بستن

نیازمند هماهنگی و اقتدار در مدیریت بحران هستیم

نیازمند هماهنگی و اقتدار در مدیریت بحران هستیم
سیدحسن موسوی چلک رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

ادامه از صفحه 1/ ...نکته ديگر اطلاعات متناقضي است که از جاهاي مختلف به دست شهروندان مي‌رسد. همين الان هر کدام از دانشگاه‌هاي علوم پزشکي براي خودشان يک سامانه زده اند که طي آن پروتکل و نکاتي بيرون مي‌دهند. دانشگاه‌هاي علوم پزشکي زير نظر وزارت بهداشت و کلي پژوهشکده در حوزه بهداشت و درمان و علوم پزشکي داريم. آيا بهتر نيست يک هماهنگي بين آموزش، پژوهشکده و پژوهشگاه‌ها در گروه‌هاي مختلف که کم هم نيستند و اتفاقا اطلاعات خوبي هم دارند و افراد باسوادي هستند، صورت بگيرد؟ بهتر است تقسيم کار صورت بگيرد تا ظرف يک هفته اطلاعات مورد نياز مردم استخراج شود. يک سايت يا سامانه باشد که مردم با مراجعه به آن اطلاعات يکساني را دريافت کنند. از آن طرف به نظر مي‌رسد وزارت بهداشت مي‌توانست هماهنگ کند که مراکز درماني مختلف اطلاعات مستقل ارائه نکنند. کرونا يک راه ورود و يک درمان و مراقبت دارد، سه بخش است. به غير از پروتکل‌هاي تخصصي، اطلاعاتي که مردم بايد بدانند يک هماهنگي بين دانشگاه‌ها و حتي بين معاونت‌ها انجام مي‌شد. مثلا آقاي رئيسي مبحث پيشگيري و آقاي جان بابايي درمان را پوشش دهند. مواردي که نبايد خارج از وزارت بهداشت و مجموعه درمان انجام بگيرد. يک بخش هم حمايت‌هاي رواني است که مربوط به سازمان نظام روانشناسي است و انجمن مددکاران هم مي‌تواند در مبحث حمايت‌هاي اجتماعي ورود کند. اين کار آنقدر ساده است که اگر مردم يک مرجع رسمي واحد داشته باشند نه اينکه هر دانشگاه براي خودش يک سامانه بزند و پژوهشکده‌ها و پزشک متخصص هر کدام يک کار بکنند و از خارج کشور هم اطلاعات ديگري منتشر شود. اين سردرگمي مردم را نسبت به مديريت اين موضوع بيشتر خسته و نااميد کرده است. درواقع اين شيوه مديريت درمورد اين ويروس جواب نخواهد داد لذا انتظار مي‌رود هماهنگي بين بخشي با اقتدار انجام شود. حتي در بحث اطلاع رساني وزارت بهداشت بيش از اينکه مسئول روابط عمومي، مسئول اطلاعات رساني اين موضوع باشد، با توجه به ماهيتش که بيشتر رويکرد بهداشتي دارد، معاون بهداشت مي‌تواند سخنگوي ستاد بحران کرونا باشد. تشکيل قرارگاه‌ها، کميته‌هاي دولتي مستقل و جزيره‌اي هدر دادن منابع است. درحالي که وزير بهداشت اعلام مي‌کند از فردا به همگان ماسک رايگان مي‌دهيم اما در سطح شهر ماسک پيدا نمي‌شود و بيشتر ناشي از ناهماهنگي است يا ماسکي وجود دارد و توزيع نمي‌شود و يا اصلا وجود ندارد. جنس بحران‌هاي بهداشتي بدون مرز است ضمن اينکه منطق مديريت بحران اين است که متناسب با بحراني که ايجاد مي‌شود، بتوانيم برنامه ريزي بکنيم. بحران در يک منطقه طبيعتا مديريت بحران خاص خود را مي‌طلبد ولي اين بحران متفاوت است. اصلا منطق مديريت بحران اين است که به تناسب هر بحران بتوان يک سازوکار مديريتي را اتخاذ کرد. اما انگار عقلانيت در حوزه مديريت بحران فراموش شده است. اتفاقا راه اين بحران، مشارکت مردم و اعتمادسازي است. خود هماهنگي مي‌تواند اعتمادسازي ايجاد کند. هيچ چيزي نبايد سلامت مردم را تحت الشعاع قرار دهد. سلامت مردم نبايد درگير بازي‌هاي سياسي و حتي مصلحت‌هاي سياسي شود. ما خيلي زودتر از اينها مي‌توانستيم اطلاعات را منتشر کنيم. اين که چگونه نان بخريم بعد از اين مدت بايد بيان شود؟ اين همه پژوهشگاه و هيات علمي معاونت‌هاي پژوهشي داريم. اجازه مي‌داديم مطالعه مي‌کردند و يک پروتکل بومي مي‌نوشتند. ساختن اپليکيشني که بتوانند اطلاعات بگيرند و ساختن تيزرهايي که بتواند اطلاعات درست بدهد، ضروري است. يکي از مهمترين وظايف مدير، برنامه ريزي با نگاه به آينده است. وقتي مي‌گوييم مهمترين راه براي کنترل، پيشگيري است طبيعتا بايد تمرکز عمده را روي پيشگيري بگذاريم و زيرساخت‌هاي درمان را آماده کنيم. ما مي‌دانيم چقدر جمعيت داريم و چقدر ظرفيت توليد ماسک و الکل و شوينده‌هاي مرتبط است. اينها کار سختي براي هماهنگي و پيش بيني نبود. ساده گرفتند و خود اين ساده گرفتن باز بحران در مديريت بحران است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی