بستن

اروپا جدا از آمریکا تصمیم‌گیری نمی‌کند

اروپا جدا   از آمریکا
 تصمیم‌گیری نمی‌کند

آرمان ملي- عليرضا پورحسين: با پيگيري‌هاي بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران، دادگاه کشور لوکزامبورگ 6/1 ميليارد دلار از منابع مالي ايران را رفع توقيف و دادگاه ديگري با دستور موقت، از انتقال اين منابع به ايالات متحده جلوگيري کرد. با توجه به اين دو اتفاق مي‌توان اميدوار بود اين مبلغ در آينده در اختيار ايران قرار گيرد. با وجود تلاش‌هاي دولت آمريکا، با پيشدستي حقوقي و پيگيري قضايي در لوکزامبورگ، دو پيروزي نصيب ايران شد. اين مبلغ متعلق به بانک مرکزي نزد کليراستريم لوکزامبورگ است. البته هنوز مشخص نيست که امکان انتقال اين منابع به ايران وجود دارد يا خير، اما درصورت رأي قطعي دادگاه، ممکن است ايران بتواند اين منابع مالي را صرف واردات کالاهاي مورد نياز خود در کشورهاي خارجي کند؛ اقدامي در ظاهر مالي که در وراي خود مسائل سياسي زيادي را مخفي کرده است و در ادامه نيز مي‌تواند عرصه را براي ساير تحرکات ديپلماتيک هموار کند. در همين راستا «آرمان ملي» گفت‌وگويي با اردشير نوريان، عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي داشته است که در ادامه مي‌خوانيد.

مساله پول‌هاي بلوکه شده ايران تا چه ميزان مي‌تواند در عرصه سياست نقش‌آفريني کند؟

در مسائل بين‌الملل همواره مسائل سياسي به تنهايي تعيين‌کننده وضعيت نيست و ساير کنش‌هاي بين‌المللي از جمله مسائل اقتصادي تاثير بسزايي دارد. طبيعتا در روابط جمهوري اسلامي ايران با غرب و اروپا که حجم زيادي از دارايي‌هاي کشور را پس از انقلاب اسلامي مصادره کرده‌اند، همواره از آن به عنوان ابزاري سياسي عليه ايران استفاده مي‌کنند و در تلاش هستند امتيازهايي از اين قبيل از ايران بگيرند تا بتوانند در مسائل آتي از آن سوء‌استفاده کنند. در ماه‌ها و سال‌هاي اخير همواره شاهد بوده‌ايم که اين تبادل‌ها در عرصه زندانيان نيز وجود داشته و به سبب همين تبادل‌ها همواره ارتباطاتي به‌وجود آمده است و گره‌هايي از مسائل سياسي باز شده است. در مناسبات ساير کشورها نيز چنين مواردي ديده مي‌شود و صرفا مربوط به مناسبات ايران و آمريکا نيست.

نقش قوانين بين‌المللي در راستاي آزادسازي پول‌هاي بلوکه شده ايران چه بوده است؟

همواره شاهد بوده‌ايم که به دنبال يک اتفاق بزرگ، تحرکاتي صورت مي‌گيرد و سيگنال‌هايي به صورت مستقيم يا غير‌مستقيم از سوي طرفين صادر مي‌شود تا اتفاق‌هايي نظير آزادسازي پول‌هاي بلوکه شده ايران در روزهاي اخير رقم بخورد. البته اين صحبت صرفا به معناي آن نيست که در اين برهه زماني مذاکره‌اي ميان ايران و آمريکا صورت گرفته باشد زيرا در مسائل حقوق بين‌الملل نگه‌داشتن دارايي‌هاي يک کشور خارج از عرف و عملا نقض قوانين بين‌المللي است و هيچ کشوري چنين رفتارهايي را شايسته نمي‌داند و انگشت اتهام خود را به سمت کشور بلوکه‌کننده نشانه مي‌رود. بايد توجه داشت که قضيه فوق يک امر صادق است اما در عرصه سياست بين‌الملل نگاه به چالش‌هاي حادث شده اين‌گونه نيست و بر مبناي واقعيت‌ها تصميمات اتخاذ مي‌شود و دقيقا در اين نوع نگاه است که اهرم‌هاي فشار به کار مي‌آيند. به همين دليل با توجه به اينکه مساله در عرصه حقوق بين‌الملل تا حدي حل و فصل شده است اما در بستري سياسي به نتيجه خواهد رسيد.

