که از برجام خارج شدهاند و بر اساس اين خارج شدن، به اختيار خودشان يک سري تحريم عليه ايران تحميل کردند. ادعاي ترامپ مورد پذيرش هيچکس نيست. ظاهرا آلمان و فرانسه اين مقوله را نپذيرفتهاند؛ بايد ديد بريتانيا در وضعيتي که قرار دارد آيا راضي ميشود که اين اقدام را انجام بدهند يا خير. تا به امروز اروپاييها زير بار نرفتهاند. علت مخالفت اروپاييها نيز به اين مسأله برميگردد که يک سال پس از خروج آمريکا از برجام ايران با اروپاييها مماشات کرد اما وقتي ديد که آنها به تعهداتشان عمل نميکنند، مرحله به مرحله تعهدات خود را کاهش داد. در مرحله پنجم اروپاييها تهديد کردند که اگر شما ادامه دهيد ما مکانيسم ماشه را فعال ميکنيم. ايران هم گفت اگر قرار باشد که برجام براي ما فايدهاي نداشته باشد از ان.پي.تي خارج ميشويم. آنها مقداري کوتاه آمدند و مهلت را تمديد کردند. ابهامات اين موضوع بسيار زياد است؛ چرا که ايالات متحده آمريکا به تنهايي قادر به بردن پرونده ايران به شوراي امنيت و فعال کردن مکانيسم ماشه نخواهد بود. براي اينکه عضو برجام نيست و نميتواند به عنوان عضو برجام در شوراي حل اختلاف مقابل ايران بنشيند و بعد به موجب آن بخواهد به شوراي امنيت مراجعه کند و بگويد که مکانيسم ماشه فعال شود. بر اساس مکانيسمي که به موجب برجام پيشبيني شده اين موضوع رأيگيري نميشود که کسي حق وتو داشته باشد. گفتهاند اگر کشورها يا کشوري دچار مشکل شود ميتواند به شوراي حل اختلاف ارجاع بدهد، اگر در آن محل قانع نشد، ميتواند درخواست بازگشت داشته باشد. اين بازگشت ميتواند مکانيسم ماشه باشد و تحريمهاي سابق و شش قطعنامه قبلي را برگرداند. اگر آن شش قطعنامه برگردد، به تبع آن تحريمهاي آن هم بر ميگردد اما تا به امروز سه کشور اروپايي همراهي نکردهاند، آمريکا تنها مانده و درصدد است که از منفذي برجام را دچار خدشه کند. ايران بايد به مسير تعامل و مذاکره با اروپا ادامه دهد و مانع از ايجاد اجماع بشود. در اين ميان آنچه که بسيار حائز اهميت است اين است که کليه جريانها در داخل کشور از هرگونه اظهارات و اقدامات تحريک کننده پرهيز کنند و ايران با اتکا به قوانين بينالملل و با اهرم ديپلماسي فعال بتواند از اختلاف ايجاد شده ميان اروپا و ايالات متحده بهترين استفاده را ببرد.