قطعا پس از اتفاقاتي که در انتخابات مجلس و قبلتر از آن رقم خورد شرايط را به سمتي هدايت کرد که جريان اصلاحات بايد صبر و انتظار را سرلوحه سياستهاي خود قرار دهد. در انتخابات مجلس شاهد بوديم که چندين لايه از نمايندگان جريان اصلاحطلبان رد صلاحيت شدند و عملا امکان رقابت از اين جريان گرفته شد. متاسفانه اين اتفاق رقم خورد و سياستهاي انتخاباتي اصلاحطلبان نيز در اين عرصه قابل دفاع نبود بنابراين اگر در پي اين هستند که اتفاقات گذشته رقم نخورد بايد صبر و انتظار را در پيش گيرند. اين سياست بايد تا زماني که شرايط کشور آرام شود و از حواشي و تنشها فاصله گيرد، همچنان باقي بماند. در اين برهه زماني به نظر ميرسد هرگونه رفتار انتقادي از سوي جريان اصلاحات ممکن است سبب شود تا مقداري از تقصيرها متوجه اين جناح شود و کار را در عرصه سياست براي اين جريان دشوارتر کند. تا زمان انتخابات رياست جمهوري نيز ممکن است اتفاقات بسياري در کشور رقم خورد که پيشبينيها را در زمان حال سخت ميکند. از سوي ديگر بايد توجه کرد که حيات سياسي يک جريان همواره در سياستورزي است اما اين به آن معنا نيست که در عرصههاي انتخابات به طور حتم نياز باشد تا کانديدايي معرفي کرد. گاهي اوقات شايد اقدام شايسته اين باشد که يک جريان سياسي از عرصه کنار برود و فضا براي جرياني ديگر فراهم شود تا مردم نيز عملکرد آنها را از نزديک لمس کنند. جريان اصلاحات در انتخابات گذشته اشتباهات بزرگي داشته و آن اين بوده است که خيال ميکرد حيات يک جريان سياسي زماني رقم ميخورد که در عرصه قدرت حضور داشته باشد. اين باور سبب شد تا جريان اصلاحات عملا لايههاي اجتماعي و مردمي را از دست دهد و شکافي ميان اين جريان و جامعه بهوجود آيد که براي پر کردن آن زمان زيادي نياز است. يک جريان سياسي بايد استراتژي و سياست خود را نسبت به زمانه تغيير دهد. هر نوع سکوتي به معناي برخورد منفعلانه نيست، بسياري از مواقع در راستاي روشنگري و برقراري ارتباط با بدنه جامعه اين سياست ميتواند نتايج به مراتب مطلوبتري در پي داشته باشد.