برخي معتقد هستند مقاومت ايران و عدم نشان دادن نرمش از خود در ماه‌هاي اخير سبب شده است کشورهاي اروپايي رفتار بهتري در قبال مسائل ايران داشته باشند، نظر شما در اين رابطه چيست؟

قطعا جديت ايران در مقابله با غرب در گشايش‌هايي که حاصل شده موثر بوده است اما نکته‌اي که حائز اهميت است اين است که کنش‌هاي سياسي در عرصه بين‌الملل همواره تحت‌تاثير تعداد زيادي از اتفاقات ديگر است؛ به همين دليل فشارهاي ايران به تنهايي علت رقم خوردن چنين اتفاقي نبوده است و در کنار آن مذاکرات، ميانجيگري‌ها و ساير مسائل نيز نقش مهمي داشته‌اند. نوع شکل‌گيري معادلات قدرت در هر منطقه و نسبت معادلات جديد قدرت در منطقه با منافع کشورها ارتباط مستقيم دارد. بنابراين مقاومت ايران نيز بايد ذيل اين مساله مورد بررسي قرار گيرد و آنچه در اين بررسي کاملا مشخص است حضور قدرتمند ايران در منطقه اهرم قابل‌توجهي براي پيشبرد اهداف کشور و منافع ملت بوده است.

عملکرد ديپلماتيک کشور بايد به چه نحوي باشد که پيروزي‌هاي اين‌چنيني در عرصه سياسي تداوم داشته باشد؟

در ابتدا بايد گفت اروپا شخصيتي مستقل و جداگانه از آمريکا در عرصه سياست بين‌الملل ندارد. تجربه برجام و اينستکس اين امر را ثابت کرده است. سابقه تاريخي اتحاديه اروپا نيز گوياي اين امر است. اروپا در انجام تعهدات تجاري خود نيز نمي‌تواند مستقل عمل کند و مجموع اين موارد نشان مي‌دهد صرف نزديک شدن به اروپا حاصلي براي کشور ما ندارد. معادلات جهاني در قبال ايران با چند موضع‌گيري محدود از سوي برخي مقامات اروپايي تغيير نمي‌کند. در اين برهه زماني نياز است که دستگاه ديپلماسي کشور يک راهبرد چند جانبه‌گرايي در پيش گيرد. در اين راستا نياز است حضور ديپلماتيک خود را در تمامي عرصه‌هاي جهاني گسترش دهد تا مانع سياست منزوي کردن ايران از سوي ايالات متحده شود. در گام دوم از طريق راهکارهاي حقوقي و مکانيسم‌هاي رژيم‌هاي حقوقي حاکم بر جهان منافع خود را پيگير شود و تا رسيدن به جواب با تمام قدرت به دنبال آنها باشد تا همچون اين مساله اخير شاهد پيشرفت‌هايي باشيم. در گام سوم ايران بايد با هم‌پيمانان خود روابطش را گسترش دهد و از ظرفيت کشورهاي همسايه به بهترين شکل ممکن استفاده کند تا در صورتي که عرصه بر ايران تنگ‌تر شد، دوستاني در اين ميان براي مراودات گوناگون وجود داشته باشد. در گام چهارم ايران مي‌تواند با صبر و تامل در قبال اتفاقات جهاني و منطقه‌اي براي خود فرصت‌هايي ايجاد کند که به وسيله آنها بتواند بر غرب فشار وارد کرده و از اقدامات ظالمانه آنان جلوگيري کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی