بستن

سال 98، از سیل مهربانی تا تضعیف انسجام اجتماعی

سال 98، از سیل مهربانی
تا تضعیف انسجام   اجتماعی
عرفان رجبی خراسانی دانشجوی علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی

سال 98، سال عجيبي بود. بهارش با سيلي ويرانگرآغاز شد و تابستانش با چند برابر شدن قيمت ارز و اقلام مصرفي داغ شد. گراني يک شبه بنزين و اعتراض به آن، پاييزش را با اعتراضات متعاقب مربوط به آن ملتهب نمود. مردم حيران‌تر از هميشه در کوچه‌هاي تودرتوي ذهن به‌دنبال مرهمي مي‌گشتند که دست دشمنان سرداري ملي را از ما گرفت. اما ظاهرا قرار نبود که روزهاي بد به پايان برسد و جان باختن چندين نفر از هموطنان کرماني در مراسم تشييع شهيد سپهبد قاسم سليماني، کشته شدن عده‌اي در حادثه تصادف اتوبوس و از همه بدتر سقوط و اصابت موشک به هواپيماي اوکرايني در شب حمله به پايگاه‌هاي آمريکا در عراق، موجي از ياس و نااميدي را در کشور ايجاد کرد و به گفته روانشناسان، بعد از آن اتفاق بود که تعداد مراجعات مردم به مطب آنها افزايش پيدا کرد. اين اتفاقات آن‌قدر ناگوار بود که خبر سيل سيستان و بلوچستان از ذهنِ همنوعِ دوست بسياري ايرانيان دور ماند، در اين وانفسا فضاي سياسي کشور نيز آماده برگزاري انتخابات مجلس مي‌شد. اينها در حالي بود که جهان درالتهاب هجوم ويروسي خطرناک به سر مي‌برد و ما در فضاي پر از بُهت اين اتفاقات، غافل از اين مساله با اولين مرگ ومير ناشي از سرايت کرونا به کشور ناگهان چشم باز کرديم ومتوجه شديم که کرونا در ميان ما جولان مي‌دهد. طبق تجارب گذشته و مانند اتفاقات چند وقت اخير، اخبار ضد ونقيض و سردرگمي مردم در کاهش اعتماد عمومي، احتکار اقلام پرمصرف بهداشتي و خوراکي اين سوال را در ذهن مي‌گذراند: در اين شرايط چرا مردمي که از ابتداي سال بلا ديده‌اند و به کمک همنوع مي‌شتافتند، حالا در پايان سال با همنوع خود اينطور برخورد مي‌کنند؟ جامعه‌اي که ايثارگري آن در دنيا زبان زد بود تبديل شد به جامعه‌اي آشفته که عواطف و احساسات انساني تحت الشعاع آن قرار گرفته است. ديدن صحنه‌هاي اعتراض گروهي از مردم به اختصاص بيمارستان شهرشان براي درمان کرونا و ديدن تصوير عروسک به دار آويخته شدن نمادين نماينده قبلي که درجشن پيروزي نماينده مجلس يازدهم مردم دور آن جشن و پايکوبي مي‌کردند! بيانگر کاهش شاخص‌هاي اخلاقي و اجتماعي است. اما وقتي به اتفاق‌هاي امسال همچون سيل مهرباني و انسجام ملي در رابطه با شهادت سپهبد قاسم سليماني نگاهي مي‌اندازيم، اين اتفاقات نقطه مقابل آنهاست. بي‌شک مفهوم انسجام اجتماعي‌ سال‌هاست مورد توجه و بحث جامعه‌شناسان بزرگي قرار گرفته است، از همبستگي مکانيکي و ارگانيکي «دورکيم» و بحث تقسيم کار اجتماعي او گرفته، تا توجه به انسجام در توسعه توسط «داگلاس نورث» برنده جايزه نوبل اقتصاد 1993 و نظريه‌پردازان زيادي به اين مهم پرداخته‌اند. گروه پژوهشي سياستي دولت کانادا انسجام اجتماعي را فرآيند توسعه مداوم ارزش‌ها براي حل چالش‌هاي مشترک و نيز فرصت‌هاي برابر در جامعه بر مبناي احساس اعتماد، اميد و عمل متقابل ميان افراد جامعه تعريف کرده است. شوراي اروپا انسجام اجتماعي را حداقل کردن ناهماهنگي‌ها وشکاف‌هاي اقتصادي و اجتماعي و تضمين و تأمين فرصت‌ها براي همه مردم جامعه مي‌دانند. در مجموع، انسجام اجتماعي ضامن برقراري نظم و سامان اجتماعي و نقطه مقابل تضعيف انسجام اجتماعي است، يعني وضعيتي که نيروهاي مختلف اجتماعي به جاي تعامل مثبت وسازنده، سود شخصي و گروهي را به بهاي ضرر طرف مقابل پيگيري مي‌کنند. وجه فرهنگي ازهم گسيختگي اجتماعي را مي‌توان در تزلزل نظام اخلاقي حاکم بر جامعه، درهم ريختن سلسله مراتب ارزش‌ها، غيرشفاف شدن اهداف و خلط مداوم اهداف و ابزار جست‌وجو کرد. نتيجه تضعيف انسجام اجتماعي، افزايش درگيري‌ها وتنش‌هاي فردي و جمعي، کاهش مشارکت، افزايش هزينه‌هاي کنترل اجتماعي و به‌طور کلي افت کارايي نظام اجتماعي و در نتيجه، ضعف نهادي است.اگر ساختار اجتماعي به‌گونه‌اي باشد که عدم همکاري موجب کسب منفعت براي افراد شود، عاملان اقتصادي مي‌آموزند که در جهت عدم مشارکت حرکت کنند و بي‌‌‌اعتمادي به فرهنگ و باور تبديل مي‌گردد و هرگونه سياستگذاري اقتصادي، بدون توجه به اين باورها و مدل‌هاي ذهني بي‌ثمر است و فقط باعث افزايش هزينه‌هاي مبادلاتي اجراي اين سياست‌ها مي‌گردد. مگر اينکه الگوهاي ذهني و باور مشترک افراد درباره جامعه به‌عنوان نهادي غيررسمي، ولي قدرتمند، که وابستگي به مسير را ايجاد کرده است، تغيير نمايد. بدين ترتيب، مدل‌هاي ذهني افراد و تغيير آنها در نتيجه بازخورد از محيط پيراموني (فرايند يادگيري) و ايجاد جامعه اي منسجم، نقطه شروع اصلاحات در کشورهاي در حال توسعه بيان مي‌شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی