روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به مهمترين دلايل زوجين براي درخواست طلاق گفت: زوجين بايد از مشاجره در مورد مسائل کم اهميت پرهيز کنند. طاهره عزيزپور روانشناس و مشاور خانواده در گفتوگو با فارس، درباره نکات کليدي که زوجين بايد در زندگي مشترک بدانند، اظهار داشت: برخي از زوجين که در ابتداي زندگي، وضعيت عاشقانه و موفقي را شروع کردهاند متاسفانه به دليل نداشتن مهارتهاي زندگي دچار دلزدگي ميشوند بهطوري که باوجود سالها زندگي موفق و حتي داشتن فرزند، اقدام به درخواست جدايي ميکنند که البته مهمترين عامل مطرح شده از سوي دوطرف، دلزدگي از يکديگر عنوان ميشود. وي تصريح کرد: دلزدگي از مشاجرات بيمورد آغاز ميشود، آنجايي که زوجين به خاطر مسائل کم اهميت و بيشتر به دليل حرفها و رفتارهاي اطرافيان و نزديکان درجه دو با يکديگر دعوا ميکنند و ميپندارند که اگر از اين مشاجره بازنده خارج شوند کنترل زندگي را از دست خواهند داد به همين دليل به جاي آرام کردن تنش به دنبال حقانيت و اثبات خود در مشاجره هستند که البته در بيشتر موارد تنشها به رفتارها و مکالمات غير قابل کنترل ختم مي شود.اين زوج درمانگر ادامه داد: کنايه زدن نشانه يک ناراحتي پنهان است، زوجين بايد با صحبت کردن در فضاي آرام و شاد اين گلهمندي را در همسر خود کشف و درصدد برطرف کردن آن باشند، ايجاد يک سرگرمي مشترک مانند کوهنوردي، سينما، بازي، موسيقي و مسائلي از اين دست فرصت مغتنمي براي پيدا کردن ناراحتيهاي پنهان همسر است، چراکه افراد در فضاي سرخوشي راحتتر اعتماد و احساس امنيت ميکنند و ناگفتههاي خود را به زبان ميآورند. وي يکنواختي و روزمرگي را يکي ديگر از عوامل دلزدگي دانست و افزود: قرارهاي دونفره در مکان هاي خاطره انگيز گذشته، دادن هديههاي کوچک هفتگي و سورپرايز کردن ناگهاني، مسافرت، قدم زدن روزانه از جمله مواردي است که ميتواند يک زندگي را از روزمرگي خارج کنند. اين روانشناس اضافه کرد: زوجين بايد براي يک تفريح مشترک برنامهريزي کنند، همانطور که کارمندان براي رضايت کارفرمايشان به استقبال چالشهاي جديد ميروند، زوجهاي عاشق نيز بايد هجوم آدرنالين را در خونشان احساس کنند تا بتوانند به رابطه خود ادامه دهند و عاشق بمانند، بنابراين بايد تلاش شود که آينده هيجانانگيزتر و لذتبخشتري را براي خود رقم بزنند. عزيزپور خاطرنشان کرد: گاهي عوامل دلزدگي را خود زوجين بايد در خواستههايشان جستوجو کنند؛ چراکه گاهي توقعات آنقدر بالا و غيرواقعبينانه است که ازدواج با هر فرد ديگري هم نميتواند اين توقعها را برآورده کند، پس سطح انتظار از زندگي را بايد در حد واقعيتها نگه داشت.