يک جامعهشناس معتقد است قرنطينه در شرايط شيوع يک بيماري واگير فقط در صورتي موفق خواهد بود که مردم احساس فشار، اجبار، اجحاف و محروميت اجتماعي نکنند. اباذر اشتري در گفتوگو با ايرنا درباره مباحث مطرح شده در مورد قرنطينه به دنبال شيوع ويروس کرونا در کشور بيان کرد: قرنطينه به دو نوع اجباري و اختياري تقسيمبندي ميشود. قرنطينه اجباري با اجبار حاکميت انجام ميشود که به چند موضوع نياز دارد. براي اجراي قرنطينه اجباري پيش از هر چيز به جامعه قانونمدار نياز است و سپس به امکانات پشتيباني و لجستيکي و همچنين به سيستم منظم و يکپارچه حمايتي و بعد سيستم سلسله مراتب شبه نظامي و در آخر به سيستم پاک بدون شکاف و قاطع نياز دارد. مجموعه اين موارد، نيازهاي ساختاري و اقتداري و در واقع از بالا به پايين محسوب ميشوند. وي درباره قرنطينه اختياري گفت: قرنطينه اختياري يا داوطلبانه به موارد نرمافزاري از جنس اجتماعي و فرهنگي نياز دارد که از پايين به بالا محسوب ميشوند. اين نوع قرنطينه به مردمي نياز دارد که اعتماد، اعتقاد و ايمان به نظام اطلاعرساني، بهداشتي و حمايتي داشته باشند و بدانند که فراموش نميشوند. اگر اين اعتماد و اعتقاد وجود داشته باشد، مردم با آغوش باز در قرنطينه اختياري شرکت ميکنند.
چرا افراد به توصيهها گوش نميکنند؟
عضو هيات علمي پژوهشکده مطالعات اجتماعي و فرهنگي در پاسخ به اين سوال که چرا برخي افراد به توصيههاي وزارت بهداشت مبنيبر سفر نرفتن و در خانه ماندن توجهي نميکنند، اظهار کرد: از آغاز شيوع ويروس کرونا در کشور حدود 20 روز ميگذرد و قطعه اول پازل کرونا در ايران ميگويد که اخبار و شايعههايي مبني بر اين مطرح شده که کرونا از ابتداي بهمن رخ داده بوده و به مردم اطلاع رساني نشده است. اشتري ادامه داد: قطعه دوم پازل اين است که در اين 20 روز همه رسانهها اعلام کردند کارخانههاي بهداشتي به صورت سه شيفت مشغول توليد ماسک و الکل و وسايل بهداشتي هستند و در روزهاي آتي به صورت رايگان تحويل مردم ميشود. قطعه سوم پازل اين است که مردم هر چه صبر ميکنند، خبري از ماسک و الکل نيست و در بازار سياه مجبور هستند اين موارد را با قيمتهاي گزاف بخرند. اين جامعهشناس اظهار کرد: قطعه چهارم پازل کرونا در ايران اين است که مردم کماطلاع و هيجانزده، از ترس و نگراني دست به اقدامات خطرناکي مثل خوردن الکل و ژل ضدعفوني ميزنند و فوت ميکنند. قطعه پنجم در مورد احتکار اقلام بهداشتي در حجم زياد است که همين موضوع نشاندهنده نظارت ضعيف و ضعف در برخورد با متخلفان است. قطعه ششم پازل کرونا، عدمارائه بستههاي حمايتي از طرف دولت به مردم است. مواردي مانند بستههاي اينترنتي مناسب يا اقلام غذايي يا کمک به بخشش ماليات و حمايت از صنفهايي که در اين بازه زماني ضرر کردهاند. قطعه هفتم پازل، وجود حجم بالاي کارگران روزمزد و فصلي است. قطعه هشتم پازل کرونا، اطلاع از نظامهاي حمايتي ساير کشورها و در نتيجه احساس شکاف ميان خود و ديگري است. قطعه نهم پازل، ارائه صرفا خبرهاي نگران کننده و منفي و مرگ و مير درباره کرونا است. وي بيان کرد: اگر اين موارد را کنار هم بگذاريم، مردم را نسبت به اقدامات حاکميت در زمينه مقابله با کرونا، نا اميد و نگران و بي اعتماد ميکند و نتيجه همين بي اعتنايي به اخبار و سپس خواهشهاي مسئولان است. در اين شرايط هر فرد به هر شکلي که بتواند از هر نوع دستور سرپيچي ميکند، حتي اگر بداند که سرپيچي از دستورات باعث ضرر رساندن به خود و خانواده او ميشود.
اثرات اجتماعي قرنطينه چيست؟
اشتري درباره اثرات اجتماعي قرنطينه در زمان شيوع بيماري واگير گفت: اگر افراد در قرنطينه احساس فشار، اجبار، اجحاف و محروميت اجتماعي نکنند، قطعا قرنطنيه موثر است. در شرايط کنوني که اين چنين نيست، غير از تخريب و افسردگي و سرخوردگي اجتماعي و کاهش سرمايههاي اجتماعي حاکميت و کاهش اعتماد، هيچ بهرهاي نخواهد داشت. وي ادامه داد: تا وقتي درگير بحرانهاي اين چنيني هستيم، امکان ظهور و بروز و ساخت و تقويت مولفههاي سرمايههاي اجتماعي ممکن نيست و هر روز هزينه آن براي مردم و حاکميت بيشتر ميشود. اين جامعهشناس گفت: هرچند کمي دير شده، اما همچنان امکان پذير است که سرمايه اجتماعي توسط مردم بازگردانده شود. زيرا اگر اين بحران ادامه پيدا کند و مردم حمايت نکنند، طي چند ماه آتي ممکن است بسياري از افراد سالخورده را از دست بدهيم.