ناگفتههاي رضا رشيدپور:
مسئولي که اطرافيان باجنبه داشته باشد نداريم
شوخي با آقاي عارف براي ارادت قلبي است
مجري صداوسيما اظهار کرد: همين الان هم هر وقت صحبت از گفتوگوهاي آقاي روحاني ميشود اولين کليپهايي که در فضاي مجازي ميپيچد گفتوگوي رشيدپور با روحاني است و در ذهن مردم هم چه مثبت يا منفي ماندگار شده است. فکر ميکنم همين فکتهاي ريز نشان ميدهد آن گفتوگو بهاندازه کافي براي افکار عمومي ماندگاري داشته است. بعضي براي فحش دادن و بعضي هم براي اينکه در يادشان مانده ميشود در حد بضاعت مصاحبه شفاف کرد. اما اگر فکر ميکنيد آن گفتوگو به اندازه کافي شفاف نبود من بايد شرايط را صريح توضيح بدهم. در کشور ما هنوز مسئولان محترم جنبه گفتوگوي شفاف ندارند مخصوصا وقتي در مسئوليت رسمي باشند. حتي اگر خودشان جنبه داشته باشند اطرافيانشان ندارند. «حالا خورشيد» پر بود از اين اتفاقات که وزير ميگفت هر چه دوست داري بپرس ولي اطرافيانش هزاران انقلت ميآوردند. خبرآنلاين نوشت؛ رشيدپور ادامه داد: حال با اين پيشفرض تصور کن رشيدپور بدون هيچپشتوانهاي جز لطف خدا و محبت مردم پا در دفتر رئيسجمهور ميگذارد. مگر دفتر ايشان را چند نفر ديدهاند که چگونه است و وضعيت اطرافيان و سنگيني فضا و از طرفي سنگيني پخش زنده آنتن شبکه يک هم به آن اضافه ميشود و از طرف ديگر تمام اطراف هم پر است از آدمهايي که خود رئيسجمهور هم مايل باشد اطرافيانش اين تمايل را ندارند که چيزهايي بپرسي؛ به خودش هم برنخورد به اطرافيانش برميخورد. ما مسئولي که اطرافيان باجنبه داشته باشد نداريم. اگر مسئولي داشته باشيم که خودش چالش را دوست داشته باشد حتما مسئول روابط عمومياش نميگذارد چالشي اتفاق بيفتد. با همه اينها رشيدپور چه شقالقمري ميتوانست بکند که نکرد؟ همين که الان بهعنوان ماندگارترين گفتوگو در يادها مانده برايم کافي است. رشيدپور در بخش ديگري اظهار داشت: پيش از شروع فيلمبرداري با آقاي کيميايي و آقاي پرستويي درباره کاراکتري که قرار بود نقشش را بازي کنم صحبت ميکرديم. يکي از نگرانيهاي آقاي کيميايي اين بود که اگر بعدا اين کار را توي سرت بکوبند ميخواهي چه کني؟ من آنجا خنديدم و گفتم مخاطب تيزهوش است و حتما ميفهمد اين رشيدپور آن رشيدپور نيست. در واقع اين تلميح سينمايي که اسم اين کاراکتر رشيدپور باشد براي واقعنمايي بيشتر آن سکانس بود و الان هم نگراني ندارم. فکر نميکنم کسي من را با رشيدپور «قاتل اهلي» اشتباه بگيرد.
«حالا خورشيد» از آغاز تا پايان
وي همچنين اظهار داشت: زماني که من به تلويزيون برگشتم پيشنهاد مديران هم در شبکه يک و هم در شبکه سه، ساختن يک برنامه براي شب بود ولي من گفتم تايم مردم صبح را ميخواهم. گفتند مگر ديوانهاي؟ گفتم اگر کسي برنامه ساختن بلد باشد بايد در تايم مرده مخاطب را جذب کند وگرنه اينکه در پيک آنتن برنامه بسازم و بگويم پرمخاطب است هنر نيست. تو اگر هنري داري بايد در هفت صبح نشان بدهي. من از اين جهت به همکارانم افتخار ميکنم «حالا خورشيد» را به جايي رساندند که وزراي مملکت خودشان پيشنهاد دادند که به برنامه بيايند يا سردار سليماني روي خط برنامه آمدند. اينها نتيجه تلاش گروه برنامهساز من و شبکه سه بود. ما يک سالي به خودمان استراحت داديم که برگرديم و دوباره «حالا خورشيد» را شروع کنيم. رشيدپور درباره ميزان دستمزدش گفت: هفته قبل بود در توئيتر يک آقايي که خارج از ايران هستند يک بحثي مطرح کرده بود و من گفتم برايشان توئيت کنم که اگر سندي دارند منتشر کنند اما حالا در يک رسانه رسمي و خيلي شفاف ميخواهم در اينباره توضيح بدهم. چنين سوالي را اينکه چه کسي و چگونه ميپرسد فکر ميکنم موضوع مهمي است. اين بحث توئيتري که با آن هموطن عزيزمان داشتم، به اين دليل بود که احساس کردم چيزي به گوشش خورده و خواسته به کنايه چيزي بنويسد که رشيدپور 450ميليون تومان دستمزد ماهانهاش است و 40ميليون براي هر اجرا ميگيرد. من نوشتم اين نکات خيلي عجيب است اگر سندي داري بده. وي ادامه داد: تعداد استوديوهاي صداوسيما محدود است. ما بيرون از صداوسيما استوديو داشتيم و اجاره آن لوکيشن که مربوط به يکي از شرکتهاي خصوصي صداوسيما بود، 60ميليون تومان در ماه بود. از طرف ديگري ما در ماه کلي پول اجاره فيبر نوري، تجهيزات نور، تجهيزات تصويربرداري و هزينههاي خاص دکور داشتيم. از طرف ديگر صبحانه عوامل و ميهمانها و گاهي هدايايي که براي مهمانها ميگرفتيم، همه اينها روي هم در ماه مبلغي بين 300تا 400ميليون تومان ميشد. رشيدپور افزود: درباره دستمزد خودم هم راستش چون ميپرسي ميگويم، در ماه خيلي کمتر از آن رقمي بود که مطرح شده بود. يعني آن 40ميليون تومان براي هر اجرا را اگر خيلي صرفه جويي ميکردم به ازاي هر برنامه 23 توماني که بودجه کل هر قسمت بود، در ماه به 20 تا 25ميليون سهم خودم براي اجرا و تهيه برنامه ميشد يعني شايد در نهايت برنامهاي 1 تا 5/1ميليون تومان. رشيدپور در پايان گفت: اول بگويم که تعداد شوخيهاي ما خيلي بيشتر از اين بود و با هفت، هشت شخصيت گرامي شوخي کرده بوديم. دوستان آقاي قاليباف خيلي زود واکنش نشان دادند و نديدند که ما آيتمهاي ديگري هم داريم. درباره اين هم که گفتيد شوخي با آقاي عارف بيشتر بود براي ارادت قلبي است که به ايشان دارم. البته هم به آقاي ظريف و هم به آقاي قاليباف هم ارادت دارم.