آرمان ملي - نسترن فراهاني: فشار حداکثري آمريکا هرروز اقتصاد ايران را به مسير سختي هدايت ميکند. در سياست داخلي نيز نارضايتي معيشتي و بياعتمادي مردم تشديد شده است و کشور با شيوع کرونا در شرايط خاصي قرار گرفته است. با وجود بحرانهايي که امروز کشور با آن دست و پنجه نرم ميکند و تمام ابعاد جامعه را در گير خود کرده است صحبت از انتخاباتهاي آينده و پيشبيني در خصوص آنها چندان منطقي به نظر نميرسد با اين حال اصولگرايان پس از پيروزي در انتخابات مجلس شروع به تلقين پيروزيهاي بيشتر در آينده سياسي اين جريان کردند، به طوري که در روزهاي اخير بارها از جانب فعالان اين جريان شنيده شده که پيروزي اصولگرايان در انتخابات 1400 و رياست جمهوري قدم بعدي آنها محسوب ميشود. در همين خصوص يدا... طاهرنژاد فعال سياسي اصلاحطلب و عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران سازندگي با «آرمان ملي» به گفت و گو پرداخته است که در ادامه ميخوانيد:
اصولگرايان امروز پيروزي خودرا به دليل عدم اقبال مردم به جريان اصلاحات ميدانند، اين نظريه را تا چه اندازه دقيق ميدانيد؟
ميزان مشارکت در انتخابات از مولفههاي ارزشي است، ثابت کردن آن اما نيازمند مولفههاي غير ارزشي و خنثي است بنابراين اصلاحطلبان بايد به طور دقيق آسيب شناسي کنند که ببينند چه اتفاقي رخ داد که اقبال گسترده مردم به اين ميزان افول کرد البته من سابقا هم گفته بودم که ريزش از جريان اصلاحات به معناي ريختن عقبه اجتماعي آنها در سبد راي اصولگرايان نيست اما به هر حال اين موضوع براي کل نظام يک نقص محسوب ميشود که اين ريزش از بدنه اصلاحات طي تحولات اخير اتفاق افتاده است.
با اين وجود دليل کاهش سرمايه اجتماعي اصلاحطلبان را چه موضوعي ميدانيد؟
اصلاحطلبان حتما بايد بررسي کنند و ببينند که چرا اقبال آنها با چنين ريزشي مواجه شده است. درنهايت اگر نيروهاي جريان اصلاحطلبان بتوانند اصلاحات درون جرياني انجام بدهند و دلايل را به درستي بررسي کنند و در جهت رفع آن هم بربيايند جامعه بازهم به آنها اقبال نشان ميدهد اما اگر به دنبال دلايل واهي بروند و خود را مبرا از هر عيب و نقصي بدانند و فکر کنند اتفاقات اخير تصادفي بوده، قطعا شرايط به همين شکل ميماند و جامعه هم به آنها اقبالي نشان نميدهد و حتي وضع بدتر از اين که هست، خواهد شد.
اصولگرايان گمانه زني زودهنگامي را مبني بر ادامه پيروزي در انتخابات مجلس و بسط آن به انتخابات رياست جمهوري در 1400 مطرح کردهاند، از ديدگاه شما اين احتمال تا چه اندازه به حقيقت نزديک است؟
اميدواري اصولگرايان و خوشحالي آنها براي تکرار پيروزي در انتخابات 1400 بيراه هم نيست چراکه تجربه در عرصه سياست نشان داده است معمولا جرياني که به طور قاطع مجلس را در دست ميگيرد کرسي رياست جمهوري هم توسط همان جريان فتح خواهد شد. مگر آنکه اتفاقاتي خاصي در عرصه سياست رخ بدهد و بدنه اجتماعي اصولگرايان هم از آنها زده شوند در آن صورت اين شاديها بي فايده خواهد بود. در واقع در حال حاضر هردو جريان وضعيت حساسي دارند و اصولگرايان هم تحت شرايط خاصي ميتوانند به پيروزي در انتخابات 1400 اميدوار باشند.
چه عملکردي از سوي جريان اصلاحات ميتواند بدنه اجتماعي اين جريان را ترميم کند؟
اصلاحطلبان بايد عالمانه بررسي کنند و متوجه نقاطي که از آن آسيب ديدهاند، بشوند و پس از آن صادقانه مشکلات خود را با مردم در ميان بگذارند. مردم اگر از اصلاحطلبان صداقت ببينند بازهم آنهارا در عرصه سياست ميپذيرند و به اين جريان اقبال نشان ميدهند اما اگر جريان اصلاحطلب بخواهد فرافکني کند و مسئوليت خودرا در قبال مردم و جامعه نپذيرد طبيعتا نبايد توقع تغييري در اقبال عمومي مردم داشته باشد و نويد اصولگرايان براي پيروزي در انتخابات 1400 محقق خواهد شد.
فکر ميکنيد حمايت از دولت روحاني چه ميزاني در اين ريزش موثر واقع شده باشد؟
براي آسيب شناسي جريان اصلاحات و نحوه مواجهه آنها با انتخابات 1400 نياز به بررسيهاي کارشناسانه و صادقانه وجود دارد اما اينکه امروز بخواهيم وضعيت فعلي جريان اصلاحات را به گردن روحاني و حمايت از او بيندازيم بازهم دچار فرافکني شدهايم که نتيجهاي هم ندارد، بايد تحقيقاتي صورت بگيرد تا اشکالات واقعي ريزش و افول سرمايه اجتماعي اصلاحطلبان مشخص شود نه اينکه براي آن بهانه تراشي کنيم البته شايد يکي از دلايل آن به حمايت از روحاني بازگردد اما همه دلايل به اين موضوع برنمي گردد و نياز به آسيب شناسي دقيق در اين زمينه وجود دارد جريان اصلاحات بايد اشتباهات خود را بپذيرد تا بتواند زودتر به نتيجه برسد، حواشي بايد کنار گذاشته شوند تا بتوانيم به دلايل قطعي و اصلي برسيم و آنهارا رفع کنيم. تقليل دادن مشکلات به مسائل ساده نميتواند دردي از جريان اصلاحات دوا کند.
با اين تفاسير باتوجه به بحرانهاي امروز کشور حدس واحتمالات در خصوص تحولات سياسي تا چه اندازه قابل تکيه است؟
ايران امروز در بدترين وضعيت خود از هر لحاظ به سر ميبرد و از تمام ابعاد سياسي اجتماعي فرهنگي اقتصادي دچار بحران شده است. در اين وضعيت بحراني و حساس هيچ تحول و اتفاق سياسي قابل پيشبيني نيست. ايران امروز درگير بحراني است که ابر بحران محسوب ميشود و نسبت به مشکلاتي که اخيرا کشور از سر گذرانده از همه بزرگتر و مشکل تر است. به همين دليل هم نميتوانيم ارزيابي دقيقي از آينده داشته باشيم، ما بايد از اين بحران عبور کنيم و جامعه به يک وضعيت متعادل برسد تا بتوانيم ارزيابي کنيم در آينده سياسي کشور چه اتفاقاتي رخ خواهد داد.