اصليترين دليل سفر پمپئو به اسرائيل را چه ميدانيد؟
آرمان ملي: مايك پمپئو، وزير خارجه ايالاتمتحده در اقدامي عجيب روز چهارشنبه سفري كوتاه به سرزمينهاي اشغالي داشت و با مقامهاي اين رژيم ديدار و گفتوگو كرد. ديداري بسيار غيرمنتظره كه حتي براي رسانههاي اسرائيلي نيز اين سوال را به وجود آورده كه چه ضرورتي دارد در ميانه بحران كرونا و قرنطينه در بسياري از كشورها، وزير خارجه ايالاتمتحده به تلآويو برود؟ اين سفر درست قبل از سوگند كابينه جديد اسرائيل به نخستوزيري بنيامين نتانياهو انجام گرفت و همچنين در اين سفر پمپئو با بنيگانتز، رئيس مستعفي كنست و شريك ائتلافي نتانياهو نيز ديدار و گفتوگو کرد. اظهارات پمپئو در تلآويو گمانهزنيها مبني بر اينکه اين سفر ارتباطي مستقيم با موضوع ايران پيدا ميکند را تقويت کرده و گفته ميشود ايران محور اصلي گفتوگوها بوده است. «آرمان ملي» در گفتوگو با حسنبهشتيپور، تحليلگر مسائل بينالملل به بررسي اين مسأله پرداخته است که در ادامه ميخوانيد.
اصليترين دليل سفر پمپئو به اسرائيل را چه ميدانيد؟
آمريکا و اسرائيل به عنوان دو متحد، ارتباطات استراتژيکي با يکديگر دارند و مسئولان دو طرف مرتبا براي گفتوگو رفت و آمد ميکنند. يکي از موضوعات مورد بحث دو طرف همواره ايران است و هر دو ميکوشند تا مواضعي همسو با يکديگر داشته باشند. از طرفي با توجه به قدرت گرفتن دوباره نتانياهو که موقعيتش به خطر افتاده بود، ميتوان گفت که يکي از دلايل سفر مايک پمپئو به سرزمينهاي اشغالي همين بوده که هماهنگيهايي را با نخست وزير اسرائيل انجام دهد؛ چرا که با توجه به توافق جديد نتانياهو و گانتز دست کم تا يک سال و نيم آينده نتانياهو نخست وزير باقي خواهد ماند. اظهارات ضد ايراني مايک پمپئو نيز در پي اين مطرح شد که به طور معمول، مقامات آمريکايي تلاش ميکنند با اتخاذ مواضعي عليه ايران، سران رژيم صهيونيستي را خوشحال کرده و همراهي و رضايت آنان را جلب کنند. همانطور که ميدانيد انتخابات رياست جمهوري آمريکا نزديک است و مقامات ايالات متحده از جمله مايک پمپئو، وزير امور خارجه به خوبي آگاهند که براي باقي ماندن در اريکه قدرت نياز به حمايت لابيهاي صهيونيستي دارند. از همين رو نبايد از مواضع ضد ايراني او در طول اين سفر تعجب کرد. من فکر ميکنم موضوع ايران يکي از محورهاي اصلي گفتوگوهاي پمپئو با مقامات اسرائيلي بودهاند اما مطمئنا موضوعات ديگري نيز به فراخور شرايط موجود مطرح شده است.
يکي از گمانهزنيهايي که مطرح ميشود بحث تلاش براي خارج کردن نيروهاي ايراني از سوريه است. ارزيابي شما از اين موضوع چيست؟
آنها در تبليغات خود مدام به حضور نيروهاي ايراني در سوريه اشاره کرده و آن را يکي از دلايل اصلي تنش و درگيري در منطقه ميخوانند. اين در حالي است که سوريه دولتي قانوني و رسمي دارد که جمهوري اسلامي ايران با اجازه و درخواست اين دولت قانوني در آن کشور حاضر شده و کمک ميکند. نگاهي به جغرافياي سياسي منطقه نشان ميدهد که دقيقا چه کشوري عامل اصلي ناامني و آشوب در منطقه است. آمريکا هم در سوريه حضور دارد، هم در عراق پايگاههاي نظامي خود را حفظ کرده و هم در افغانستان نيروهاي نظامي آمريکايي مستقرند. اخيراً آمارهايي منتشر شده که نشان ميدهد آمريکا در 120 کشور دنيا به صورت مستقيم يا غيرمستقيم حضور دارد و وقتي اين کشور عليه ايران اتهاماتي مطرح ميکند واقعا مضحک و عجيب است. من فکر ميکنم هدف آمريکاييها به راهانداختن بازي تبليغاتي و دامن زدن به ايران هراسي در منطقه است.
اسرائيل در چند ماهه گذشته مدعي شده است که حملاتي عليه مواضع ايران در سوريه داشته و ايران در آستانه خروج است. آيا اساسا ميتوان توجهي به اين ادعاهاي رژيم اسرائيل داشت؟
اولا بايد گفت اين فقط ادعاي اسرائيل است که به مواضع ايران حمله کرده و ما نميدانيم واقعا چندبار چنين حملهاي اتفاق افتاده. خودشان در تبليغات ضد ايراني مطرح ميکنند و مدعي هستند که ايران پاسخي به حملات ادعايي نداده است. دوما حملهاي اگر بوده به خاک سوريه صورت گرفته و قاعدتا نقض حاکميت ملي سوريه محسوب ميشود. در چنين شرايطي پاسخ متقابلي اگر قرار است داده شود، بايد از سوي دولت سوريه باشد. حالا اين که اگر واقعا حملاتي صورت ميگيرد و دولت سوريه پاسخي نميدهد، بايد ديد چه دلايلي مطرح است. ممکن است دمشق احساس کرده باشد که در شرايط کنوني امکان درگيري نظامي مستقيم با اسرائيل را ندارد و ممکن هم است که تصور کرده باشند، استفاده از پدافند هوايي و هدف قرار دادن جنگندههاي مهاجم اسرائيل پاسخ مناسبي بوده است. در مجموع در صورت صحت ماجرا، اگر قرار است پاسخي داده شود از نظر حقوق بينالملل دولت سوريه بايد پاسخگو باشد که به خاکش تجاوز شده است. اگر زماني اسرائيل جرأت کند و به مرزهاي ايران دست درازي کند، مطمئن باشيد پاسخي قاطع و دندانشکن دريافت ميکند.
فکر ميکنيد در اين ديدار موضوع کرانه باختري و الحاق آن به رژيم صهيونيستي هم مطرح باشد؟
شوراي امنيت سازمان ملل متحد در قطعنامههايي مناطق نوار غزه، کرانه باختري و شرق بيتالمقدس را مناطق اشغالي ناميده و خود آمريکا هم به اين قطعنامهها رأي داد. نه تنها اين رفتار نقض قطعنامههاي شوراي امنيت محسوب ميشود بلکه مستقلا جرم بوده و قابل پيگيري است. هفته گذشته آنتونيو گوترش دبيرکل سازمان ملل بار ديگر درباره تلاش رژيم صهيونيستي براي گسترش شهرکسازي در فلسطين هشدار داد و گفت شهرکسازيهاي رژيم صهيونيستي غير قانوني است و الحاق برخي از مناطق در کرانه باختري، منجر به نابودي راهکار دو دولتي خواهد شد. اگر زماني که آنها قدس را به عنوان پايتخت برگزيدند، برخورد قاطع و بينالمللي با رژيم صهيونيستي صورت ميگرفت اساسا وضعيت امروز ايجاد نميشد. از نظر ايران ماهيت رژيم صهيونيستي غيرقانوني بوده و ما راهکار مشخص خود را براي فلسطين ارائه دادهايم.