اين روزها کشور ما ايران شرايط خطيري را سپري ميکند که ديگر نميتوان مانند شرايط عادي از بيتدبيريها در مديريت به آساني گذشت. يک اشتباه ميتواند جان بسياري از شهروندان را در معرض تهديد قرار دهد و کشور را دچار بحراني کند که خروج از آن چه بسا ناممکن باشد. از يک سو تحريم، بهداشت و درمان ايران هدف قرار گرفته و ميدانيم هدف نهايي آمريکا در ايران، شوراندن مردم است. به سبب شيوع کرونا مردم نگران هستند و انتقادات زيادي نسبت به دولت به دليل نبود اقلام بهداشتي نظير ماسک يا مواد ضد عفوني کننده مطرح ميکنند. برخي تصميمات ناصحيح نيز شرايط را سختتر کرده و ايالات متحده با سوءاستفاده از اين وضعيت و هدف قرار دادن سيستم بهداشت و درمان ايران ميخواهند به هدف نهايي خود که پيشتر ذکر شد دست يابند. اگر طي ماههاي گذشته نشانههايي از اراده آمريکا براي راه اندازي کانال مالي سوئيس ديده ميشد و مسئولان کاخسفيد طي رفتارهايي تبليغاتي از به راه افتادن اين کانال مالي براي تبادل اقلام بشردوستانه با ايران سخن ميگفتند، اکنون روشن شده است که آمريکا نميخواهد با فعال کردن اين کانال، هدف نهايي خود يعني تشديد فشار بر مردم براي ايستادن روبهروي حاکميت را تحت تأثير قرار دهد. در چنين شرايط آمريکا با استفاده از برخي انديشکدهها يا NGOها ميکوشد تا کمپينهايي عليه ايران به راه انداخته و شرکتها را از همکاري با ايران منع کند. هدف دولت آمريکا از اين اقدام و استفاده از ابزارهايي نظير انديشکدهها اين است که بار حقوق بشري تحريم غيرانساني را از دوش خود بردارد؛ چرا که تحريم دارويي يک ملت از منظر افکار عمومي در جهان اقدامي بسيار قبيح است و دولتمردان آمريکا نميخواهند به تنهايي بار اين اقدام غيرانساني را به دوش بکشند. طبيعي است که اين فشارها بر سيستم بهداشت و درمان ايران اثر گذاشته و در ادامه نيز تأثيرات بيشتري خواهد گذاشت. اکنون اما مسأله اينجاست که چه بايد کرد و حاکميت چگونه ميتواند از آسيب اين تحريمها بهويژه در شرايطي که مردم با يک اپيدمي درگير هستند، بکاهد. به عقيده نگارنده، اولين مسأله تشديد تلاشها در حوزه ديپلماتيک است. صحيح است که طي اين مدت تلاشهايي صورت گرفته و دولت ايران تماسهايي با برخي کشورهاي جنوب خليجفارس، آذربايجان، چين، روسيه و برخي ديگر از کشورها داشته اما نبايد اين تلاشها را کافي دانست. فارغ از دوست يا دشمن بودن کشورها بايد از بسياري از کشورها درخواست کمک کنيم و از جامعه جهاني بخواهيم تا در کنار مردم ايران قرار گيرد. ما مشکلات بسياري داريم و هيچ اشکالي ندارد اگر از ديگر کشورها پول قرض بگيريم تا جان مردم را نجات دهيم. دومين اقدامي که بايد از سوي دولت ايران در دستور کار قرار گيرد، مديريت اجرايي صحيح در کنار مديريت علمي و درماني شيوع بيماري است. بايد يک مدير اجرايي قوي مديريت امور را بر عهده گيرد، ملاحظات سياسي و جناحي کنار گذاشته شود و تلاش صورت گيرد تا کشور از اين بحران عبور کند. واقعيت آن است که اکنون وزارت بهداشت بهرغم همه تلاشها قادر به مديريت مسأله نيست و نميتواند در حوزه اجرا آن طور که بايد و شايد اثر گذار باشد. در کنار اين وزارتخانه بايد يک مدير اجرايي قوي منصوب شود و با اختيارات کامل اقدامات لازم را انجام دهد. حتي خوب است که اين فرد، عنوان نمايندگي از ولي فقيه را نيز داشته باشد تا مسائل بهتر پيش برود.