بستن

راهکار کارآمدي مديريت

راهکار کارآمدي مديريت
کوروش الماسی روزنامه‌نگار

 

 

 

سياست در جهان معاصر همانند بسياري از علوم ديگر، يک فعاليت علمي تلقي مي‌شود. بنابراين، وظيفه اخلاقي، اجتماعي و انساني يک پژوهشگر تلاش براي يافتن راهکار‌هايي سودمند و عملي به منظور حل و فصل انواع چالش‌ها در حوزه تخصص خود مي‌باشد. اينکه چه افرادي و با کدام اهداف از راهکارها و داده‌هاي توليد شده توسط پژوهشگران در علوم گوناگون بهربرداري مي‌کنند، از حيطه توانايي و مسئوليت پژوهشگران خارج است. به عنوان يک دغدغه‌مند منافع و امنيت ملي، نگارنده وظيفه خود مي‌داند، آنچه را براي کارآمدي که تنها ابزار ايجاد رفاه، آرامش و امنيت براي شهروندان است، مطلوب مي‌انگارد، با ديگر ميهن دوستان به اشتراک بگذارد. با توجه به انواع چالش‌هاي داخلي، آشفتگي بي‌پايان منطقه‌اي و تحولات عميق و سريع جهاني، کشور، بيش از هر زمان ديگر نيازمند مديريت فراجناحي و ملي مي‌باشد. بي‌شک از هنگام پديدار شدن نهاد دولت در ابتدايي‌ترين جوامع بشري تقابل براي کسب قدرت ميان نيروها و جناح‌هاي گوناگون وجود داشته است. بنابراين مي‌توان ادعا کرد، تقابل بر سر تصاحب قدرت جزء لاينفک حکمراني است. بنابر همه اصول منطقي، سياسي و عقلاني؛ يک نفر، يک گروه، يک جناح يا يک سازوکار حقوقي بايد مسئوليت يا هدايت را بر عهده داشته باشد. کاربردي و سودمند‌ترين پيامد انسجام و يکپارچگي، شفاف شدن اهداف، وظايف، عملکرد، مسئوليت‌ها و پاسخگو شدن کارگزاران در قبال عملکردشان خواهد بود. بنابراين، پربيراه نيست، اگر دوگانگي را منشأ چالش تلقي کرد. از اين رو، طرح يک پرسش بسيار مبرم است، چگونه مي‌توانيم ناکارآمدي را درمان کنيم؟ انسجام و يکپارچه کردن مديريت. اين مهم چگونه ممکن است؟ پاسخ اين است که شوراي نگهبان، رئيس جمهور (دولت) و ديگر کارگزاران مديريت سياسي در همه سطوح را تعيين کند. از مخاطبان احتمالي اين موجز تقاضا دارم قبل از قضاوت به پيامد‌هاي واقع‌گرايانه اين پيشنهاد تعمق کنند. بي‌شک بسياري با انديشه و طرح ارائه شده در اين موجز، مخالفت خواهند کرد. تنها پاسخ به انواع مخالفت‌ها مي‌تواند، مراجعه به شرايط عيني باشد. اينکه چهار دهه است که کشور براساس ساختار مديريت ديگري هدايت شده است. اينکه نتيجه اين نوع ساختار مديريت آنچنان آشکار، ملموس و پرهزينه بوده است که براي فهم آن نيازي نيست که توانايي يا تخصص خاصي داشته باشيم. بايد تاکيد شود که مطلوب و نامطلوب بودن، کاربردي و غير کاربردي بودن يا مخرب و سودمند بودن راهکارها، طرح‌ها و راهبردهاي سياسي منوط به ريشه داشتن اين راهکارها در شرايط عيني زمان و مکان مشخص است. بنابراين، انديشه يا طرح، تعيين رئيس جمهور (دولت) و ديگر کارگزاران توسط شوراي نگهبان، برآيند و مختص شرايط عيني حال حاضر است که در چند دهه گذشته با پيامدهاي نامطلوب در همه عرصه‌هاي اجتماعي و ملي، تجربه شده است. مديريت مغاير روال طبيعي حکمراني که پيرو قانون تکامل است، مي‌باشد. شايد به ساده‌ترين بيان، قانون تکامل؛ نمود حرکت، تحول و بروز شده انواع نيازهاي جمعي انساني و اجتماعي باشد. بدين معني که حکومت‌ها تبلور نيازها، خواسته‌ها، اهداف و مطالبات جمعي انسان‌ها هستند. به عنوان مثال، در مديريت امروز چگونه مي‌توان براي بحران و مصيبت کرونا، صاحب منصب يا کارگزاري را مسئول گسترش کرونا به سرتاسر کشور معرفي کرد؟ روال طبيعي چيست؟ در روال طبيعي پديده‌هاي ناکارآمد نمي‌توانند در بلندمدت پايدار باشند. به عبارتي در روال طبيعي پديده‌ها براي پايداري بايد با محيط زيست رابطه تعاملي داشته باشند. تعامل با محيط زيست بدين معني است که پديده‌ها نمي‌توانند عملکردي خود سر يا دلبخواه داشته باشند. اينکه پديده‌ها براي بودن و پايداري، لزوما بايد يک ساختار کاربردي داشته باشند. در عالم هستي پديده‌ها و موجودات معيوب نمي‌توانند در بلندمدت پايدار باشند. بنابراين، انتخاب رئيس جمهور و ديگر کارگزاران انتخابي توسط شواري نگهبان يعني بازگشت به روال طبيعي و تکاملي حکمراني. منافع و امنيت ملي تنها از طريق پويايي و تکامل طبيعي مديريت امکان تحقق دارد. وظيفه اخلاقي و ملي نخبگان قضاوت انديشه‌ها و راهکارها بر اساس پيامدهاي مطلوب يا نامطلوب براي منافع و امنيت ملي است و لاغير.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی