پاندمي کرونا، زندگي و تجربه زيستي بشر را در شرايط جديدي قرار داده و اقتصاد و سيل بيکاري اولين قرباني اين ويروس در سطح جهان است. کشور ما نيز از اين امر مستثنا نبوده و حدود يکماه همه کسب و کارهاي کشور آن هم در بهترين زمان ممکن (در آستانه نوروز) تعطيل شد و مردم ضرر و زيان بسياري را متقبل شدند. اما سوال من از افرادي که مخالف بازگشايي کسب و کارها بعد از يک ماه تعطيلي هستند اين است که چنددرصد از افراد کشور ما حقوق بگير دولت هستند؟ جامعه ما که با مشکلات تحريم و رکود اقتصادي دست و پنجه نرم ميکند تا چه زماني ميتواند در قرنطينه باشد و مردم فعاليت اقتصادي نداشته باشند؟ آيا دولت اين قدرت اقتصادي را دارد که درآمد و مايحتاج فقط يک ماه مردم را تامين نمايد؟ به اعتقاد بسياري از کارشناسان و نگارنده جواب «خير» است. آيا تا بهحال به اين موضوع فکر کردهايد آن دستفروش و مغازهداري که اگر يک روز درآمد نداشته باشد و مغازهاش تعطيل است، چطور ميتواند شکم زن و بچهاش را سير کند، آيا بيماري کرونا از شرمندگي زن و بچه سختتر است؟ البته از انصاف بهدور است که به کمکهاي تدريجي دولت اشارهاي نداشته باشيم، کما اينکه اين کمکها بسيار کم و قطرهاي به جامعه و کسب و کارها تزريق شده است. در تجربه جديد پاندومي کرونا، ايران نيز بهمانند ديگر کشورها گمان نميکرد حادثه شيوع اين ويروس اينقدر همهگير و سخت باشد. بهعنوان مثال کارشناسان بهداشتي و مردم فاصله فيزيکي را مهمترين عامل کنترل شيوع کرونا ميدانند و حتي برخي دولت را به عدم قرنطينه به موقع شهر قم محکوم ميکنند، اما چرا 655 تن از خدمه ناوهواپيمابر آمريکايي که چندين ماه روي آب بوده، به ويروس کرونامبتلا شدهاند. پس اين موضوع نشان ميدهد عوامل ديگري به غيراز تماس بدني افراد در شيوع کرونا دخيل است. دنيا در مواجهه با شيوع کرونا آزمون و خطا ميکند و بهترين راه مقابله با آن مديريت شرايط موجود است که اقتصاد را فلج نکند و مردم کمترين زيان مالي را با حفظ جان و سلامتي ببينند. البته اين به آن معنا نيست که با کساني که موارد ايمني را در شهر رعايت نميکنند، برخورد جدي نکنيم. متاسفانه ما چه از لحاظ اقتصادي و چه از لحاظ سلامت مديريت واحدي در کشور نداريم. سعيد نمکي، وزير بهداشت امروز يک حرف ميزند و فردا رئيس جمهور، سخن عضو کابينهاش را مستقيما در جلسه ستاد بحران رد ميکند و يک تصميم خلاف آن را اتخاذ مينمايد. اين براي همه مردم باعث تعجب شده که عدم هماهنگي ميان مسئولان و ستاد مقابله با کرونا وجود دارد و اين اصلا اتفاق خوبي نيست و دود آن مستقيم به چشم مردم ميرود. ما نبايد يک فرمول واحد براي همه شهرهايمان در نظر بگيريم. شرايط تهران با 14ميليون جمعيت با شهري با 1.5ميليون جمعيت کاملا متفاوت است، اگر يک شهر موقتي بيماري را مديريت ميکند، با حفظ کنترل ورود و خروجي شهر، به آن امکانات بدهند و در کلانشهري مانند تهران بهعنوان قلب ايران نبايد اينگونه سهل انگارانه با آن برخورد شود. ما شاهد هستيم در برخي از شهرهاي فرانسه و ايتاليا، مردمي که با بيماري سهل انگارانه برخورد ميکنند، تا 500 يورو جريمه ميشوند، اما «لطفا» تنها راهکار ما براي اجبار مردم و تشويق آنها به حفظ موارد بهداشتي و اجراي درست فاصلهگذاري اجتماعي و فيزيکي است.