اين فقط ايران نيست که درگير کروناست، بلکه بيش از 200 کشور جهان با اين بيماري دستوپنجه نرم ميکنند. اين ويروس، متعلق به يک منطقه يا يک کشور نيست و هر کشوري هر رفتاري که با اين ويروس انجام بدهد طبيعتا بقيه کشورها هم همان رفتار را ميتوانند تکرار کنند. آنچه تاکنون رخ داده اين است که کشوري مانند چين به نظر ميرسد که زودتر رهايي يافته و کشوري مانند آمريکا هنوز به نقطه اوج نرسيده و تعداد کشتهشدگان آن از همه کشورها پيشي گرفته است. لذا يک سمت چين است، يک سمت آمريکا و دو نوع برخورد متفاوت با آن. اما آنچه ما از زبان پزشکان ميشنويم اين است که تا زماني که واکسن نيايد اين ويروس ماندگار است و پيشبيني کردهاند که توليد و توزيع واکسن هم دستکم از شش ماه تا يک سال به طول ميانجامد. بنابراين با اين فرض ما به اين نتيجه قطعي ميرسيم که دستکم در سال 99 بايد ويروس کرونا را هم در کنار خود داشته باشيم. اما بخش مهم ديگر، فعاليتهاي اقتصادي است. در حال حاضر در تمامي استانهاي کشور تقريبا هم ترددها و هم بنگاههاي اقتصادي کار خود را انجام ميدهند. يعني واحدهاي صنعتي که در شهرکهاي صنعتي استقرار دارند روال عادي خود را طي ميکنند و هيچ بنگاه اقتصادي به دليل کرونا بسته نشده است. هيچ شهرک صنعتي در ايران به دليل کرونا تعطيل نشده است. ممکن است برخي بنگاههاي اقتصادي به دلايل ديگر فعاليتشان متوقف شده باشد اما به دليل کرونا نهتنها کارخانهاي پلمب نشده، بلکه فعاليت برخي بنگاههاي اقتصادي که ماسک، مواد ضدعفونيکننده و کالاهاي بهداشتي توليد ميکردند، چند برابر هم شده است. نکته بعدي که بسيار مهم است اينکه ما پيش از بحث کرونا در سالهاي 97 و 98، رشد اقتصادي منفي را تجربه کرديم که آن هم به دليل تحريمهاي ظالمانه آمريکا بوده است. اکنون به دليل شيوع ويروس کرونا نبايد فراموش کنيم که ويروس ديگري به نام تحريم حدود دو سال است که وارد اقتصاد ايران شده و آن را به رشد اقتصادي منفي کشانده است. حال با شيوع اين بيماري در جهان، شاهد آن هستيم که پيشبيني ميکنند رشد اقتصادي جهان تا يک درصد متاثر شود. صنايع گردشگري و حملونقل در اين ايام، به حداقل فعاليت خود رسيدهاند و هنوز هم وارد دوران پساکرونا نشدهايم! اما در دوره پساکرونا، نوع حملونقل، سبک زندگي مردم و رفتار آنها حتما شرايط متفاوتي خواهد داشت. خلاصه اينکه ما وقتي بخواهيم اقتصاد ايران را تحليل کنيم، بايد مولفه بسيار مهم آن که جاري است و مشخص نيست چه زماني به اتمام برسد، يعني تحريمهاي ظالمانه را هم در نظر بگيريم. مولفه دوم موضوع کروناست. اين دو را بايد با هم ببينيم. اما نکتهاي که بايد درباره اقتصاد ايران و قياس آن با برخي کشورها عرض کنم اين است که کشورهاي صنعتي بيشتر از کشورهايي غيرصنعتي از شيوع اين بيماري آسيب ديدند. نکته ديگر اينکه چون يک بخش قابل توجه اقتصاد ايران کشاورزي است و خوشبختانه امسال هم ما سال پربارشي را داشتيم. از همينرو به احتمال قريب بهيقين، همچنان که در سال 98 نسبت سال 97، رشد اقتصادي در بخش کشاورزي مثبت بود، ما در سال 99 هم شاهد رشد مثبت بخش کشاورزي، خواهيم بود. اگر نظام مالي و مالياتي و بهکارگيري بخشخصوصي، مدون و کارآمد شود و در خدمت بخشهاي صنعت و خدمات قرار بگيرد، ميتوان اميدوار بود که کرونا حداقل عوارض را براي اقتصاد ايران داشته باشد. گرچه بخش گردشگري و مشاغل اين بخش در نقطه اوج کاري خود از 25 اسفندماه تا 20 فروردينماه آسيب فراواني ديد و جبران آن در سال 99 خيلي سخت است، اما گمان ميرود شايد بتوان با تدبيري، خسارت بخشهاي صنعت و کشاورزي ناشي از شيوع کرونا را جبران کرد. بهويژه اينکه به نظر ميرسد منحني ابتلا به ويروس کرونا در ايران با توجه به تعداد فوتشدگان و مبتلايان، از تقطه اوج يا همان پيک عبور کرده باشد.