آبتين گلکار:
ترجمههاي «دريابندري» نهايت ترجمههاي فارسي هستند
مترجم و استاد دانشگاه، تسلط نجف دريابندري بر زبان فارسي را مهمترين ويژگي اين مترجم دانست و گفت: ترجمههاي دريابندري، نهايت ترجمههاي فارسي هستند. آبتين گلکار، مترجم، مدرس زبان روسي و عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس با اشاره به اينکه ترجمههاي دريابندري شکلهاي مختلفي دارد و در حوزههاي گوناگوني انجام شده است، افزود: مهمترين اثري که من از دريابندري خواندهام «چنين کنند بزرگان» بوده است، چون سبک ايشان در ترجمههاي مختلف متفاوت است، شايد در ترجمه رمان يا آثار نظري، متني به فارسي برگردانده شده و جاي آفرينش ادبي نبوده باشد اما در ترجمه «چنين کنند بزرگان»، به روشني بازآفريني روي داده است. گلکار با اشاره به فنون ترجمه ادامه داد: مترجمان سبکهاي مختلفي را براي ترجمه استفاده ميکنند مثلا برخي معتقدند که بايد کاملا به متن وفادار باشند، برخي ديگر انتقال مفاهيم را کافي ميدانند. بهطور کلي برخي آثار نياز به دخل و تصرف بيشتر و برخي آثار نياز به وفاداري به متن دارند، متن کتاب «چنين کنند بزرگان»، کاملا فضا را براي بازآفريني ادبي و هنري فراهم ميکند و کاري که دريابندري در اين کتاب انجام داده، بهگونهاي عميق است که اگر نويسنده ميخواست اين کتاب را به فارسي بنويسد، شايد همينگونه مينوشت يا حتي نميتوانست به اين خوبي فارسي بنويسد. اين استاد دانشگاه، «چنين کنند بزرگان» را يکي از سختترين انواع ترجمه دانست و اظهارکرد: زماني که شما از زبان مبدا فاصله ميگيريد، در بند ترجمه لغات و کلمات نيستيد، ميتوانيد روح اثر را به مخاطب برسانيد، دريابندري اين کار سخت را به بهترين شکل انجام داده، اين کتاب بهترين نمونه آن است.
برخي مترجمان کارشان چند وجهي است
گلکار در پاسخ به اين سوال که آشنايي با زبان و فرهنگهاي گوناگون چقدر بر قلم دريابندري تاثيرگذار بوده است، گفت: پاسخ به اين سوال نياز به مطالعه دقيق و جامع پژوهشي دارد اما در بين مترجمان، اين نکته وجود دارد که آيا بهتر است مترجم بر يک حوزه خاص تمرکز کند و تنها در يک موضوع به ترجمه بپردازد که تواناييهايش بيشتر شود و متخصص اين حوزه باشد يا بهتر است پراکندهکاري کند و در هر زمينهاي که ميتواند اثري را ترجمه کند، اغلب مترجمان و صاحبنظران معتقدند که تمرکز بر يک موضوع براي کار حرفهاي مناسبتر است اما نظر شخصي من برعکس اين موضوع است. بيشتر مترجمان خوب و صاحب سبکي که ديدهام اکثرا از کساني هستند که کارشان چند وجهي بوده است. کارهاي مختلفي در حوزههاي مختلف ترجمه کردهاند، تاليفاتي داشتهاند، در ديگر هنرها مثل تئاتر يا سينما، فعاليتهايي داشتند و يا خودشان شعر ميگفتند، اين پراکندهکاري ويژگيهايي به قلم ميدهد که از هيچ طريق ديگري بهدست نميآيد. در کار دريابندري اين چند وجهي بودن به خوبي ديده ميشود، و ترجمه را به شکل قابل توجهي بهبود ميبخشد. اين مترجم در پاسخ به اين سوال که ترجمههاي دريابندري تا چه اندازه توانسته روح اثر هنري را به مخاطب انتقال بدهد، افزود: دريابندري به بهترين شکل ممکن عمق اثر ادبي را به مخاطب منتقل کرده است، در اين زمينه بهترين مثال، رمان بيلي باتگيت است. در اين اثر فضاي زندگي جنايتکاران و خلافکاران آمريکايي به خوبي منتقل شده است، زبان خاص خلافکاران به فارسي بازآفريني شده است و مخاطب ايراني به خوبي آن را درک ميکند. خواننده احساس ميکند که در اين فضا زندگي کرده است و شخصيتها در فضاي اين کتاب وقتي گفتوگو ميکنند، کاملا آشنا بهنظر ميآيند. در کتاب بيلي باتگيت، کار دريابندري بسيار خوب و مثالزدني است.
شگرد خاص دريا بندري
گلکار ادامه داد: وقتي ترجمه بيلي باتگيت را با ديگر ترجمههاي دريابندري مقايسه ميکنيم، با توجه به تغيير در زمان و مکان و ويژگيهاي رمان، متوجه ميشويم که دريابندري براي هر کتاب شگرد خاصي براي ترجمه داشته است که توانسته هر فضاي خاصي را به شکل منحصر به فرد خودش انتقال بدهد و ترجمه متمايزي ارائه کرده است. وي مهمترين ويژگي ترجمههاي دريابندري را، آشنايي با زبان فارسي دانست و گفت: بارزترين و مهمترين ويژگي آثار دريابندري احاطه او به زبان فارسي است، متن او به هيچ وجه نشاني از ترجمه ندارد، علت آن هم تسلط ويژه بر زبان فارسي است. تسلط بر زبان مقصد يکي از ويژگيهايي است که به کارهاي دريابندري اهميت ميبخشد و حتي تسلط بر زبان مبدا را کم اهميت ميکند.