ظرف مدت سه روز از وقوع جنايت، کيفرخواست عاملان قتل فجيع در خيابان کاشاني اسلامشهر صادر شد. يونس اسديمقدم دادستان عمومي و انقلاب اسلامشهر در مورد آخرين وضعيت پرونده عاملان قتل فجيع در خيابان کاشاني، اظهار کرد: در هشتم فروردينماه سال جاري ساعت 9 صبح سه سارق که اهل اسلامشهر هم نبودند، به قصد سرقت وارد مغازه موبايلفروشي در خيابان کاشاني ميشوند. وي افزود: اين افراد از چندي قبل مغازه مذکور را شناسايي و تحت نظر قرار داده بودند و روز حادثه نيز با نقشه از قبل طراحي شده به اين مغازه مراجعه کرده و يکي از آنها هم در خيابان کشيک ميدهد. صاحب مغازه هم بهدليل محدوديت ايجاد شده براي کسبه، پس از ورود اين افراد و با اين گمان که قصد خريد دارند، کرکره مغازه را پايين ميآورد .دادستان اسلامشهر ادامه داد: سارقان پس از مدتي کوتاه، صاحب مغازه را به بازکردن درب گاو صندوق و خارج کردن موبايلها وادار کرده و در پي ممانعت او از اين کار، با وارد کردن ضربه چاقو به گردنش صاحب مغازه را به قتل ميرسانند .اسدي مقدم خاطرنشان کرد: متهمان پس از سرقت حدود 50 موبايل، پا به فرار ميگذارند که به محض اطلاع نيروي انتظامي از موضوع و رصدهاي اطلاعاتي دقيق دو نفر از آنها ظرف نيم ساعت پس از حادثه در يکي از خيابانهاي اسلامشهر دستگير و نفر سوم نيز خود را معرفي ميکند و اين افراد با قرار تامين روانه زندان ميشوند.وي با اشاره به تکميل تحقيقات تکميلي در دادسرا و رسيدگي سريع و دقيق و فوقالعاده به اين پرونده، از صدور کيفرخواست پرونده ظرف مدت سه روز از وقوع جنايت و ارسال آن به دادگاه کيفري يک استان تهران خبرداد.دادستان اسلامشهر گفت: براي متهمان از دادگاه مجازات اشد را تقاضا کردهايم و در صورت تاييد در دادگاه، حکم قصاص در ملأعام در خياباني که جرم به وقوع پيوسته، اجرا خواهد شد .اسدي مقدم به مخلان امنيت هشدار داد که چنانچه امنيت جامعه را مخدوش نمايند، با شدت و قاطعيت و وفق قانون با آنها برخورد خواهد شد.
اعضاي بدن برادرم را اهدا کرديم
بهزاد معصومي برادر مقتول درباره اهداي اعضاي برادرش گفت: پس از آنکه برادرم فوت کرد به ما گفتند که در صورت رضايت ميتوانيد برخي از اعضاي او را اهدا کنيد و جان چند بيمار را نجات دهيد. من و برادر ديگرم که در بيمارستان بوديم با اين موضوع موافقت کرديم و اميدوار بوديم که با اين کار خداپسندانه بتوانيم چند بيمار را درمان کنيم تا ثواب آن به پاي برادرمان نوشته شود. اما به مسئولان بيمارستان گفتيم که بايد از پدر و مادرمان هم اجازه بگيريم که پس از تماس با آنها هر دو نفرشان اعلام رضايت کردند و ما علاوه بر دريچه قلب بافت هاي هر دو دست و پاي او را اهدا کرديم. وي در خصوص روز حادثه نيز اظهار کرد: من و فرشاد در همان مغازه با هم شريک و همکار بوديم. متهم روز چهارشنبه به ما مراجعه کرد و گفت يک گوشي براي برادرم مي خواهم اما چون او از صبح زود تا ديروقت سرکار است فردا 8 صبح مغازه را باز کنيد تا بتوانم به اتفاق برادرم گوشي مورد نظرش را بگيرم. من بخاطر امنيت محل و همينطور توصيه اماکن مبني بر تعطيلي واحدهاي غيرضروري نپذيرفتم اما فرشاد براي اينکه کار او را راه بيندازد شماره همراهش را به او داد و گفت هر وقت با برادرت آمديد با من تماس بگيريد تا کار شما را انجام دهم.وي اضافه کرد: روز جمعه آنها به مغازه رفتند اما قصدشان خريد گوشي نبود بلکه قصد سرقت داشتند و وقتي برادرم مقاومت کرد ضربه اي به شاهرگ گردنش زدند و 56 گوشي موبايل را از داخل گاو صندوق سرقت کردند و از آنجا گريختند. لحظاتي پس از اين ماجرا خود فرشاد با من تماس گرفت و گفت سريع خودت را به مغازه برسان شاهرگم را زدند. پس از آن بلافاصله به مغازه رفتم و در حالي که خون زيادي از برادرم رفته بود او را به درمانگاه رساندم که پس از پانسمان اوليه با آمبولانس به بيمارستان اعزام شديم. در آنجا عنوان کردند که به علت بالا رفتن قند خون امکان عمل جراحي وجود ندارد بايد صبر کنيم تا قند خونش کاهش پيدا کند. 2 - 3 ساعت بعد کادر درماني به ما گفتند که بايد به فرشاد انسولين تزريق کنيم تا قندش پايين بيايد و بتوانيم او را به اتاق عمل ببريم. بعد هم به يکباره اعلام کردند که به کما رفته است و در ادامه هم خبر فوتش را دادند.برادر فرشاد در خصوص بازسازي صحنه جرم هم خاطرنشان کرد: صبح روز دوشنبه صحنه جرم با حضور هر 3 زورگير قاتل و مسئولان فرمانداري و انتظامي بازسازي شد و ماموران به ما اطمينان دادند که به پرونده برادرم بهطور ويژه و سريع رسيدگي خواهد شد. وي در پايان گفت: ما تنها خواسته مان اشد مجازات براي عاملان قتل برادرم است و به هيچوجه هم از خون او نمي گذريم.