با نزديک شدن به آغاز رسمي مجلس يازدهم گمانهزني درباره انتخاب رئيس مجلس آتي افزايش يافته است. انصراف يکي از رقبا به منظور القاي پيام وحدت، درحالي که برخي ديگر از رقبا از فشارهاي بيرون از مجلس براي انصراف گلايه کردهاند از يک گزاره مستقر شده در صحنه سياسي کشور حکايت دارد وآن حکايت اين است که «ميتوان بر نهادهاي تصميمساز و مجري تاثير گذاشت و اين اثرگذاري نه از درون بلکه از بيرون نيز ميتواند باشد». آشکارترين شکل آن از حوزه تاثير و تصميمات قوهاي بر مجلس است که به شکل قانوني و غيرقانوني مصداقهاي خاص خود را دارد. به نظر ميرسد وقتي باب شد که ميتوان براي مجلس نسخه پيچيد و بر آن تاثير گذاشت جريانهايي براي دستيابي به اهداف سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي خود وارد ميدان ميشوند تا با قبول برخي ريسکها از اين شرايط بهره ببرند. اثرگذاري در امور مرتبط با مجلس از اوايل دوره چهارم به شکلهاي مختلفي صورت گرفت، اگرچه قبل از آنهم بهصورت کماثرتري وجود داشت. اولين شکل مداخله غيرمستقيم است که برخي به جريانهاي خاص مشورت بدهند که چه کساني را نامزد ورود به مجلس کنند. اين درحالي است که افرادي که برنامهريزي ميکنند و چنين مشورتهايي ميدهند خودشان رقيب چهرههاي حذف شده هستند! اين مسائل تا سطح اثرگذاري بر تصميمات و امور اجرائي نيز پيش رفته است، تا جايي که جريانهاي قدرتمند سياسي اهداف و برنامههايي طراحي کرده و مينويسند که چگونه ميتوان قدرت حداکثري را در رقابت به دست گرفت. بهعبارتي ترکيب مجلس تا حدودي قابل پيش بيني بود. اقداميکه در مجالس هشتم و نهم مشاهده شد. اما مشخص نشد چنين برنامههايي در راستاي تقويت فضاي تعاملي است يا نه. به هرحال جريان راست تلاش کرده با استفاده از قدرتي که دارد در راستاي ايجاد مجلسي همسو حرکت کند، اين تلاشها با تاثيرگذاري از درون و بيرون فرصت نسخهپيچي براي مجلس از سوي غيرنمايندگان را هم تا حدي فراهم کرد. در مجلس يازدهم نيز بار ديگر مشاهده ميکنيم که برخي از منتخبان از فشارهاي بيروني گلايه ميکنند. بايد گفت که متاسفانه پذيرش تاثير از بيرون در مجلس تبديل به امري عادي شده و جريانهاي متنفذ در منظومه قدرت سياسي به طور آشکار و پنهان تلاش ميکنند سناريوي مورد نظر خود را پيگرفته و تلاش دارند با اقناع نمايندگان شاهد اجراي آن توسط مجلس باشند.