در دورههاي گوناگون تاريخي تعريف، ساختار و اعتبار حاکميتها متناسب با شرايط عيني هر دوران تغيير کرده است. در جهان معاصر تعريف نظام سياسي برآيند نظاممند شدن خرد جمعي هر جامعه براي حل و فصل کارآمد و کم هزينهتر مشکلات، دشواريها و تحقق نيازها، خواستهها و انتظارات ملي که در غالب اهدافي چون ايجاد رفاه، آرامش و امنيت براي يکايک شهروندان است، تبلور مييابد. در نتيجه اعتبار نظام سياسي در مقبوليت آن نزد اکثريت شهروندان است. بنابراين، نظام سياسي در هر کشوري، زماني کارآمد است که بيوقفه و صادقانه به ايجاد رفاه، آسايش و امنيت براي همه شهروندان تحت پوشش خود که همانا توسعه همه جانبه و تحقق منافع و امنيت ملي ست، بپردازد. اظهارات، رفتار و عملکرد نخبگان در حوزهاي گوناگون بنيادي ترين سنگ محک و معيار نظام اخلاقي در هر جامعه اي است. در جهان معاصر برخلاف گذشتههاي دور، يگانه فلسفه وجودي حاکميت و مولفههاي تشکيلدهنده آن يعني سياست ورزان، کارگزاران و نهادهاي گوناگون، تلاش براي حل و فصل مشکلات، دشواريها، دغدغهها و امور گوناگون شهروندان بهعنوان موکلين نظام سياسي ميباشد. در صورتي که حاکميت در غالب سياست ورزان و نهادهاي حاکميتي؛ رفتار، اظهارات يا عملکردي برخلاف تعريف ذاتي خود داشته باشد، بيهيچ ترديدي موجب آشفتگي، بلاتکليفي و اختلالات و ناهنجاريهاي گوناگون اجتماعي ميشود که در نهايت موجب سست شدن و حتي فروپاشي نظام اخلاقي در جامعه خواهد شد. بهطور کلي، کاربرد نظام اخلاقي در هر جامعهاي نظام مند کردن رفتارشهروندان در مقابل يکديگر و هدايت جامعه به سوي اهداف و آرمانهايي که سبب آرامش، آسايش و امنيت روحي شهروندان ميشود. به همين دليل ميتوان به درستي انواع ناهنجاريهاي فردي، گروهي و اجتماعي را انعکاس اوضاع و احوال نظام اخلاقي جوامع در نظر گرفت. اگر نکات فوق عقلاني تلقي شود، آنگاه، پرييراه نخواهد بود اگر گفته شود، بينظميهاي بخش قابل توجهي از کارگزاران حاکميتي در حوزههاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي، صنعتي، تجاري، علمي و بهويژه مالي از يکسو و مشکلات و دشواريها شهروندان چون بيکاري، معضلات بيشمار جوانان، ناتواني خانوادههاي بسياري از تامين نيازهاي ضروري و اوليه، مشکلات آموزشي، تحصيلي، بهداشتي، درماني و..... از سوي ديگر همه حاکي از حال و روز نظام اخلاقي جامعه است. کاملا قابل درک است که سياست ورزان و صاحب منصبان انتصابي و انتخابي «بهدليل دغدغههاي فراوان خدمت رساني به شهروندان» وقت کافي براي ديدار اقشار مختلف شهروندان در نقاط گوناگون کشور، مثلاً، سيستان و بلوچستان، ايلام، کردستان، کهگيلويه و بوير احمد، آذربايجان و.... را ندارند. اما براي دريافت درک عيني، کاربردي و واقعي از زندگي روزمره بخش قابل توجه از شهروندان ايران زمين حداقل ميتوانند يک روز «فقط يک روز کاري خود» را صرف بازديد از محلههايي چون اتابک بيسيم، ميدان شوش معروف به لب خط، خاک سفيد، درواز غار، راه آهن، گمرک و..... در تهران کنند. در جهان معاصر بهدليل تضعيف و محدود شدن مرزهاي ميان شهروندان جوامع مختلف که حاصل دستاوردهاي توسعه بيسابقه علوم در حوزهاي گوناگون از جمله رسانههاي جمعي و مجازي است، ديگر براي نظامهاي سياسي از هر جنسي امکانپذير نيست که مشکلات، دغدغه ها، خواستهها، نيازها، انتظارات و... شهروندان را ناديده يا محدود کنند. اديان و پيامبران براي رستگاري بشر از بيعدالتيها، سختيها، ظلم، زورگويي، فقر، بينظمي، بيقانوني، انواع ناهنجاريها و.... از طرف حضرت حق و خالق هستي فرستاده شدهاند. حرام در قوانين فقهي و مدني به رفتار، اظهارات و عملکردي اتلاق ميشود که براي هم نوع، جامعه، مومنين و دين؛ ناروا، ممنوع، مضر يا آسيبرسان باشد. از اينرو، بهدليل ميزان غيرقابل اندازهگيري و توصيف سختيها، غم و انده و دشواريهاي گوناگون معيشتي، بيکاري، آموزشي، تحصيلي، اقتصادي، بهداشتي/درماني و... که گريبانگير بخش وسيعي از شهروندان ايران زمين را گرفته است، بنا بر فلسفه وجودي همه آموزهاي ديني و قوانين مدني که تعريفي مشخص از وظيفه و جايگاه نخبگان و سياستورزان ارائه ميدهند، ميتوان گفت، تا رفع مشکلات طاقتفرساي همه شهروندان ايران زمين که محصول ناکارآمدي انديشهها، راهکارها، طرحها و راهبردهاي سياستورزان و صاحب منصبان است، خواب بر همه سياست ورزان حرام است.