بستن

رسانه‌‍‌ها جریان اصلاحات را از انحصار افراد در بیاورند

رسانه‌‍‌ها جریان اصلاحات را
 از انحصار افراد در بیاورند
محمدصادق جوادی حصار فعال سیاسی اصلاح‌طلب

عده‌اي بر اين باورند که به جهت برخي اتفاقات رخ داده در جامعه سرمايه اجتماعي اصلاح‌طلبان از آنها رويگردان شده و به همين علت نيز مردم در انتخابات اخير مشارکت حداقلي داشتند و از نامزدهاي اصلاح‌طلب حمايت نکردند. در حالي که آنچه اتفاق افتاد نمايشي روشن از سرمايه اجتماعي اصلاح‌طلبان نبود. البته نمي‌دانيم اگر واقعا تمام سرمايه اصلاح‌طلبي تاييد صلاحيت مي‌شد و آنها مي‌توانستند در انتخابات شرکت کنند نيز راي نمي‌آوردند يا اينکه چون تعداد زيادي رد صلاحيت شدند، ديدند که امکان مبارزه وجود ندارد و بردي محتمل نيست ضرورتي براي حضور در انتخابات احساس نکردند. لذا اين تحليل که آنچه اتفاق افتاده محصول کاهش يا فقدان سرمايه اجتماعي اصلاح‌طلبان بوده چندان درست نيست. شايد بتوان گفت که تحولات رخ داده عدم حضور اصلاح‌طلبان در عرصه را باعث شده اما نمي‌توان گفت که قطعا و يقينا محصول فقدان سرمايه اجتماعي و يا عدم اعتماد مردم به جريان اصلاح‌طلب بوده چون امکان حضور همه ظرفيت اصلاح‌طلبان وجود نداشت و اين خود اصلاح‌طلبان بودند که اعلام کردند يا به‌صورت مشروط در انتخابات شرکت مي‌کنيم يا شرکت مي‌کنيم و ليست نمي‌دهيم چون ديدند نمي‌توانند از ظرفيت خود در رقابت استفاده کنند. بنابراين کاهش حضور اصلاح‌طلبان را نمي‌توان معادل با فقدان سرمايه اجتماعي اين جريان سياسي معني کرد. با اين حال اينکه اصلاح‌طلبان در شرايط پس از انتخابات چه کارها و رفتارهايي را مي‌توانند انجام دهند تا به بازسازي و تجميع سرمايه خود و ترميم روابط خود با بدنه اجتماعي و فکري و فرهنگي خود اقدام کنند بحث ديگري است. اينکه اصلاح‌طلبان چه ميزان امکان چنين رفتارهايي را خواهند داشت، چه قوانين و مقرراتي در مجلس آينده وضع خواهد شد که بتواند اين رفتار را تسهيل کند يا مانع چنين رفتارهايي از سوي اصلاح‌طلبان شود و آيا جرياني که تا رسيدن به اين نقطه کنوني مسير را طراحي، مهندسي و ريل‌گذاري کرده اين فرصت را در اختيار نيروهاي اصلاح‌طلب خواهد گذاشت که به اهداف خود برسند تابع شرايط و مقتضيات آينده زمان است. به‌عنوان مثال؛ اصلاح‌طلبان براي 4 سال آينده برنامه‌ريزي مي‌کنند و با قدرت باز مي‌گردند يا نه و آيا مجموعه‌هاي موثر بر اين رفتار در داخل کشور و مجموعه مناسبات بين‌المللي مي‌توانند در کنش اصلاح‌طلبان موثر باشد. به‌نظر مي‌رسد که به سرعت نمي‌توان تصميم گرفت و راجع به آينده قضاوت کرد و بايد مقداري صبورتر باشيم. نبايد اين مهم را از نظر دور داشت که اگر بخواهيم جريان اصلاح‌طلبي را به اشخاص گره بزنيم مشکل نقش‌آفريني يا عدم نقش‌آفريني و کيفيت آن توسط اين افراد به‌وجود مي‌آيد. از اين رو رسانه‌ها مي‌توانند به جاي اينکه در بازي ديگران شرکت کنند و دائم به ترسيم سناريوهاي ديگران بپردازند شايد خود بتوانند به نمايندگي از افکار عمومي طراحي و صحنه‌آرايي کنند تا جريان اصلاح‌طلب در انحصار اشخاص و برخي از اضلاع قدرت سياسي در نيايد و بتوانند به نمايندگي از افکار عمومي در اين سناريو نويسي‌ها دخالت داشته باشند. هر زماني که مطبوعات به اين سمت گرايشي نشان دادند توانايي‌هاي خوبي از خود بروز دادند. من فکر مي‌کنم يکي از آن جاهايي که مطبوعات بايد به عرصه بيايند و مقداري فراتر از اينکه بازگو‌کننده ايده‌ها و طرح‌هاي فلان تئوريسين يا فلان نويسنده يا رجل سياسي باشند که اگر سکوت کرده آن سکوت را سکوت جريان تلقي کنيم يا اگر حرفي مي‌زند، آن را حرف جريان تلقي کنيم، همينجاست. از جريان مطبوعاتي کشور بر مي‌آيد که اين رفتار را از انحصار درآورند و به‌عنوان يک قطب قدرت‌سازي در کشور ايفاي نقش کنند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی