پنجشنبه پيش مصطفي الکاظمي رئيس سازمان اطلاعات عراق در حالي مامور به تشکيل کابينه شد که شرايط اين کشور بسيار متفاوت از چند سال اخير است. از يکسو، بحران داخلي پيچيدهتر و شديدتر شده و هر چند کرونا معترضان را به درون خانههاي خود کشانده است، اما مسببات اعتراضات نه تنها کم نشده، بلکه با کرونا و کاهش بيسابقه قيمت نفت اوضاع اقتصادي و خدماتي وخيمتر هم شده است. از سوي ديگر نيز تنش ميان ايران و آمريکا در عراق وارد حساسترين برهه خود شده و هر طرف بهدنبال حذف کامل ديگري از معادلات داخلي عراق است که امروز به مهمترين زمين درگيري آنها در سطح منطقه تبديل شده است. آمريکا که با ترور سردار سليماني در صرافت پايان تدريجي و بدون جنگ نقش و نفوذ منطقهاي ايران است، بر اين باور است که اين اتفاق بدون حذف آن از عراق و يا به حداقل رساندن تاثيرگذاري آن ابتر و کان لم يکن خواهد بود؛ البته اين هم متناظر به موقعيت ژئوپليتيک عراق، چه از لحاظ همجواري و نزديکي جغرافيايي آن با دوستان و همپيمانان منطقهاي آمريکا و چه از حيث نقش آن در ارتباط زميني کريدور تهران به بيروت است. در چنين شرايطي که تحرکات مشکوک آمريکا در عراق نيز همچنان تداوم دارد، مصطفي الکاظمي براي نخستوزيري و تشکيل دولت معرفي شده است، اما طُرفه اينجاست که وي برعکس محمد توفيق علاوي و عدنان الزرفي از حمايت همزمان آمريکا و ايران برخوردار است. هنوز هم اين پرسش کانوني در محافل رسانهاي و سياسي مطرح است که دليل حمايت ايران از نخست وزيري الکاظمي چيست؟ در حالي که در گذشته غيرمستقيم از طريق نيروهاي همپيمان خود با وي مخالفت کرده بود. عدهاي دليل اين کار را جلب موافقت جريان صدر و ديگر جريانهاي شيعي با هدف حذف عدنان الزرفي ميدانند. فارغ از اين گمانهزنيها واقعيت اين است که الکاظمي گزينه ايدهآل ايران نيست، اما انتخاب وي نيز بدون موافقت ضمني تهران ممکن نيست. به هر حال معرفي الکاظمي پرده از پيچيدگيها و دشواريهاي وضعيت کنوني عراق بر ميدارد؛ اينکه شرايط بهگونهاي است که اجازه معرفي و يا شانس نخستوزيري گزينه مطلوب را نميدهد و معيارها را به حداقلي تنزل داده است. فعلا که پنج روزي از معرفي وي ميگذرد، حمايتها از او رو به کاهش است، اما همچنان از حمايت اکثريت طيفها و جريانهاي سياسي عمده از مذاهب و قوميتهاي مختلف برخوردار است. در اين ميان، با وجود حمايت کليت جريانهاي همسو با ايران، لکن مخالفت جدي و اتهامات برخي گروههاي متنفذ حشد الشعبي از جمله حزبا... عراق به الکاظمي قابل توجه است. اين مواضع هم ميتواند در چارچوب يک محاسبه سياسي هماهنگ با هدف تاثيرگذاري بر روند تشکيل کابينه، توزيع پستها و جلوگيري از انتخاب چهرههاي زاويهدار باشد و هم ميتواند مقدمهاي براي پس گرفتن موافقت با نخستوزيري الکاظمي باشد. اگر الکاظمي نخست وزير شود، حداکثر کاري که بتواند انجام دهد، اينکه راهي ميانه در عراق در پيش گيرد که مانع افزايش هرچه بيشتر تنش ميان آمريکا و ايران در آن کشور شود که البته تحقق اين مهم نيز مستلزم در پيش گرفتن راهبردي متوازن با حمايت همه نيروهاي سياسي است. اما بهنظر ميرسد عملا اين نيز خارج از توان الکاظمي است و حتي چشمانداز تنشها ميان آمريکا و ايران و اوضاع داخلي عراق به احتمال زياد مانع آن شود که وي در صورت تصدي نخستوزيري بتواند در آينده راه نسبتا ميانه نخستوزيران پيشين را نيز ادامه دهد.