مسائل سياسي و اقتصادي در کشور ما از يکديگر جدا نيستند و به هم پيوسته هستند. مجلس، دولت و قوه قضائيه بايد دغدغههاي اصلي مردم را شناسايي کنند. دغدغه اصلي مردم امروز همان دغدغههاي اول انقلاب است، بدان معنا که مردم امروز خواهان عدالت اجتماعي و آزادي هستند و تا زماني که اين مطالبات به طور مطلوب محقق نشود مردم هم دغدغهمند خواهند بود. مردم انقلاب کردند تا چرخههاي اقتصادي در کشور به کار افتند. جامعه امروز خواهان عدالت اجتماعي و رفع تفاوتهاي طبقاتي هستند. امروز بايد همه به طور نسبي در رفاه باشند و اين از دغدغههاي اصلي مردم است اما شرايط بهگونهاي است که برخي با استفاده از اقتصاد رانتي در رفاه کامل هستند و طبقه ديگر جامعه محتاج نان شب ماندهاند. ما براي عدالت انقلاب کرديم اما طي اين سالها دغدغه عمده بسياري از کنشگران سياسي در کشور همين مساله مهم عدالت بوده است. برهمين اساس هم مشکلات اقتصادي تا امروز در حد انتظار حل نشدهاند. درآمدهاي دلاري که طي اين سالها در کشور وجود داشته اگر براساس يک سيستم اقتصادي سالم و دقيق صرف عمران کشور شده بود امروز ايران از پر قدرتترين کشورهاي آسيا در همه زمينهها بود اما درحال حاضر اين شرايط مطلوب نيست. چرا بايد با تورمهاي بيست الي چهل درصد روبهرو باشيم؟ آيا نفت نداريم؟ منابع زيرزميني نداريم؟ ما همه امکانات را دارا هستيم و کشور ايران پر از مغزهاي متفکر است. در تمام کشورهاي دنيا برجستهترين و حرفهايترين افراد ايراني هستند. نبايد مادام شعار بدهيم بلکه بايد براساس بررسيهاي عمقي ريشه مشکلات را شناسايي کنيم. معنويت منهاي سعادت در اقتصاد معنا ندارد. در جامعه ما تناسب قدرت وجود ندارد و اين موضوع به سياستهاي خارجي هم بسط داده شده است. چرا ما براي يک کشور گاه غش ميکنيم و با برخي کشورهاي ديگر از روشهاي نفريني استفاده ميکنيم؟ اين سياست خارجي متوازن نيست و بايد در سياستهاي داخلي و خارجي تا حدي که امکان دارد تجديد نظر کنيم تا اقتصاد را از وضعيت بحراني خارج کنيم. مديريت بر جامعه بايد براساس واقعيات باشد و بتوانيم با دنيا مراوده داشته باشيم و تحريمها را از سر ملت ايران برداريم. صرفا با شعار نميتوان مردم را به رستگاري رساند. در نهايت اگر مسائل اقتصادي و سياسي را همراه با هم حل نکنيم در آينده وضع بهتر از امروز نخواهد بود.