ويروس کرونا تمام جهان را دربرگرفته و طبق اعلام يونسکو بيش از 90 درصد دانشآموزان دنيا تحتتاثير شيوع کرونا قرار گرفته و آموزشهاي رسمي آنها تعطيل شده است. اين شرايط بهگونهاي است که از جنگ جهاني دوم به اين سو، نظير چنين حادثهاي را نداشتهايم و تاثير آن در کشورهاي مختلف، متفاوت است. برخي کشورها آموزشهاي مجازي را از گذشته به صورت جدي دنبال کرده و بسترهاي آن را فراهم کرده بودند و مسلما آمادگي بيشتري در اين شرايط داشتند؛ اما در برخي ديگر آموزشهاي مجازي به صورت جدي دنبال نشده است که متاسفانه کشور ما نيز در همين رديف قرار ميگيرد. توقف در يادگيري بارزترين اثر اين تعطيلات بود، به ويژه براي دانشآموزاني که عملکرد ضعيفتري در مدرسه داشتند و با تلاش و فشار معلم به آموزش واداشته ميشدند. با وقوع ناگزير تعطيلي مدارس، اين دانشآموزان از مدرسه فاصله گرفته و گرفتار توقف يادگيري شدند. اين روزها خطر افزايش ترک تحصيل در مناطق محروم از تبعات منفي تعطيلات ناشي از ويروس کرونا است و کسي نميتواند منکر آن شود. ممکن است آسيبهاي رواني، خانوادهها را در اين ايام تهديد کند؛ از سوي ديگر فرزندان ما عادت ماندن در منزل به مدت طولاني را نداشتهاند و ما مهارت همزيستي مسالمت آميز را آموزش ندادهايم، بنابراين ماندن در خانه ممکن است باعث افزايش خشونت خانگي در برخي خانوادهها که داراي مهارتهاي لازم نيستند، بشود. مأموريت اصلي 11 حوزه تربيت و يادگيري در سازمان پژوهش توجه به همين ويژگي هاست، اگر اين کار صورت بگيرد، معلم به جاي نقش انتقال دهنده نقش تسهيل کننده خواهد داشت و در اين صورت منبع يادگيري معلم نيست بلکه دانش آموز است. ما بايد لذت و شوق يادگيري را نهادينه کنيم. يکي از اتفاقات خوب راهاندازي شبکه آموزش دانش آموزي (شاد) بود، اما بايد توجه کنيم آموزش مجازي با آموزش حضوري تفاوتهايي دارد. در نظام تعليم و تربيت معلم حرف اساسي را ميزند و داراي دو بال اصلي اخلاق حرفهاي و تخصص است، بايد براي تقويت اين دو بال تلاش کنيم. از معلمان به عنوان عنصر کانوني آموزش ياد ميشود و به همين خاطر بايد اختيارات وي را بيفزاييم و در تهيه محتوا به او کمک کنيم تا از حالت انفعالي خارج شود و ديگر منتظر بخشنامه ها نماند. معلم صرفا داراي نقش انتقال دهنده دانش و تجربه نيست بلکه تسهيلگري، راهبري، برانگيزانندگي را نيز برعهده دارد. محتواي آموزش مجازي نيز محتواي خاصي است که نيازمند توانمندسازي معلمان در اين زمينه است. عنصر خانواده همواره در نظام آموزشي ما مورد غفلت بوده است. بايد خانوادهها نقش حمايتگري آموزشي، مالي، عاطفي و زيستي و همچنين سياستگذاري داشته باشد. آنها بايد در طراحي محيط و موقعيت هاي يادگيري فرزندان خود از طريق نمايندگانشان در انجمن هاي اوليا و مربيان کمک کرده و نقش مشارکتي خود را در انجام تکاليف و ارزشيابي تحصيلي و تربيتي ايفا کنند.