طبيعي است اصولا مردم از هر چيزي که شناخت ندارند ، ميترسند، حالا تصور کنيد که بيماري خطرناکي همچون کرونا که دانشمندان جهان از درمان آن عاجز ماندهاند و تنها راه پيشگيري را در براي جلوگيري از اپيدمي جهاني اين ويروس را در پيش گرفتهاند، تا چه اندازه اخبار شيوع آن ميتواند نگرانکننده باشد. از ديد من اين ترس، ميتواند جنبههاي مثبت هم داشته باشد که مردم اين بيماري را جدي بگيرند. يکي از دلايلي که ترس و نگراني از کرونا در ايران بيشتر است بخشي از آن ناشي از بلاتکليفي است که در جامعه ما بهدليل مشکلاتي که دستگاههاي اجرائي دارند بهوجود آمده است مانند توزيع برخي اقلام. در واقع نوعي رابطه گسيختگي بين مردم و مسئولان و رسانهها حاصل شده و مردم نوعي بياعتمادي به رسيدگي به امورشان پيدا کردهاند. حالا همين رسانهها چگونه ميتوانند به مردم دلگرمي و پشتگرمي ببخشند که مردم بيماري کرونا با بهداشت فردي و عمومي قابل پيشگيري است و نگران نباشيد باهم باشيد و همکاري کنيد و در عين حال که مواظبت ميکنيد تا حد ممکن آرامش دروني و رواني تان را حفظ کنيد. داشتن آرامش رواني و دروني براي مقابله با بيماري کرونا نياز به انسجام اجتماعي دارد. در جامعهاي که متاسفانه برخي فرصتها براي اينکه مردم باهمبودن را تجربه کنند و اعتماد به يکديگر را حفظ کنند و در عين حال احساس يگانگي و نوع دوستي کنند، لطمه ديده بنابراين در فقدان اين فرصتها طبيعي است که مردم هم از بيماري ميترسند، هم از همديگر. عدهاي در چنين اوضاع و احوال کشور به جاي اينکه به کمک هم بشتابند اجناس را گران ميکنند و لوازم مورد نياز مردم را احتکار ميکنند يا به هر شکلي هر کسي گليم خودش را از آب بيرون ميکشد اين مشکل بايد با پشتگرمي و اعتماد به هم و بسيج تمام امکانات کشور براي مواجهه با اين بيماري کم شود. بهدليل فقدان رابطه درست بين مردم و رسانهها و مسئولان ما يک مرتبه علاوه بر اين مشکل عظيم جهاني با مساله ديگري هم مواجه شديم. طبيعي است که جامعه ما آمادگي لازم را به لحاظ ذهني و دروني و شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و سياسي براي مشکل فعلي کرونا ندارد طبيعتا مردم خود را در مواجهه با اين مشکل تنها احساس ميکنند وقتي احساس تنهايي و بيپناهي کردي بيشتر ميترسي درست مانند آنکه در جنگل رها شدهاي و هيچکسي کنارت نيست با اينکه تهديد جدي وجود ندارد اما احساس ترس ميکنيم. احساس ترس جامعه ما در مقابل اين بيماري بخشي ناشي از واقعيت بيماري و بخشي ناشي از احساس تنهايي است وگرنه چنانچه مؤلفههاي گفته شده را داشته باشيم شايد به اندازه خود بيماري ميترسيم. امروز علاوه بر بيماري کرونا، تنهايي و جدا افتادن از ديگران ترسمان را چندبرابر کرده است.